منشا’ دین
«بسمه تعالي»
منشاء چيست؟ منشاء محل و جايگاه پيدايش است. هر پديده يي منشاء يي دارد. هيچ مخلوقي بدون منشاء و مبدا پديدار نمي شود. در درون هر منشاء يي نيرويي نهفته است كه در حال حاضر ثمره آن آشكار نيست اما توان آشكار شدن را دارد.
منشاء دين چيست؟ منشاء دين مجموعه عواملي است در نهان و فطرت انسان قرار دارد و زندگي انسان روي به سوي آن دارد. اين عوامل، عواملي هستند كه به زندگي انسان جهت مي دهند تا انسان در طول زندگي فردي و اجتماعي خود با اثرگيري از آن، با اميد و نشاط بيشتر به فعاليت روزمره بپردازد. به عبارت ديگر منشاء اصلي گرايش و قبول دين، مجموعه عواملي است كه در خلقت و فطرت انسان وجود دارد. به عنوان مثال، وقتي گفته مي شود افراد بسوي منشاء خود حركت مي كنند، منظور اين است كه افراد با توجه به دين انتخابي خود، رو بسوي آن مي نمايد. وقتي دين الهي منشاء را خدا معرفي مي نمايد پس معتقدين بسوي خدا حركت مي نمايند و وقتي طبيعيون منشاء را عوامل طبيعي معرفي مي نمايد پس معتقدين بسوي نيستي (خاك شدن) حركت مي نمايند.
همه انسان ها به يك هدف اصلي و يك سري اهداف فرعي كه در راستاي هدف اصلي نياز دارند تا به زنده بودن شان مفهوم و معني بدهد. در اين ميان روش زندگي كردني(ديني) موفق خواهد بود كه به بهترين و عالي ترين صورت ممكن به زندگي انسان معني و مفهوم بدهد.
هرانساني در داخل روش زندگي كردني متولد مي شود، زندگي مي كند و مي ميرد.
اگر فردي يا گروهي از روش زندگي كردني (ديني) خارج گردد، داخل روش زندگي كردن (دين) ديگري مي شود.
اگر كساني از مجموعه روش هاي زندگي كردن موجود خارج شوند، روشي را به مجموعه روش ها اضافه مي كنند. به مجموعه روش هاي زندگي كردن دين مي گوييم.
مجموعه زندگي كردن ها را مي توانيم در سه روش(الاهي، بشري و التقاطي) از هم جدا كرده و شناسايي كنيم كه نقطه اشتراك آن ها فقط در زندگي كردن است. كرايش انسان هميشه به يكي از اين سه دين الزامي بوده و مي باشد. كه براي هر كدام منشاء هايي ذكر گرديده است.
هر ديني با توجه به منشاء مورد قبول خود جهت پايدار ماندن، روشي را جهت كنترل بوجود مي آورد كه به صورت مستقيم يا غيرمستقيم اعمال مي نمايد كه مجموعه كنترل هايش داراي مشخصاتي است كه با آن شناخته مي شود.
ديني موفق و ماندگار خواهد بود كه منشاء مناسب با خواست واقعي انسان و جامعه انساني داشته باشد.
آيا منشاء دين ها يكي است؟ خير، زيرا منشاء دين الاهي خداي است كه قرآن را فرستاده است، اما منشاء دين هاي بشري و التقاطي انسان جدا شده از خدا است.
1- منشاء دين الاهي اراده خداست كه براساس فطرت واقعي انسان است. از طرف خدا قوانيني ارسال مي گردد كه مناسب با خواست انسان است. گيرنده پيام ها و قوانين خدا، پيامبران بودند. مخاطب پيام ها، انسان است. كانال ارتباطي بين خدا و پيامبران وحي بوده و اثر آن هنوز موجود است.
دين الاهي واحد است چون مبدا فاعلي آن خداي واحدي است كه همه پيامبران را با هدف واحد جهت داشتن روش زندگي مناسب با خلقت انسان ارسال نموده است.
اصول اوّليه دين الاهي: خدا محوري، توجه به خواست خدا، توجه به منافع اجتماع و عدالت اجتماعي، با اكثريت آرا وضع مي شود.
مبناي فكري دين الهي رعايت عدالت است. منافع فردي يا منافع اجتماعي مطرح نيست، بلكه منافع هر دو با توجه به جايگاهشان مطرح مي باشد. مسير حركت انسان ها به سوي خداست. در مسير حركت تامين كننده منافع مادي و معنوي اجتماع است كه منافع آن شامل حال فرد فرد جامعه مي شود و در نهايت جامعه را خداگونه مي نمايد.
2- منشاء دين بشري عوامل طبيعي هستند كه با توجه به محل سكونت افراد متكثر و متعدد است. كه از اراده اكثريت انسان هاي ساكن در همان منطقه سرچشمه مي گيرد. رواج دين هاي بشري در هر منطقه يي بستگي به اراده اكثريت قالب دارد. اراده اكثريت در دين هاي بشري را بيشتر مواقع زر و زور و تزوير تعيين و تثبيت مي نمايد. دين هاي بشري به علت داشتن مبدا هاي فاعلي گوناگون، گوناگون هستند.
در دين هاي بشري هر چه قابل تجربه باشد مورد قبول است، مرگ پايان زندگي است. انسان خودش براي خودش قانون تعيين مي كند، اكثريت مردم در هر عصري هر چه را پسنديدند مورد قبول و همان قانون است. انسان به سبب برخي نياز هاي رواني، اجتماعي و اقتصادي با توجه به انديشه خود قراردادهايي را به وجود آورده است.
اصول اوّليه اديان بشري: مردم محوري، توجه به درخواست اكثريت، رضايت افكار عمومي حاضر و با اكثريت آرا وضع مي شود.
مبناي فكري در اديان بشري در حال تغيير به سوي منافع فردي و طبقه خود مي باشد و مسير حركت به سوي منافع مادي است.
3- دين هاي التقاطي منشاء مستقلي ندارد. دين التقاطي مجموعه يي است كه با گزينش دلخواه از دين الاهي و بشري، و تركيب آن ها به نحوي كه خواسته به وجود آوردگان را برآورده كند، بوجود مي آيد. اندازه التقاط بين حداكثر دين الاهي و حداقل دين بشري تا حداكثر دين بشري و حداقل دين الاهي در سيلان است.
طرف داران دين التقاطي در ظاهر بيشتر طرفدار ديني هستند كه حاكميت دارد اما در باطن با آن نيستند، طرفداري از دين حاكم تاكتيك آن هاست. و فكر مي كنند كه هر كدام از دين هاي فوق به تنهايي قادر به ايجاد سعادت انسان نيستند.
دين ها را با توجه به منشاء آن ها مي توان به منشاء هاي منسوخ شونده و ثابت تقسيم كرد. منشاء دين هاي بشري و التقاطي جزو منشاء هاي منسوخ شونده و منشاء دين الاهي جزو منشاءهاي ثابت به حساب مي آيد.
با توجه به مشخصات هر كدام از دين ها و منشاءهاي آن مي توان ترس از عوامل طبيعي(سيل، زلزله، رعد و برق و...)، جهل، محروميت(اقتصادي، جنسي)، ترس از زورمندان(برده دار، فرعون، ارباب و...)، توسل به سحر و جادو و توجه به هوا و هوس را از علل و منشاء هاي دين هاي بشري دانست كه در اول توجه به سنگ كردند، بعد به انواع بت هاي دست ساز متوسل شدند، در مراحل بعد به ماده پرستي، طبيعت پرستي، علم پرستي و بعد به انسان محوري(اصالت انسان= اومانيسم) روي آورند كه بعضي منسوخ شده و بقيه هم در حال منسوخ شدن هستند و روي آوردن به روش هاي جديد كه باز عمر آن ها نيز محدوديتي خواهد داشت.
ممكن است كساني بر اين عقيده باشند و يا چنين تبليغ نمايند كه ترس، جهل، محروميت و مواردي از اين قبيل از منشاء هاي دين الاهي هست. نظر اين گروه از افراد به چند دليل باطل است، كه مهمترين آن ها توجه به اصل سنخيت است، بايد بررسي و تحقيق كرد كه موارد اعلام شده با مشخصات اوليه كدام يك از دين هاي فوق مطابقت و سنخيت دارد و با كدام ها مطابقت و سنخيت ندارد
مهمترين آموزه دين الاهي توحيد، نبوت و معاد است. اگر به منابع اصلي دين الاهي مراجعه شود، از اول(آدم اولين انسان كه اولين پيامبر هم هست) تا حالا با انواع ترس، جهل و ناداني و محروميت ها مبارزه كرده و جان بيشتر پيامبران در راه مبارزه با انواع مظاهر شرك به خطر افتاده است و اكثريت آن ها به دست بت پرستان، زورمندان، ثروتمندان، جادوگران مورد اذيت و آزار و شكنجه شده اند و يا به شهادت رسيدند.
نكته مهم: منشاء همه خواسته هاي مطلوب انساني كه در دين هاي بشري و التقاتي مطرح است، ريشه در دين الاهي دارد[1]. چون براي اولين بار اين مطلوب ها را دين الاهي مطرح كرده و خواستار اجراي آن ها در جامعه انساني شده و در حال حاضر نيز پيگير آن مطالبات مطلوب است.
سران دين هاي بشري و التقاطي به دنبال روش هاي جديدتر هستند تا به ياري آن وسيله بتوانند براي روش خود منشاء قابل قبول تري ارايه دهند، چون عدم پاسخ قانع كننده به پرسش هاي انسان ها روش شان به چالش كشيده مي شود. پرسش گري از چرايي ها از خصيصه هاي فطري انسان است.
در اثر فعال شدن حقيقي فطرت انسان، خداجويي، كمال جويي، عدالت جويي و... در وي رشد و تعالي مي يابد. پيروان دين الاهي از ابتدا خداپرست بودند، و هنوز هم هستند و تا ابد هم خدا پرست خواهند بود.
منشاء دين الاهي از اولين انسان تا آخر زندگي در اين جهان(تا قيامت) ثابت است. او خدايي هست كه خودش را در قرآن معرفي كرده است.
اختلاف و تضاد بين دين الاهي با دين هاي بشري و التقاتي چيزي نيست كه در لابلاي تاريخ مخفي مانده باشد. تاريخ پر فراز و نشيب زمين گواه است. اختلاف و جنگ بين طرفداران دين الاهي و دين هاي بشري و التقاطي، حقيقتي است كاملا آشكار كه به آساني نمي توان انكار كرد.
والسلام
محمد ابراهيم پاكروان
23/9/84