آمریکا ابرهه زمان

«بسمه تعالى»

آمریکا ابرهه زمان

22بهمن 80

خبر نگار سي.ان.ان. (C.N.N ) صبح زود كه از خواب بيدار شد، با خود گفت: نمي‌دانم چرا امروز حوصله خوردن صبحانه را ندارم. بايد زودتر آماده شوم و به مسيرهاي راه‌پیمایی مردم تهران سر بزنم، مسیرهایی كه مردم از آن جاها به طرف ميدان آزادي مي‌روند. احتمال دارد امسال جمعيت كمتري در راه‌پيمايي شركت كنند. آخر بوش تهديد كرده، ممكن است مردم بترسند.

در مسير مي‌ديد كه از هر خانه‌اي چند نفر خارج مي‌شوند و كوچه‌ها پر از جمعيت است و پوسترهايي در دست دارند كه نشان دهنده نفرت از آمريكاست. با خود گفت: «اين مردم از قدرت امريكا و تجهيزات نظامي پيشرفته آن خبر ندارند، اين چنين به سوي آزادي سرازير هستند. فكر مي‌كنند كه اگر جنگ بشه مي‌توان با شعار و آمدن به خيابان پيروز شد.»

هر چه به ميدان آزادي نزديك‌تر مي‌شد، ازدحام جمعيت را بيشتر مي‌ديد. بيشتر ناراحت مي‌شد. بر عقيده‌اش مطمئن مي‌شد كه اين ملت ساده بوده، و از توان نظامی آمریکا بي‌خبر است، دل خويش را خوش كرده‌اند كه ما از آمریکا ترسی نداریم. این مردم فقط شنیده‌اند که آمریکا هیروشیما و ناکازاکی را در عرض چند لحظه با خاک یکسان کرد.

موقعی بیشتر ناراحت شد که دید عده‌ای از مردم پارچه نوشته‌ای  با خود حمل می‌کنند که روی آن جمله امام خمینی، با خطی زیبا به چشم مي‌خورد: آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند.

ازدحام جمعيت مانع مي‌شد تا براحتي حركت كند. از جلوي دانشگاه صنعتي شریف به آن طرف‌تر به سختي جلو مي‌رفت. با اين حال هنوز وقت زيادي به شروع مراسم مانده بود. وقتي به ورودي ميدان آزادي رسيد، بالاي سر جمعيت يك فيل بزرگي را ديد كه يك آدمك بوش سوار آن بود. با خود گفت: فيل يك حيوان قوي و سمبل قدرت است. پس از قدرت امريكا خبر دارند. من از كارهاي اين ملت عجيب تعجب مي‌كنم.

جلوتر رفت. دو نفر فيل را روي يك چوب زده بودند و مي‌چرخاندند. يكي از پير مردها كه با كنجكاوي به فيل نگاه مي‌كرد، نظر خبر نگار را به خود جلب كرد. پيش رفت و گفت:

ـ : مي‌بخشيد. مي‌توانم يك سؤال كنم؟

ـ : بفرمائيد.

ـ : آيا از قدرت امريكا خبر داريد؟

ـ : ما امريكا را بعنوان يك ابر قدرت به عبارت، ساده‌تر به عنوان يك ابر جنايت كار مي‌شناسيم.

ـ : پس از قدرت آمريكا خبر داريد و چنين گستاخانه مي‌تازيد.

ـ : ما از قدرت آمريكا خبر داريم، اما شما از قدرت خدا خبر نداريد.

خبر نگار با خود گفت: چگونه او فهميد كه امريكايي هستم. پير مرد ادامه داد: مي‌بيني روي فيل چه نوشته.

خبرنگار دقت کرد. روي فيل نوشته بودند:«آمريكا، ابرهه زمان» از پير مرد سؤال کرد: يعني چه؟

اين جمله ما را به ياد يك واقعه تاريخي اصیل مي‌اندازد.

ـ : مي‌تواني ما را از آن واقعه با خبر سازي؟

ـ : بله: حتماً، درست گوش بده: اما قبل از پرداختن به واقعه تاريخي يك نكته‌اي را به خدمتتان عرض كنم. ما ملت عزت‌طلب هستيم از قديم هم بوديم، اما آن موقع يك ناهماهنگي بين ملت و دولت بود. تازه بعد از انقلاب اسلامي هماهنگ شديم. ما ملت ايران از وقايعي كه در تاريخ به عنوان خيانت،‌ ثبت مي‌شود كه سران نسبت به ملت انجام داده‌اند به عنوان ننگ يادمان مي‌آيد، تنفـور شـدید در ما ایجاد می‌شود. نمي‌خواهيم آيندگان هم ما را متهم به ننگ كنند. ما از كساني كه براي ايران اسلامي خدمت كردند و فردانه مقاومت نمودند به عنوان قهرمانان ملي ياد مي‌كنيم و اين را مي‌دانيم كه مرگ با عزت بهتر از زندگي با ذلت است.

اما آن واقعه تاريخي: قبل از تولد پيامبر اسلام(ص)، ابرهه سلطان مقتدري بود كه مي‌خواست كعبه را ویران كند. با فيل سواران زيادي به سوي كعبه حركت كرد. اما همه فیل سواران به وسيله پرندگاني بنام ابابيل از بين رفتند. پیرمرد دستی بر ریش سفیدش کشید، ادامه داد: أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ﴿1﴾ مگر نديدى پروردگارت با فيل سواران چه كرد.  أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ﴿2﴾ آيا [خدا] نيرنگشان را بر باد نداد. وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ﴿3﴾ و بر سر آن‌ها دسته دسته پرندگان ابابيل را فرستاد. جرياني تقريباً‌ شبيه واقعه طبس.

خبر نگار سي.ان.ان با شنيدن نام طبس بدنش لرزيد و سعي كرد كه آن را پنهان كند...

بعد از شنيدن واقعـه گفت: پس شماها پيش از اين كه به قـدرت خود تـكيه كنيد، به قـدرت خدا تكيه مي‌كنيد.

ـ بله، كاملاً اينطور است. «يدالله فوق ايديهم» 

                                   محمد ابراهيم پاكروان

                                           22/11/80

 

انقلابی‌ترین سه کتاب جهان

انقلابی‌ترین سه کتاب جهان:  

اولین کتاب: قرآن. دومین نهج‌البلاغه و سومین صحیفه نور. برای فهم عمیق نهج‌البلاغه لازم است صحیفه نور مطالعه گردد. چون صحیفه نور مبانی برای فهم نهج‌البلاغه و  برای فهم عمیق قرآن لازم است نهج‌البلاغه مطالعه گردد. چون نهج‌البلاغه مبانی برای فهم قرآن می‌باشد. اهداف این سه کتاب بر یک صراط است و آن هم صراط مستفیم است. کتاب قرآن وحی الهی است که بر حضرت محمد وارد شده است. کتاب نهج‌البلاغه از علم و عقیده حضرت علی برآمده و سید رضی گردآوری نموده است. کتاب صحیفه نور مجموعه فرامین و عرایض امام خمینی است که توسط امام خامنه‌ای جمع‌آوری گردیده است. تمام شخصیت‌های این مجموعه از کسانی هستند که به خود انسان بها می‌دهند و خواستار افزایش کرامت، شجاعت، منزلت، آزادی، آگاهی، استقلال، شرف، عزت، و... همه اقشار مردم، مخصوصا مستضعفین هستند. گروهی که حامی واقعی در جامعه بشری ندارد و تمام تلاش گروه ها و احزاب بشری این است که از مستضعفین استفاده ابزاری کنند تا به نوایی برسند. هدف ادیان بشری این است: به نام دفاع از مستضعف، برای شیرین کامی مستکبر. جون قرن‌ها تلاش کردند گروه عظیم اجتماع را در ضعف اقتصادی نگه دارند، مخصوصا ضعف فکری، چنان‌که این گروه خود را مستحق ضعیف ماندن بدانند. تمام تلاش صاحبان این سه کتاب است: ظلم بر انسان و انسانیت انسان نشود.

اگر فردی به‌غیر این سه کتاب، کتاب دیگری سراغ دارد با دلایل معرفی نماید تا حد آن شناخته شود. لازم به توضیح است که کتاب‌هایی که در راستای این کتاب‌ها نوشته شده و شخصیت‌هایی که در این راستا کام برداشته‌اند و واضح کننده این راه‌ند نباید معرفی گردند.

می‌رویم تا خط امام بماند از شهید مهدی رجب بیگی

مواپا: �خط امامِ اصیل را، از خط امامی‌های اصل اخذ نمایید.�

می‌رویم تا خط امام بماند از شهید مهدی رجب بیگی

می‌رویم تا خط امام بماند خطی که از ابراهیم آغاز شد و در تداوم سرخ خویش با دست‌های پاک محمد و علی به قلب پرشور امام امت رسید تا رنج‌بران زمین را از جور حکومت قابیلیان برهاند.

می‌رویم تا خط امام بماند خطی که تبلور قاطعیت بر علیه جباران، عصاره عصیان مستضعفان بر علیه مستکبران، فریاد همیشه مظلومان، راه پیروز محرومان است. می‌رویم تا خط امام بماند.

می‌رویم تا خط امام بماند خطی که رسالت گسستن زنجیرهای اسارت از دست‌و‌پای مغضوبین زمین را بر عهده دارد.

می‌رویم تا خط امام بماند خطی که پیام قیام پیروزمند مستضعفان را بر تارک‌ تاریخ خواهد داشت و پوزه کثیف جلادان را سرانجام به‌خاک خواهد مالید.

می‌رویم تا خط امام بماند خطی که راه پیروز انقلاب‌کبیر‌اسلامی خلق دلاور ایران است و باید که حماسه قیام را تا دور‌دست‌ها بکشاند و نهال انقلاب را در دل خلق‌های تحت ستم جهان بنشاند.

می‌رویم تا خط امام بماند خطی که با نفی هر‌گونه سازش‌کاری و ستم‌کاری، نوید نابودی سازش‌گران و ستم‌کاران را با خود همراه داشت.

می‌رویم تا خط امام بماند خطی که پاسدار خون رزمندگان دلیر و شهیدان به خون خفته امت قهرمان ایران است. خطی که سرانجام شوم امپریالیسم و سلطه‌گران اجنبی را هم‌اکنون بر قله عالم نمایان ساخته و دژ مستحکم توحید را در دور‌دست‌های هر ستمکده بر پا خواهد داشت.

می‌رویم تا خط امام بماند...

منبع: شهید مهدی رجب بیگی، می‌رویم تا خط امام بماند، گردآوری و تنظیم: کمیته فرهنگی دفتر مرکزی جهاد سازندگی، ناشر: شرکت نشر هجرت مشهد چاپ سوم: بهمن ماه 1362 ص16

مزار شهید : بهشت زهرا ، قطعه ۲۴ ، ردیف ۹۷ ، شماره 4.

 

فتنه 88 وظیفه دولت اسلامی نجات مستصعف

فرق فتنه ۸۸

بیشتر خسارت به جمهوری اسلامی از ناحیه نفوذی‌هاست. افرادی که به ظاهر خودی‌اند ولی به نفع بیگانه‌ها فعالیت می‌کنند. تشخیص نفوذی‌ها برای بعضی از خواص، مخصوصا برای عوام بسیار دشوار است.

 فتنه ۸۸  را نفوذی‌ها که از نظر فکری به جریان‌های  خارج از نظام و استکبار وابسته‌اند، راه اندازی کردند. همین نفوذی صحنه گردانی کردند.

 که از حالا آثار و نشانه‌هایش را می‌توان پیدا کرد.

در این میان سؤال اصلی چیست؟ چه فرقی بین فتنه ۸۸ و  فتنه۹۸ هست؟

کارشناسان معتقدند: جنس فتنه۸۸، سیاسی بود. در فتنه سیاسی اکثریت مردم شرکت نمی‌کنند و تنها درصد اقلیتی از سیاسیون اقدام به فتنه می‌کنند و به طبع آن پیروانشان وارد صحنه می‌شوند. چون موضوع اختلافات سیاسی و نظری است با استدلال و روند قانونی مجبور به عقب نشینی می‌شوند و آسیبی به اصل پایداری نظام نمی‌توانند وارد‌کنند. و با برخورد قانونی با اغتشاش‌گران و رهبران آنان مسئله پایان می‌پذیرد.

جنس فتنه۹۸، اقتصادی و معیشتی خواهد بود. در فتنه اقتصادی چون موضوع در مورد معیشت اکثریت مردم هست، مخصوصا کسانی زیر خط فقر زندگی می‌کنند، تلاش می‌کنند این گروه از مردم را به میدان فتنه بگشانند. گروهی که خود صاحب انقلاب و نظام هستند، اما به دلیل مثبت عمل نکردن، از وضع موجود ناراضی‌اند. لذا نظام در مقابل آنها نمی‌تواند برخورد قانونی بماید. چون انقلاب اسلامی برای تقویت این گروه از مردم به وجود آمده بود چون در جمهوری اسلامی نتوانستند به حق خود برسند، پس حق دارند استدلال کنند که جمهوری توان حمایت از ما ندارد پس چرا ما باید این‌همه سختی را تحمل کنیم و بخاطر  نظام و دولت بی عرضه و ناکارامد رنج بکشیم.

این همان هدفی است که نفوذی های درون دولت و منافقان غرب‌گرا آن را دنبال می‌کنند، تا با تنک کردن وضعیت معیشت مردم زمینه را مساعد برای زمان موعود فراهم کنند.

تنها راه برون رفت از بحران‌های آینده، اقدام عملی مسئولین در حل کردن مشکلاتی که کمر مستصف را خم کرد] است. یکی از این مشکلات گرانیی‌هایی است که امسال به وجود آمده است. اگر مسئولین در راستای تحقق اهداف انقلاب حرکت کنند، مشکلات حل خواهد شد.

باید هوشیار بود و تحلیل و بررسی کرد که چه عواملی باعث سقوط نظام شاهی بود. چه عمالی را مردم مسلمان ایران از آن‌ها نمی‌پسندیدند که دست به قیام زدند.  و خواسته آن‌ها جه بود. آیا خواسته مردم مسلمان و همشیه حضر در صحنه ،  مسئولین اصیل و شهدای عزیز تحقق یافته است؟ یکی از خواسته‌های اصلی انقلاب اسلامی حمایت از مظلوم، مستضفف بود. درسته یا نه؟ یکی از خواسته‌های اصلی انقلاب اسلامی مخالف با دستگاه قوه اجرایه بود. درسته یانه؟  اگر درست عمل می کردند ما باید افراد زیر 45 سال نباید بی‌سواد داشته باشیم. اگر درست سرمایه‌گزاری در مسکن روستایی می‌کردند. ما امروز در حوادث غیر مترقبه نباید شاهد مرگ و میر هم‌وطنان خود به صورت کسترده باشیم. 

كار مهمي كه دولت اسلامي متكفل آن مي‌باشد تنها و فقط این نيست كه: براي تحقق امنيت داخلي، دفاع از ميهن، بالا بردن سطح صنعت، افزايش رفاه مادي  كوشش نمايد، اين دست از كارها همان مقصد نهايي دولت‌هاي مادی‌پرست و معمولي دنيا نیز هست.

فرق دولت اسلامي با دولت‌هاي غیر اسلامی اين است كه:‌ دولت اسلامی اهدافی والاتر، متعالی‌تر و انسانی‌تر از دولت‌های غیر اسلامی دارد. اسلام از دولت اسلامي علاوه بر آنچه دولت‌هاي غیر اسلامی انجام  مي‌دهند، انتظار و توقع دارد که دولت اسلامی کوشش نماید تا مردم الله و ائمه اطهار(ع) را خوب بشناسند و راه مستقیم را بپیمایند. دولت اسلامی باید  در جهت  بالا  بردن اخلاق  و صفات  پسنديده‌ كه  اسلام  سفارش كرده تلاش و کوشش مظاعف نماید، تا انسان‌های ساکن جامعه اسلامی بدان‌ها آراسته شوند. دولت اسلامی باید فعاليت مظاعف نمایند تا نيكي‌هايي كه خدا نيك مي‌داند در جامعه اسلامی تحقق عملی یابد و معروف‌های قرآنی ترويج شوند، و عدالت و راستی در جامعه كسترش یابد و ظلم و ستم ریشه کن شود. و براي از بين بردن رذايل و پليدي‌هايي كه خدا  دوست ندارد انسان‌ها بدان‌ها آلوده باشند كوشش نماید، و از کسترش منكراتي كه خدا منكر مي‌داند جلوگيري نمايد.  

  محمد ابراهیم پاکروان  6/11/1384 

ما فاتحان فردای جهان

1  ما فاتحان فردای جهان

ما از فاتحان دیروز امروز و فردا می‌باشیم. من اهل اهواز، میهن‌ام مورد هجوم احزاب استکباری به نوکری صدام بعثی و سرکردگی آمریکای قلدر قرار گرفت. یاران از سراسر ایران اسلامی برای دفاع شتافتند. حامد و هادی، هیبت و حیدر، وهب و وحید، محمود و مهدی آمدند. محمد و محسن، علی و احد، سهراب و سهیل آمدند. محصل آمد. كهول[1] محروم آمد. شهری و روستایی آمد. سرباز و سالار و سرلشکر آمد. در کل همه حق‌جویان آمدند. مخصوصا محرمی‌یان، کاری کردند کارستون. یا حسین گویان و با وحدت بر مهاجم تاختیم. شهید دادیم، مجروح و اسیر شدیم، اما عزت و شرافت و سربلندی میهن اسلامی را حفظ کردیم. ما محرومین، شهریاران دیار عشقیم، شربت از دست بیگانه و بیگانه‌ پرستان نمی‌خوریم، پرورده مکتب ابوذریم. محافظ راه خمینی بت‌شکن تا آخرین نفس، با کاروان خامنه‌ای هم رهیم تا امانت خمینی مهربان را به مهدی زهرا بسپاریم. اگر من نباشم، تو هستی، فرزندان این دیار کهن(تقی شریف‌ها، چمران‌ها، همت‌ها، شیرودی‌ها و...) زنده، فهمیده، شجاع و از همه مهم‌تر ولایتی هستنند. نسل بعدی مقاوم‌تر مدافع‌تر از ما محاصره‌ها و تحریم‌ها و دیگر موانع را فتح خواهند کرد.



[1] ـ مردي كه در ريش او موهاي سفيد و سياه باشد.

شعارهاي اصيل انقلاب اسلامي ايران

شعارهاي اصيل انقلاب اسلامي ايران

هر انقلاب اجتماعي دارای شعارهایی است که ریشه در ایدئولوژی فرهنگ آن جامعه دارد. شعارهاي هر انقلاب بیان کنندة نگرش مردم به تغيير وضع موجود و خواهان چه وضعيتي هستند. مردم انقلابي در قالب شعارها  به تعيين ایدئولوژی دل‌خواه انقلاب خود مي‌پردازند. انقلابیون و توده‌های انقلابی نسبت به وضع نابسامان زمان انقلاب اعتراض مي‌كنند، و اهداف و ویژگی‌های نظام آرمانی و نحوة انتقال جامعه از وضع موجود به وضع آرمانی را خواستار مي‌شوند. از این رو شعارهای هر انقلاب از اسناد گران بها و یکی از مهم‌ترین منابع مطالعة فرآیند، ارزش‌ها و آرمان‌های آن انقلاب و زمینه‌های اجتماعی و علل وقوع آن به شمار می‌روند.

مروري بر شعارهای انقلاب اسلامي ايران مي‌تواند کمک مفیدی باشد تا به اهداف و آرمان‌های انقلاب پي برد و به قضاوت پرداخت.

شعارهای زمان انقلاب نشان مي‌دهد كه انقلاب به خاطر وضعیت نامطلوب رژیم گذشته در بُعد سیاسی، فرهنگي، اجتماعي بوده است و نشان می‌دهد که علت اصلی وقوع انقلاب اسلامی، نارضایتی در حوزه‌هاي فوق رژیم و نظام شاهنشاهي بوده است. اين اهداف آشكار مي‌كند كه انقلاب ايران يك انقلاب ارزشي بوده و اهداف اقتصادي در رتبه‌هاي بعدي قرار دارد. شعارها نشان می‌دهد که نارضایتی مردم از وضعیت اقتصادی رژیم پهلوی چندان زیاد نبوده است که مهم‌ترین آرمان انقلابیون متمرکز در دگرگونی وضعیت اقتصادی بوده باشد. به عبارت دیگر، مردم ایران با توجه به نارضایتی شدید خود از نظام سیاسی حاکم و وضعیت فرهنگی آن، می‌خواستند نظامی را، که جمهوری اسلامی نامیده‌اند، برپا کنند، و در قالب آن، به آزادی سیاسی، حقوق سیاسی و استقلال سیاسی دست پیدا کنند و از این طریق، اسلام و ارزش‌های فرهنگ اسلامی را در جامعه مستقر و نظامی اسلامی ایجاد کنند که در آن فقر و محرومیت اقتصادی نیز وجود نداشته باشد.

وقتی انقلابی رخ می‌دهد به نظرم

انقلاب‌هاي اجتماعي بالا برنده قبل از اين كه يك پديده سياسي، اقتصادي، فرهنگي باشند يك پديده ارزشي هستند. چرا كه ارزش‌هاي منفي سابق را از بين برده و معيارهاي ارزشي مثبت جديدي را جايگزين مي‌سازد. انقلاب اسلامي ايران مثال بارزي از يك انقلاب ارزشي است. امام خميني با زحمات فراوان و تلاش‌هاي توان‌فرسا در طول سالی‌يان سخت و طولاني، ارزش‌هاي اسلامي را جايگزين ارزش‌هاي حاكم بر جامعه شاهنشاهي نمود.

برخي از ضد ارزش‌هاي انساني حاكم و رايج در جامعه شاهنشاهي عبارت بودند از:

1 قرار نداشتن اسلام در جایگاه اصلی

2- تسلط بيگانه گان بر کشور

3  اجراي كاپتالسيون

4 مي گساري و قماربازي

5 رباخواري

6- ضعیف کشی

7- عقب ماندگی کشور

8- عقب ماندگی نیروی علمی کشور

9 رواج بی‌حجاب و پایین آوردن ارزش زن در جامعه و سوق دادن در جهت رواج فحشا.

10 به دست آوردن دنيا به هر قیمتی و دنیاپرست شدن،

امام خميني هم زمان با احياي ارزش‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي به احياي ارزش‌هاي بنيادين و اساسي اسلام مي‌پردازد:

1 - احياء سنت پيامبر به صورت اسلام ناب محمدي،

2 - احياء خط اصيل اهل بيت،

3 - ترويج تقوي و معنويت،

4 به دست آوردن آخرت با استفاده از نعمت‌های دنیا،

5 - آگاه كردن مردم به حقوق سياسي خويش،

6- حمایت از مستضعف در جهت رفع استضعاف فکری، مالی، اجتماعی، سیاسی و...

امام خميني احيا كننده تمام ارزش هاي اصيل اسلامي در اين زمان است.

فرد انقلابي براي تحقق آرمان هاي انقلاب مبارزه مي کند و اما بعضي از مدعیان انقلابي بودن در عمل چنين نيستند. در بدنه انقلاب حضور دارند. اما منتظر فرصت هستند تا اهداف پنهاني خود را دنبال كنند و انحراف در اهداف انقلاب اسلامی به وجود آورند.

فرد انقلابي شعارها و هدف‏ها و راه‌ها و روش‌ها را از سرچشمه‏هاى زلال معارف و احكام اسلام و قرآن كسب مي‌كند.

برای این كه يك فرد انقلابي را به توان درست شناخت، ابتدا باید اهداف انقلاب اسلامی را درست بشناسیم، بدون تردید انقلاب ما ماهیت اسلامی دارد. با نگاهی به ریشه‌ها، شعارها و رهبری این انقلاب، معلوم می شود كه اين انقلاب همان اهداف انقلاب صدر اسلام به رهبری پیغمبر اكرم(ص) را دنيال مي‌كند.

در انقلاب اسلامی ایران، شعارها نقش بسیار مهمی ایفا کرده‌اند؛ به گونه‌ای که از جهت تنوع  شعارهای انقلابی، در هیچ انقلابی این تعداد شعار دیده نشده است. نمونه شعارهايي كه اهداف را مشخص می‌کردند و در طول انقلاب به تكرار فراوان مطرح شده است در قسمت اول آورده می شود:

«استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»

«نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»،

«الله‌اکبر، خمینی رهبر»،

«نهضت اسلامی تا پیروزی کامل ادامه دارد»

«نخواب آرام كه خون شهدا بي ثمر مي شه»

«نهضت اسلامی تا انقلاب مهدي ادامه دارد»

«ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است، ارزنده‌ترین زینت زن حفظ حجاب است»

«حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله»

«نه سازش سیاسی، نه قانون اساسی(قانون اساسی رژیم ستم شاهی)، به گفته خمینی جمهوری اسلامی»

«نهضت ما حسینی، رهبر ما خمینی»

«زندگی مصرفی معادل بردگی»

«ما جز خمینی، رهبر نداریم. فرمانروایی، دیگر نداریم، از همت او سرافرازیم منتخب او را ما قبول داریم»

«نظام شاهنشاهی نابود باید گردد»

«حسین جان، حسین جان/ راهت ادامه دارد. نهضت ما حسینیه/رهبر ما خمینیه»

«استقلال و آزادی/جمهوری اسلامی/آخرین کلام است»

«ما ملت ایرانیم/ما پیرو قرآنیم. ما سلطنت نخواهیم/از شر آن آگاهیم. انقلاب ما دینی/رهبر ما خمینی. ما می خواهیم تمامی/ جمهوری اسلامی» 

لقب‌هایی که مردم عزت طلب ایران به امام خمینی دادند[1]: خمینی نازنین، رهبر ایران زمین. تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست./ درود بر خمینی مجاهد/ خمینی امام است رهبر قیام است/ درود رهبر آشتی ناپذیر انقلاب، امام خمینی/ دورد بر خمینی رهبر آزادگان/  آیت الله خمینی رهبر دین است/ خمینی خمینی تو وارث حسینی/ ابوذر زمان خمینی، مجاهد راه حق خمینی روح الله/ انقلابی ترین مرد جهان/   خمینی خمینی/ تو وارث حسینی.خمینی بت شکن/ بت بزرگ و بشکن.  روح منیی خمینی/بت شکنی خمینی. فرمانده کل قوا، خمینی/هوایی و دریایی و زمینی. رهبر دور از وطن، خمینی نایب امام زمان، خمینی یاور مستضعفان،  خمینی امید مستضعفان، خمینی پدر ملت و امت خمینی پدر استقلال واقعی،  خمینی سفیر آزادی، خمینی فریاد این زمان، خمینی الوی حق پرستان، خمینی محبوب خلق ایران، خمینی یکتا ابر مرد دین،  خمینی افتخار قرآن و اسلام، خمینی رهبر جبهه آزادکان، وارث انبیا، چشم و چراغ شیعیان، سرور ستضعفین، دشمن مستکبرین، ای خمینی تویی رهنمای ما

استقامت شجاعانه مردم در زمان انقلاب اسلامی: تا بیفتد پیکر زارم/ دست از خمینی بر نمی دارم. تا جان در بدن داریم/ خیال خمینی در سر داریم. لحظه به لحظه گویم/ شکنجه گویم یا مرگ یا خمینی.  خمینی عزیزیم/ بگو تا خون بریزم. از جان خود گذشتیم با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا خمینی. ای امام خمینی، جانم به فدایت، جان مادران هیجی، جان پدران هیچی، چان ما همه هیچی، جان ها به فدایت.

ستم گر چو برف و ستم کش چو گوه/بسی برف به رفت و به جا ماند کوه

ستم گر چو برف و ستم چو گوه به رفت برف به جا ماند کوه

شعارهایی که ماهیت دینی و مذهبی قیام خود را متجلی می کردند و انقلابیون حرف دل خود را چنین بیان می کردند:

«پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن/در دست مجاهد مردان»

«تا خون مظلومان به جوش است/آوای عاشورا به گوش است»

«هر کس که عدالت خواه است/از عدل علی آگاه است»

«این منطق ثارالله است/ باید به هم یاری نمائیم»

«فتح اسلام در جهاد است/فتح مسلمان در اتحاد است»

شعارهایی که انقلابیون مسلمان نهایت مقاومت خود را اعلام می کردند:

«از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا خمینی»

«اگر آقا دیر بیاد، مسلسل‌ها بیرون می یاد»

شعارهایی که انقلابیون نهایت کار را اعلام می کردند:

ای شیعیان، شاه فنا می‌شود، رهبر ما روح خدا می‌شود

توپ، تانک، فشفشه، این شاه باید کشته شه

توپ، تانگ، مسلسل دیگر اثر ندارد، حتی اگر شب و روز بر ما گلوله بارد

توپ، تانگ، مسلسل دیگر اثر ندارد، حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد

تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود

پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن، در دست مجاهد مردان

تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست

خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم

درخت انقلاب به خون احتیاج دارد

مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد

شعارهایی که انقلابیون مسلمان میزان خرابی ها را اعلام می کردند:

ای شاه خائن آواره گردی. خاک وطن را ویرانه کردی.کشتی جوانان وطن. الله اکبر.کردی هزاران در کفن. الله اکبر، مرگ بر شاه

به ظلم طاغوتیان به جور فرعونیان یا حجةبن‌الحسن، عجل علی ظهورک

برو تو ای بیگانه، مگو دگر افسانه، که رهبر ما باشد، خمینی فرزانه، بود به مهدی مرید و نایب، شود بزودی امیر و غالب

شعارهایی که  اتحاد انقلابیون مسلمان را اعلام می کردند:

به گفته خمینی، ارتش برادر ماست

ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی

ناتمام       محمد ابراهیم پاکروان      13/11/79

شعارها بسیار زیاد و متنوع است اگر بخواهیم دسته کنیم باید دسته‌های زیادی تشکیل دهیم. برای مطالعه تعدادی را در زیل بخوانید:

رهبرا! رهبرا! ما را مسلح کنید

زن‌ها به ما پیوستند، بی‌غیرت‌ها نشستند

فتح اسلام در جهاد است، فتح مسلمان در اتحاد است

گل‌های زهرا همه پرپر شده، این بختیار خر بوده خرتر شده

ما به شما گل میدیم شما به ما گلوله

مردم چرا نشستین   ایران شده فلسطین

نصرمن اله و فتح قریب مرگ بر این سلطنت پر فریب

نصر من اله و فتح قریب چشماتو واکن ندهندت فریب

هرکس که عدالت‌خواه است، از عدل علی آگاه است

به جان آمده از ستم و طاغوت،  مرگ بر شاه بود و می دانستند که  تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:

مرگ بر این سلطنت پهلوی

توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد/شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد

ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است/لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است

مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است/گول نخورید نهضت ما اساسی است

نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست

شاه باید برگردد     اعدام باید گردد

مرگ بر این سلطنت پر فریب

مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند

مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش می گذاشتند و از سوی دیگر، اهداف متعالی خود را نیز به جهانیان اعلام می کردند، آنان با شعارهایی چون:

- الله اکبر

- لا اله الا الله

- یا حسین!

- حسین جان، حسین جان!       راهت ادامه دارد

- نهضت ما حسینیه         رهبر ما خمینیه

با صراحت و قاطعیت و اطمینان و ایمان کامل می گفتند:

کار شاه تمام است      خمینی امام است

رهبری امام خمینی(س) برجسته ترین نقطه قیام مردم در سال 57 بود. او کانون توجه عموم مردم و محور حرکت چرخ‌های انقلاب بود و همه تنها گوش به فرمان او بودند و در مسیری حرکت می‌کردند که رهبر محبوب‌شان ترسیم می کرد. این مسئله در شعارهای پرشور مردم بخوبی نمایان بود که:

- الله اکبر، خمینی رهبر

-  تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست

- نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه

- ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی

- حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله

- خمینی آزاده، پیام عالی داده/که نهضت ما قطعی است  پیروزی ما حتمی است    اگر نمایی تو استقامت   سکوت بیجا بود خیانت

 برو تو ای بیگانه  مگو دگر افسانه  که رهبر ما باشد  خمینی فرزانه  بود به مهدی مرید و نایب  شود بزودی امیر و غالب

یا می گفتند:

 مجاهد بت شکن  خمینی قهرمان  فرموده است این چنین  به ملت مسلمان  بهترین عبادت  به نزد خداوند  مرگ بر شاه، مرگ بر شاه

هر راهپیمایی نهایتا به درگیری با نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم می‌انجامید و جوانان بسیاری چون لاله پرپر می‌شدند ولی هر گلی که پرپر می شد، گلی دیگر می شکفت و روزی دیگر و تظاهراتی دیگر در راه بود، مردم پیکر جوانان شهید خود را به دوش می گرفتند و دردمندانه می‌سرودند:

 ای شاه خائن آواره گردی  خاک وطن را ویرانه کردی  کشتی جوانان وطن، آه و واویلا  کردی هزاران تن کفن ، آه و واویلا  مرگ بر شاه، مرگ بر شاه

 ای شهید حق آیم به سویت       بهشت موعود در پیش رویت

 مادر ندیده روی تو، الله اکبر         پدر نشسته سوگ تو، الله اکبر

 مرگ بر شاه، مرگ بر شاه

 زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما

یا می گفتند:

«خون گرفته ایران را/قزوین و خراسان را/کشتند جوانان را/حامیان قرآن را  مرگ بر این شاه/مرگ بر این شاه»

با اینکه مزدوران سنگدل رژیم شاه، به امر فرماندهان خود رگبار مسلسل را بی محابا بر روی مردم بی سلاح می گشودند ولی ذره ای ترس از کشته شدن در دل پیر و جوان و زن و مرد نبود. خطاب به رهبر محبوب خود فریاد می زدند:

خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم

از جان خود گذشتیم      با خون خود نوشتیم   یا مرگ یا خمینی

در برابر تفنگ دژخیمان سینه را سپر می کردند و با خشم انقلابی خطاب به آنان فریاد می زدند:

می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت

توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد   حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد

توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد  شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد

به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد

 اگر به کشتار خلق ادامه دهد این شاه

 جنگ مسلحانه به یاری روح الله  سلطنت واژگون  شاه را سرنگون  مرگ بر شاه، مرگ بر شاه

وای اگر خمینی حکم جهادم دهد

 ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد

 رهبرا رهبرا! ما را مسلح کنید

لازم توضیح است که بعضی از شعارها تکراری آمده است. علت آن است که یک شعار کاربردهای مختلف دارد.

و...



[1] ـ علی کمالی، انقلاب، چاپ اول، چاپ ومسسه مسعود، ثبت کتابخانه ملی ش 51 تاریخ26/4/1358 از ص 238 به بعد

اهداف اصیل انقلاب اسلامي ايران، جهان را پر خواهد كرد

متنی که در تاریخ 28/10/1388 به مناسبت پیروزی شگوه‌مند انقلاب اسلامی ایران نوشته بودم، مناسبت چهل‌مین سال‌گرد چهل‌مين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي دوباره انتشار می‌دهم تا معلوم گردد ما در پیروی از اهداف اولیه انقلاب اسلامی ایران استوار ایستاده‌ایم 

صدای رسای اصیل انقلاب اسلامي ايران، با ایستادگی مردم ایران و به گوش جهانیان خواهد رسید و آن زمان است خواهند فهمید استکبار با تبلیغات دورغین چقدر مکارانه عمل کرده است. آن زمان با ورشکستگی سنگین روبه‌رو خوhهد شد. 03/11/ 97

اهداف اصیل انقلاب اسلامي ايران، جهان را پر خواهد كرد

انقلاب اسلامي ايران امانتي است كه آسان به دست نيامده تا آسان از كف برون رود. انقلاب اسلامي ايران امانتي است از طرف هزاران شهيد، جانباز، عالم، آزاد انديش، آزادي‌خواه و عزت طلب سرزمين ايران.

مردم ايران رهبري مي‌خواستند كه در خط معصومين(ع) حركت كند. خدا هم رهبري امام خميني(ره) را عطا كرد.

امام خميني(ره) با توجه به قرآن و عترت راه اصيل اسلامي را به اين ملت نشان داد. تشنگي حقيقت جويان با دم مسيحايي آن علم رباني سيراب شد. آنچه خواسته ملت بود مطرح گرديد. مردم اصول اصيل را از سرچشمه اصلي دريافت نمودند.

حقيقت جويان مي‌خواهند دولت‌شان اسلامي، اجتماع‌شان عرشي، اقتصادشان عدلي، اخلاق شان‌عزتمند، عشق‌شان عصمتي، اميدشان الهی، عمرشان عبادتي و آيندشان تضمين شده باشد.

در تمام صحنه‌ها مردم حقيقت‌جو عباس‌وار از رهبر اطاعت نموده و مي‌نمايند. به عنوان نمونه مردم خواستار بازگشت رهبر از تعبيد شدند. با مبارزات خستگي ناپذير ديو را راندند، فرشته بسوي وطن و يارانش حركت كرد. مردم با شكوه‌ترين استقبال تاريخ را آفريدند. انواع فتنه‌ها را دفع كردند تا  اين كه دشمنان جنگ تحميلي هشت ساله را شروع كردند. و با بسيج همگاني دفاع هشت ساله آغاز شد.

مردم در دفاع مقدس، به فرمان رهبري لبيك گفتند. دفاع جانانه عظمت مردم و عجز[1] ابليسيان را آشكار نمود. جنگ تحميلي را عراق با كمك استكبار جهاني آغاز كرد، عقل هر عاقلي گواهي مي‌دهد كه صدام به تنهايي قدرت عرض اندام در مقابل ايران اسلامي را نداشت. مردم هشت سال با عشق و علاقه راه عباس ابن علي(ع) را ادامه دادند. اگر در قيام كربلا يك عباس و اصغر و اكبر و عبدلله  وجود داشت، در انقلاب ايران بيشمار از آنان در دفاع از رهبر وجود دارد. حماسه سازاني كه از انقلاب اسلامی مداوم حمايت كردند و برگ‌زرين و به ياد ماندني عظيمي را در تايخ ايران آفريدند و در حال حاضر برای به ثمر رساندن، سخت در تلاشند.

مردم در فتنه سال 88 ، با خلق حماسه 9 دي يك بار ديگر به ياري رهبر و كشور اسلامي شتافتند و چشم شيطان را كور كردند و آرامش را به كشور باز گرداند

استكبار مي‌داند كه هيچ، اگر نمي‌داند، بداند كه فرياد رهروان راه امام خمینی(ره) بر عليه استكبار استثمارگر بلندتر است، اين بيدارگران مستضعفين، مسافران راه عشقند. در وادی‌های هفت گانه، مرغان عاشقی هستند كه از سختی‌های راه نمي‌هراسند تا سیمـرغ گردند. راحت طلب نيستند که راحتـی را به قیمت نوکری بیگانه‌گان طلب کنند. راحت طلبان را چه خبر از عرصه سیمرغ، چه خبر از شور و شعور حسینی، چه خبر از حلاوت سختی‌های دفاع مقدس، چه خبر از گوارا بودن تشنگی در لب فرات، چه خبر از بی‌دست سوی حسین دویدن،  چه خبر از دیدن زیبایی‌ها در اسارت. مگس را چه خبر از  بوی عطر گل یاس و سرخی گل برگ‌ها، بلبل شیدا می‌خواهد تا قدر گل بداند.

حركت روبه رشد مردم با توجه به آرمان‌هاي اصيل انقلاب، عبور سلامت از بحران‌ها را عملي كرده است. حركتي كه در آن ايستايي و عقب گرد وجود ندارد.

مردم ما در هر لحظه آماده دفاع هستند. دشمن در بعضي مواقع عدم خروش ملت را نشان از عقب نشینی مي‌داند. در چنين اوضاعي اگر دشمن ما را بریده از انقلاب و امام خمینی می‌پندارد، سخت در اشتباست. ولله چنين نیست. استكبار نمي‌داند، سكوتمان هم نوعي خروش است. نشان از تغییر حوزه دفاع است. ما دفاع را به حوزه‌ای می‌کشانیم که حمله شده است. اگر فرهنگی حمله کنند، فرهنگی دفاع می‌کنیم. اگر قلمی حمله کنند، قلمی پاسخ می‌دهیم. اگر به دانشجو حمله کنند، از دانشجو دفاع می‌کنیم. اگر به دانشمندان حمله کنند، از دانشمندان‌مان حفاظت می‌کنیم تا قله‌هاي رفيع علم و دانش را هم فتح نماييم. اگر بخواهند مقابل امام خمینی بیایستند، در مقابل دنیایشان خواهیم ایستاد. بیگانه و بیگانه پرست بداند: ما بازمانده خیبریم، وارث نهضت حسینیم. پيرو بنیان گزار بزرگ‌ترین انقلاب در جهانیم، تسخیر کننده لانه فسادیم، فاتح جنگ هشت ساله ایم، وتا نفس داریم رزمنده‌ایم.

پیام امام خمینی(ره) بت‌شکن زمان به  عزت طلبان و فرزندان دلسوز این مرز و بوم اچنین است: گرسنگی و تشنگی را تحمل کنید، اهانت را هرگز. بی‌پولی و نداری را تحمل کنید، نوکری را هرگز. سختی‌ها و مرارت‌ها را تحمل کنید، حقارت را هرگز. بی‌خانمانی و خانه به دوشی را تحمل کنید، پناهندگی به سفارت‌های بیگانه را هرگز. تهمت‌های عوامل بیگانه را تحمل کنید، خیانت را هرگز.

 امام خمینی بیدارگری است که در نزد حقیقت جویان و عدالت خواهان جهان جایگاهی بس رفیع دارد. پيام امام خميني در حال تسخير جهان، مخصوصا جهان اسلام است.

آنچه ملت‌هاي بيدار شده را زجر مي‌دهد، نبود رهبر ولايي مثل امام خمینی است. ملت‌های مظلوم بايد از خدا بخواهند رهبري مثل او به آن‌ها عطا فرمايد و يا اگر هست موجبات آشكار شدنش فراهم شود. اگر رهبري از جنس خودشان پيدا شود كه عالم، زيرك، خود ساخته، شجاع و قاطع باشد، زودتر به پيروزي مي‌شوند و همراه او به حقوق حقه خود مي‌رسند.

نشانه‌هاي خط امام خميني: اطاعت‌ها براي خداست. فریادها در حمایت از مظلوم است. حمایت‌ها از عدالت است، مقابله‌ها با اشرار و بیگانه است. حفاظت‌ها از اسلام ناب محمدی و شرف است. دوستي‌ها  و دشمني‌ها به خاطر خداست.

با صراحت کامل اعلام مي‌شود: تا زمانی که گروه‌ها، تشکل‌ها، حزب‌ها، افراد، رییس جمهور، وزیر، وکیل، نماینده، روحانی، دانشجو و... در پی تحقق اهداف خمینی کبیر فعال باشند، عزیزند و ملت را همراه و ياور خود خواهند یافت. در غير اين صورت در مقابل خود خواهند ديد. و امروز از حاميان ديروز خود سيلي خواهند خورد.

انقلاب اسلامي ايران پر صلابت، با شجاعت بر استكبار مي‌تازد و از مظلوم حمايت مي‌كند. بيداري جهاني عالم اسلام بر عليه استكبار، نتيجه پايداري و مقاومت سه دهه مردم در صحنه ايران است. مردم عبور موفق از تمام بحران‌هاي آتي نيز بر افتخارات تاريخ جمهوري اسلامي خواهد افزود، و اين رسوا كردن‌هاي مکرر استكبار، تا ظهور منجي عالم بشريت، مهدي موعود ادامه خواهد داشت.

                         محمد ابراهيم پاكروان

                               28/10/1388



[1] ـ عجز: ناتواني

نگاهي به اهداف انقلاب اسلامي ایران

« بسمه تعالي »

نگاهي به اهداف انقلاب اسلامي ایران

«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ... 1»

همانا  ما پيامبران خود را با ادله روشن (به سوي مردم )  فرستاديم و براي شان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم به راستي و عدالت گرايند...

 كار مهمي كه دولت اسلامي متكفل آن مي‌باشد تنها این نيست كه: براي تحقق امنيت داخلي، دفاع از ميهن، بالا بردن سطح زندگي، افزايش رفاه مادي  كوشش نمايد، اين دست از كارها همان مقصد نهايي دولت‌هاي مادی‌پرست و معمولي دنيا نیز هست.

فرق دولت اسلامي با دولت‌هاي غیر اسلامی اين است كه:‌ دولت اسلامی اهدافی والاتر، متعالی‌تر و انسانی‌تر از دولت‌های غیر اسلامی دارد. اسلام از دولت اسلامي علاوه بر آنچه دولت‌هاي غیر اسلامی انجام  مي‌دهند، انتظار و توقع دارد که دولت اسلامی کوشش نماید تا مردم الله و ائمه اطهار(ع) را خوب بشناسند و راه مستقیم را بپیمایند. دولت اسلامی باید  در جهت  بالا  بردن اخلاق  و صفات  پسنديده‌ كه  اسلام  سفارش كرده تلاش و کوشش مظاعف نماید، تا انسان‌های ساکن جامعه اسلامی بدان‌ها آراسته شوند. دولت اسلامی باید فعاليت مظاعف نمایند تا نيكي‌هايي كه خدا نيك مي‌داند در جامعه اسلامی تحقق عملی یابد و معروف‌های قرآنی ترويج شوند، و عدالت و راستی در جامعه كسترش یابد و ظلم و ستم ریشه کن شود. و براي از بين بردن رذايل و پليدي‌هايي كه خدا  دوست ندارد انسان‌ها بدان‌ها آلوده باشند كوشش نماید، و از کسترش منكراتي كه خدا منكر مي‌داند جلوگيري نمايد.  

کام‌یابی‌های جامعه اسلامی در رسیدن به اهداف فوق است. به هرکدام که برسد مقداری به تحقق اسلام ناب محمدی نزدیک شده است. و اگر در تحقق هر کدام ناکام بماند، به همان اندازه از اسلام ناب محمدی دور شده است.

مردم شریف ایران در 22 بهمن سال 1357 انقلابی را به پیروزی رساندند که هدفش کسترش اسلام ناب محمدی بود. اهداف انقلاب در کلام معمار کبیر انقلاب کاملا آشکار است.

براي آساني بررسي و مشحص شدن اهداف انقلاب، کافی است که: می‌دانیم  نزد تمام مردم ایران و جهانیان این انقلاب، به نام  «انقلاب اسلامی ایران» شناخته شده است. معمار بزرگ انقلاب، امام راحل چه قبل از پیروزی و چه بعد از آن، به صراحت  اهداف انقلاب اسلامی بیان نموده‌اند. از آن بیانات روشنگر استفاده مي‌كنم تا بر همگان، مخصوصا به کسانی که در زمان پیروزی حضور نداشتند، آشکار شود که انقلاب ایران، اسلامی بوده است. چند نمونه از گفتارشان را قبل و بعد از پيروزي را به عنوان شاهد مي‌آورم.

الف: قبل از پيروزي انقلاب:

1- امام راحل در تاريخ 11/8/57 در مصاحبه‌اش در جواب سوالي فرمايند:«در جمهوري اسلامي، زمامداران مردم نمي‌توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت‌اندوزي كنند. و يا در زندگي روزانه امتيازي براي خود قايل شوند، بايد ضوابط اسلامي را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعايت كنند و حتي پاسداران آن باشند، دقيقاً بايد به آراي عمومي در همه جا احترام بگذارند، هيچ گونه تسلط و يا دخالت اجانب را در سرنوشت مردم نبايد بپذيرد. مطبوعات در نشر همه حقايق و واقعيات آزادند، هرگونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتي كه مصالح مردم را بخطر نيندازد آزادند و اسلام در تمامي اين شوون حد و مرز آن را تعيين كرده است‌] جمهوري اسلامي [ به صورت يك كشور صد در صد مستقل عمل خواهد گرد و هرگز خود را بازيچه دست قدرت‌هاي استمارگر نمي‌سازد و ما هرگز به هيچ ملتي به خاطر منافع داخلي خودمان تجاوز نمي‌كنيم. 1»

2- امام خمینی در تاريخ 10/8/57 در جواب سوالي مي‌فرمايد:«در اسلام، معيار رضايت خداست و نه شخصّيت‌ها، ما شخصيت‌ها را با حق مي‌سنجيم و نه حق را با شخصيت‌ها، معيار حق و حقيقت است.2»

3- امام خمینی در تاريخ 26/8/57 در مصاحبه ديگري مي‌فرمايد:«در جمهوري اسلامي هر فردي از حق آزادي عقيده و بيان  برخوردار خواهد بود  ولكن هيچ فرد و يا گروه  وابسته به قدرت‌هاي خارجي را اجازه خيانت نمي‌دهيم3»

4- امام خمینی در تاريخ 7/10/57 در مصاحبه ديگري مي‌فرمايد:«در مورد ازدواج، اسلام  آزادي در انتخاب شوهر را به زن داده است، هر زني مي‌تواند هر شوهري را كه مايل باشد اختيار نمايد(البته در چهار چوب قوانين اسلام)... مي‌توانند در ارتش باشند، آنچه اسلام با آن مخالف است، و آن را حرام مي‌داند، فساد است، چه از طرف زن باشد و چه از طرف مرد فرقي نمي‌كند، اين افرادي را كه شما به عنوان حقوقدان مي‌دانيد هميشه زنان ما را گمراه كرده‌اند، امروز زنان آزاده ما زندان‌ها را پر كرده اند...4 »

5- امام خمینی: «تبليغات سوء شاه و كساني كه با پول شاه خريده شده‌اند. چنان موضوع آزادي زن را براي مردم مشتبه كرده‌اند كه خيال مي‌كنند اسلام آمده است كه فقط زن را خانه‌نشين كند، چرا با درس خواندن زن مخالف باشيم؟ چرا با كار كردن او مخالف باشيم، چرا زن نتواند كارهاي دولتي انجام دهد؟ چرا با مسافرت كردن زن مخالفت كنيم؟ زن، چون مرد در تمام اين‌ها آزاد است، زن با مرد فرقي ندارد، آري در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد و لي لازم نيست كه چادر باشد بلكه زن مي‌تواند هر لباسي را كه حجابش را بوجود مي‌آورد اختيار كند، ما نمي‌توانيم و اسلام نمي‌خواهد كه زن به عنوان يك شي و يك عروسك در دست ما باشد، اسلام مي‌خواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انساني جدي و كار آمد بسازد.5»

6- در تاريخ 3/ 8/ 57 مي‌فرمايد:«رژيم اسلامي با استبداد جمع نمي‌شود.6»

7- در تاريخ 2/9/57 مي فرمايد:« ما هرگز داخل درهاي بسته زندگي نمي‌كنيم ولي اين درها را نيز براي استعمارگران باز نمي‌نماييم. 7»

8- در تاريخ 14/11/57 دربيانات خود مي‌فرمايد:«يكي از ابعاد انسان بعدي است كه در اين دنياي مادي مي‌خواهد معاشرت بكند، در اين دنياي مادي مي‌خواهد تاسيس دولت بكند، در اين دنياي مادي مي‌خواهد تاسيس مثلاً ساير چيزهايي كه مربوط به ماديتش هست بكند، اسلام اين را هم دارد، آنقدر روايت كه در سياست وارد شده است در عبادت وارد نشده است. 8«

ب: بعد از پيروزي :

9- در قسمتي از بيانات خود در تاريخ 9/1/58 مي فرمايد:«همه شما با هم به پيش، انشاء الله براي درست كردن يك كشور آزاد، يك كشوري مستقل، كشوري كه براي خودمان باشد و خودمان در آن زحمت بكشيم و خودمان استفاده بكنيم9»

10- در تاريخ 22/1/58 مي‌فرمايند:«امروز كشور مال خود شماست و شما بايد مال خودتان را حفظ كنيد، مثل زمان طاغوت نيست كه شما زحمت بكشيد و ديگران بهره ببرند، من اميدوارم كه با به كار رفتن احكام اسلام مملكت مال خود شما باشد و شما در مملكت خودتان زحمت بكشيد و در مملكت خودتان بهره را براي خودتان برداريد.10»

با مطالعه سخنان امام راحل مشخص مي‌شود كه چرا انقلاب كرديم و چرا جمهوري اسلامي را برگزيديم.

ملت برای تحقق اهداف فوق به مبارزه با طاغوت با امام خمینی(ره) هم پیمان شد. و در سخت‌ترین لحظات مبارزه محكم ايستاده و مي‌گفتند:« يا مرگ يا خميني». «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي.» ملت يك پارچه گوش به فرمان رهبر کبیر به مبارزه پرداختند، شهيد دادند. اما دست از خواسته خود بر نداشتند.

در ادامه مبارزات طاغوت رانده شد و انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 57 به پيروزي رسيد.

انقلاب اسلامي ايران به عنوان يك قدرت مستقل با شعار نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي به ثمر رسيد.

پيام ها و سخنراني‌هاي امام راحل باعث  شد كه ما ملت ایران از خواب غفلت بيدار شويم و اسلام ناب محمدی از نفس آگاهی بخش امام راحل که بر دل هایمان صمیمانه می‌نشست دریافت کردیم و آگاهانه با روشي كه خدا مي‌پسندد، حكومت دل‌خواه خود را انتخاب كرديم  و اراده ملت در رفراندوم قانون اساسي به اثبات رسيد.

انقلاب اسلامی ايران بزرگترين و مستقل ترين انقلابي بوده و هست كه به ثمر رسيده است، از همان ابتدا نگاه‌های قدرت‌های استکباری و نهضت‌هاي آزادي بخش را متوجه خود كرد.

جهان امروز به واسطه موقعيت بي‌نظير جمهوري اسلامي و قرار گرفتن در موضع تاثير گذاري بر كل جهان، رويدادهايش زير نظر دقیق دوستان و دشمنان قرار دارد و با ديد خاصي رويدادها را دنبال مي كنند، آن ها  رویدادهای انقلاب اسلامی را در زير ميكروسكوپ قرار مي‌دهند، پس ما بايد هوشيارانه عمل كنيم تا نقطه ضعفي در عملكردهايمان و گفتارمان نباشد. و همه عملگردها و گفتار باید در جهت تحقق اهدف انقلاب باشد.

یکی دیگر از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی، نشان دادن راهی به غیر از دو راه  کمونیسم و کاپیتالیسم، به جهانیان است.دو راهی که در زمان پیروزی انقلاب، بر جهان سایه انداخته بود، و ملت‌های پیشرو مجبور بودند یکی از دو راه موجود را انتخاب نمایند، راه دیگری برای اداره جامعه سراغ نداشتند. یعنی آن زمان وجود نداشت.

ایده‌ئولوژی انقلاب اسلامی مدعی است با کمک اسلام می‌توان مسیری را پیمود که منجر به یک نظام برتر از کمونیسم و کاپیتالیسم باشد و با آن راه بهتر می‌توان جامعه انسانی را اداره کرد. نظامی که نه خصوصیات کمونیسم را دارد و نه خصوصیات کاپیتالیسم را. نظامی که به کرامت انسان بیش از دو نظام فوق، ارزش می‌دهد.

انقلاب اسلامی در مرحله اول، باطل بودن تئوری هر دو نظام کمونیسم و کاپیتالیسم را ثابت کرد. در مرحله عمل کمونیسم را به زباله دانی تاریخ فرستاد. اما در عمل در مبارزه با کاپیتالیسم توفیق چندانی کسب نکرده است.

به نظر می‌رسد یکی از بزرگ‌ترین موانع، انقلابی عمل نکردن بعضی از دولت‌های بعد از پیروزی انقلاب بوده است.

نظریه پردازان اولیه انقلاب، نظام اقتصادی که برای اداره جامعه طراحی کرده بودند، با دست‌های پنهان و آشکار عوامل کاپیتالیسم به مرحله اجرا نرسید و آنچه اجرا شد در ظاهر اسلامی بود و در باطن کسترش نظام کاپیتالیسم غربی بود و هست.

نظام متفاوت، باید متفاوت بودن خود را در عمل به اثبات رساند. در غیر این صورت به هر نامی که نامیده شود در نتیجه تفاوت ایجاد نمی‌نماید.

انقلاب اسلامی اگر بتواند در عمل هم کاپیتالیسم را کنار بگذارد و بدون پیروی از آن، روش اقتصادی خود را عملی نموده و با استفاده از منابع اسلامی روش اقتصادی را تکامل بخشند تا اسلامی بودن آن آشکار شود. اگر در این مرحله موفق شود، به هدف خود رسیده است و وظیفه‌اش را با موفقیت به پایان رسانده است.

انتظار مردم این است که مسوولین جدیت و کوشش نمایند تا در این قسمت هم موفقیت نسیب انقلاب اسلامی شود. تا ناظران در دیگر کشورها بدانند روش اقتصادی دیگری که برتر است در جهان وجود دارد که می‌تواند جواب‌گوی نیازهای واقعی مردم باشد.

                                     محمدابراهیم پاکروان

                                              16/1/85



1   قرآن كريم سوره  الحدید(57) آيه (25)

1 - صحفيه نور ج 2صفحه 280

2 - صحفيه نور ج 2 صفحه 261

3 - صحفيه نور ج 2 صفحه

4 - صحيفه نور ج 4 صفحه 103

5- صحيفه نور ج 4 صفحه 103 و 104

6- صحيفه نور ج 2 صفحه 205

7 - صحيفه نور ج 3 ص 236

8 - صحيفه نور ج 5 صفحه 20و21

9 - صحيفه نور ج 5 صفحه 285

10  - صحيفه نور ج 5 صفحه 285

ابزارهاي مبارزه با انقلاب اسلامي

« بسمه تعالي »

ابزارهاي مبارزه با انقلاب اسلامي:

براي بررسي و شناسایی ابزارهای دشمن در مبارزه با انقلاب اسلامی، نیازمندیم که در مرحله اول خود دشمن را شناسایی کرده و در مرحله بعد ابزارهای دشمن را. راه‌های مقابله را هم باید با توجه به نوع دشمن و ابزارها، تهیه، انتخاب و به کار بگیریم.

آنچه مسلم است دشمن نمی‌خواهد انقلاب اسلامی به اهداف اعلام شده خود برسد. اولین ابزار دشمن مانع تراشی در راه تحقق اهداف است، با هر وسیله ممکن و به وسیله هرکس سعی می‌کند که انقلاب را محدود و محصور نماید. به همین خاطر،  نيازمنديم اهداف انقلاب اسلامي را در قبل و زمان پیروزی باز خوانی نماییم.

آنچه مسلم است حامیان انقلاب اسلامی می‌خواهند که انقلاب سریع‌تر به اهدافش برسد، اولین راه حل برای شناسایی دشمنان این است که: چه کسانی با چه ابزارهایی موانع ایجاد می‌کنند. هر کس در هر مقامی و لباسی در راه رسیدن انقلاب مانع ایجاد نماید او دشمن می‌باشد.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامی مردم آماده اداره جامعه به دست خود شدند، عده‌اي را براي اجراي حكومت برگزيدند و خود با خيال راحت سراغ زندگي، سازندگي، توليد، كار و تلاش رفتند، در اين ميان دانشجويان، اساتيد، پير و جوان، زن و مرد و تمام كساني كه كاري از دستشان بر مي‌آمد براي عظمت ايران و جبران ويراني‌ها تلاش خستگي ناپذير و شبانه روزي را آغاز كردند.

در یک جمله مختصر می‌توان اهداف انقلاب اسلامی را تحقق اهداف قرآنی دانست. یکی از اهداف قرآن عزت بخشیدن به مستضعفان می‌باشد. یعنی ضعیف نگه داشته‌ها در هر سطح که قرار گرفته باشند.  این هدف با منافع استکبار در تضاد می‌باشد. به همین خاطر، استکبار راحت ننشست و شروع به توطئه(ها)  نمود تا این انقلاب مستقل اسلامی را به سوی شکست بکشانند. بسیار فعال خود و عواملش توطئه‌ها را طراحی کرده و به سوی انقلاب اسلامی روانه کردند.

يكي از خطرناكترين توطئه‌هايش خالي كردن صحنه انقلاب از افراد آزادی خواه، مومن آگاه، مسئول دلسوز، كاردان با تجربه و مخصوصا رهبران راستین بود، با عواملي كه براي چنين مواقعي پرورش داده بود، توطئه‌های گوناگون طراحی شده را عملیاتی کردند، كه به چند تاي آن اشاره مي‌شود.

1-ترور شخصيت از طريق پخش شايعات.

2-به شهادت رساندن مسئولين سازش ناپذير.

3- تحميل جنگ: كه در حين دفاع بسياري از افراد مومن و لايق را از انقلاب جدا كردند.

4- فريب دادن مسئولين دنيا طلب. آن‌هايي كه زمينه خیانت داشتند.

5- فرصت ندادن به انقلابيون جهت عمران و آبادي در جهت از بين بردن فقر و بيكاري.

6- تحريك گروه‌‎هاي وابسته به خود، جهت بحران سازي در منطقه كردستان و ديگر مناطق حساس کشور.

منافقین و دیگر عوامل در سال‌های اول پیروزی بسیاری از افراد آزادیخواه، مومن آگاه، مسئول دلسوز، كاردان با تجربه و مخصوصا رهبران راستین را ترور شخصیت نموندند و بسیاری را هم به شهادت رساندند.

هر چند حضور شهيدان، حضور جاوداني است، و الهام بخش راه آزاد مردان. اما از دست دادن تعداد زیادی نيروهايي كه در عرض سي چهل سال پرورش یافته و ساخته شده بودند، ضربه سنگینی بود. بسیاری از انقلاب‌ها با از دست دادن حلقه رهبری خود شکست خورده و دیگر نتوانستند قد علم کنند.

وقتی در عرض چند سال، يك دفعه انقلاب بسیاری از رهبران و مدافین اصلی خود را از دست بدهد، جبران چنان نیروهایی در عرض چند سال بسیار مشکل است. هدایت مدبرانه رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی بود که از سقوط انقلاب اسلامی در برابر انواع توطئه های رنگارنگ حفظ نمود.  اما در چنان زمان بحرانی، كم كم و به مرور زمان فرصت‌طلبان كه در پشت جبهه‌ها مانده بودند و منتظر فرصت بودند، به تحصيلات عاليه خود ادامه دادند از آن‌جايي كه شيفته فرهنگ غرب بودند و  وابستگي خود را پنهان نموده بودند، توانستند مسئوليت‌هايي را به وسیله نفوذی های قبلی به دست آورند. اين عده بسيار كم  به مرور زمان پست‌های کلیدی را اشغال و با پشتيباني استكبار شروع به كار شكني و توطئه كردند.

در اين گيرودار كه افراد لايق مشغول دفاع در چندين جبهه از جمله: جنگ، سازندگي بودند با نبود افراد نخبه انقلابی در سطح مدیریتی بالا در سطح وسیع و مورد نياز، نوبت به فرصت طلبان رسيد. اين دسته افراد پنهاني، كارهاي پنهاني انجام مي‌دانند و زيركانه بحران مي‌آفريدند، كم كم اعمالشان مانع آسوده خاطري امت بپاخاسته شدند. اعمال چنين افرادي باعث شد كه بين مردم و بعضي از مسئولين جدايي بيافتد. كارشان به جايي رسيد كه مسئولین تازه به دوران رسیده فراموش كردند براي چه مسئول شدند.

با شناسایی عوامل استکبار،  باید کمک کرد تا ملت با گام‌های استوار به سوی اهداف اولیه، حرکت خود را ادامه دهد.

يكي ديگر از حيله‌هاي دشمن، استفاده از دوستان به ظاهر دوست است براي ضربه زدن به انقلاب اسلامی. چون اگر خودش مستقيماً به ميدان آيد بيشتر منفورتر مي‌شود. اما عوامل فوق براي آن‌ها چندين استفاده داشت كه به مهمترين آنها اشاره مي‌شود:

1ـ كم شدن افراد لايق، حتي به تعداد يك نفر

2ـ نفاق بين نيروها

3ـ ناشناخته ماندن دشمن

4ـ از بين رفتن اعتمادها

5ـ مشغول شدن به خود و غفلت از دشمن اصلي،

6ـ ناخودآگاه مامور بي‌جيره و مواجب دشمن شدن

7ـ بردن بيشترين سود با كمترين هزينه

در اين ميان كساني فريب خورده بودند یا مي‌خورند كه خود‌خواه، خود‌محور، دنياطلب، غرب پسند بودند. به گفته بزرگان: دوستان حسود هميشه آلت دست دشمنان پنهان‌كار مي‌شوند.

بعضی از ابزارهای‌های دشمنان را که اجرا شده و تا حدودی مانع در راه انقلاب اسلامی ایجاد کرده، به صورت فهرست‌وار نام می‌برم که هر کدام مستحق یک یا چند کتاب شدن را دارند که باید راه‌های مناسب مقابله با توطئه‌ها، شناسایی و عملیاتی شود:

1ـ بهره گيري از روشن‌فكران وابسته خوش ظاهر.

2ـ جدا كردن دين از سياست و به حاشيه راندن دين(سكولار جديد) .

3ـ ايجاد اصلاحات با هدف حذف دين.

4ـ به حاشيه راندن روحانيت اصیل در جامعه.

5ـ نكوهش تقليد از مجتهدان.

6ـ به صحنه آوردن افراد بي‌خبر از اهداف انقلاب.

7ـ سوء استفاده از جوانان.

8ـ ايجاد نا امني در جامعه.

9ـ توصيف  و تبلیغ غير واقعي  اسلام.

10ـ ايجاد بي‌هويتي در جهان اسلام.

11ـ ترويج مواد مخدر در جامعه مخصوصاً در بين جوان و نوجوان.

12ـ ترويج مشروبات الكلي.

13ـ ترويج فساد اخلاقی.

14ـ ايجاد نفاق بين مسئولين و مردم.

15ـ ترور شخصیت افراد مدافع انقلاب.

16ـ ترور جسمی مدافعین انقلاب

17ـ جنگ نرم: طراحي برنامه هاي انحرافي به وسيله ماهواره و اينترنت. در ماهواره تبليغ يك طرفه است و از نتايج كار خود با حضور افراد طبق خواست آن ها در جامعه با خبر می شوند.

18ـ اينترنت گویا دو طرفه است و چهره به چهره و از نتايج اقدامات خود با خبر می شوند.

19ـ ترور نرم

20ـ نفوذ نرم جهت گودتای نرم

مسوولان واقعی انقلاب اسلامی، باید تلاش شبانه و روزی خود را افزایش دهند، باید همیشه خود را در برخورد با توطئه‌ها، آماده نگه دارند. هیچ زمانی را، زمان آسایش ندانند، هر غفلتی را، پیشروی دشمن به حساب بیاورند. هر انحرافی را در نطفه از بین ببرند. تا ملت‌شان همیشه پشتیبان باشند و بمانند.

                          محمد ابراهيم پاكروان

                                  20/10/87

اول دلیل را بشنو بعد قصاوت کن  زود قضاوت نکن

اول دلیل را بشنو بعد قصاوت کن

از همان لحظه‌ای دید، سنگینی دختر را در چشمایش احساس کرد، دل به او  بست. بعد از فراهم شدن مقدمات با هم ازدواج کردند.

یک روز ابری که با هم قدم می‌زند مرد به زن‌اش گفت: که دیگه دوست ندارم...

زن خیلی ناراحت شد. بغض کرد و گفت: پس رفتنی شدم.

مرد گفت: ولی نپرسیدی دلیلم چیه...؟ می‌دونی چرا دوست ندارم...؟  

اشک که در داخل چشم زن حلقه زده و منتظر جرقه‌ای بود که روی گونه‌هایش بریزد، گفت: دیگه واسم مهم نیست ولی اگه دوس داری دلیلت را بگو...

مرد یک لب‌خند زد و گفت: دیگه دوست ندارم چون الان احساس می‌کنم دیوونه‌وار عاشقتم...

زن با شنیدن این حرف شوهرش فهمید که زود قضاوت کرده و از عکس العمل زود هنگام خود خیلی شرمنده شد. و از پشیمانی سرش را پایین انداخت...

یک شادی و لبخند در چهره‌اش روید، شروع کرد به عذر خواهی و ابراز پشیمانی از کارش.

مرد هم یک لب‌خندی زد و گفت: تو هیچ کار اشتباهی نکردی که بخواهم بخاطرش ببخشم.

بعد هر دو با هم خندیدند.

*            *            *

یک روز صبح شوهر زن می‌خواست از خانه بیرون رود، زن جلو راهش ایستاد و گقت:

ـ دیگه ما به درد هم نمی‌خوریم، بهتره فراموشم کنی...

مرد جا خورد و با ناراحتی از زن‌اش پرسید: آخه چرا...؟ 

زن: بخاطر اختلاف سنی که داریم...

مرد از این حرف زن‌اش خیلی ناراحت شد. اما بیشتر این ناراحت بود که زن‌ش قبلا به او گفته بود که: اختلاف اصلا سنی واسش مهم نیست. بیش از حد ناراحت شد. مرد که عادت نداشت رو حرف زن‌اش حرفی بزند، گفت: خیلی بی‌معرفتی! هر طور راحتی! اگه تو نمی‌خواهی خواسته من چه ارزشی دارد. اگر دوستم نداری می‌تونی مرا به حال خود بگذاری...

مرد یک دفعه دیدکه زنش شروع به خندیدن کرد. گیج شده بود... نمی‌دانست بخند یا ناراحت باشد. از زنش پرسید: چرا می‌خندی؟ یعنی این قدر از تنها ماندمم خوشحال می‌شوی که به حالم بخندی؟

زن گفت: عزیزم من عاشقتم و دیوونه وار دوست دارم...

حالا مرد فهمید که زن‌اش می‌خواست تلافی آن شوخی را بکند. حالا نوبت مرد بود که احساس شرمندگی نماید. شروع کرد به عذرخواهی کردن؛ چون فهمید واقعا آن کارش اشتباه بود و خودش هم زود قضاوت می‌کند.

زن به مردش گفت: تو هیچ کار اشتباهی نکردی که بخوام ببخشمت...

بعد باز هر دو خندیدن. اما هر دو فهمیدند که زود قضاوت کردن چه عاقبتی داره.

منبع: اینترنت.  اصلاح محمد ابراهیم پاکروان

30/4/1392

زود باور نکن ملا نصرالدین و انتخاب سکه ارزان تر

ملا نصرالدین و انتخاب سکه ارزان تر

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد. و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي‌شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد.

هر روز گروهي زن و مرد مي‌‌آمدند و دو سكه به او نشان مي‌دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. تا اين كه مرد مهرباني از راه رسيد و از اين كه ملا نصرالدين را آن طور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: 

ـ هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اين طوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دست‌ات نمي‌اندازند.

ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق‌تر از آن‌‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.

ادبیات مردمی منبع: نا معلوم

مقدمه دوم از امام سجاد با عنوان مرد مرد زود قضاوت نکن

مقدمه دوم از امام سجاد با عنوان مرد مرد زود قضاوت نکن

این حدیث برای انتخاب اصلح در همه انتخاب‌ها مفید است.

در حديث مبارکی از امام سجاد عليه السلام آمده است: «اذا رَأيتُمْ الرَّجلُ قَدْ حَسُنَ سَمْتُهُ وَ هَدْيُهُ وَ تَماوَتَ في مَنْطِقِه وَ تخاضَعَ في حَرَكاتِهِ، فَرُوَيداً لا يَغُرُّكُمْ» هرگاه ديديد مردي را كه خوش برخورد است، و هيئت و روش وي خوب است، و از خود زهد و عبادت نشان مي‌دهد و در حركات خود خيلي شكسته نفسي مي‌نمايد پس مهلت بدهيد و در قضاوت عجله نفرمایید. (چرا؟)

«فَما اَكثَرَ مَنْ يَعْجُزُهُ تناوُلُ الدّنيا وَ رُكُوبُ الحَرامِ مِنها لِضَعفِ بُنيَتِهِ وَ مهانَتَهُ وَ جُبْنِ قَلْبِهِ فَنَصَبَ الدّين فَخاكَها فَهُوَ لا يزالْ يَخْتَلُ النّاسِ بِظاهِرِهِ فاِنّْ تَمَكَّنَ مِنْ حرامٍ اقْتَحَمُه» چه بسيارند افرادي كه از به دست آوردن دنيا عاجزند و به دنيا نرسيدن آن‌ها به خاطر ناتواني جسمي و يا عدم لياقت و يا كمبود شخصيت يا ترس اوست (نه به خاطر ايمان و تقوي)آري چون ناتوان يا بي‌شخصيت و يا ترسو است دين را دام براي رسيدن به دنيا قرار داده و دائماً مردم را با ظاهر خود گول مي‌زنند و اگر مي‌توانست به حرام برسد بي‌اختيار خود را در آن مي‌انداخت.

 و بازهم خویشتن داری بفرمایید، چرا؟ «وَ إذا وَجَدْتُمُوهُ يَعُفُّ عَنْ مالِ‌الحَرامِ فَرُوَيداً لا يَغُرُّكم فانَّ شهواتِ الخُلقِ مُختَلَفَةُ فَما اكثَرَ مَنْ يَنبُوا عَنِ المالِ الحَرامِ وَ أنْ كَثُرَ وَ يَحْمِلُ نَفْسَهُ علي شوهاءِ قبيحة فَيأتي منها مُحرّماً» و اگر ديديد كه از مال حرام هم دوري مي‌كند باز هم صبر كنيد و زود درباره خوبي او قضاوت نكنيد زيرا شهوات مردم مختلف است. چه بسيارند افرادي كه از مال حرام كنار مي‌گيرند و هر چه مال حرام را زياد ببينند تحت تأثير قرار نمي‌گيرند اما خود را بر اعمال ناپسند وادار و مرتكب حرام مي‌شوند.

 و بازهم تأمل لازم است !چرا؟ «فإذا وَجَدْ تُمُوه يَعُفُّ عَن ذلِك فَرُوَيْداً لايَغُرُّكُمْ حَتّي تَنْظُرو ما عُقْدَةُ عَقْلِهِ فَما أكْثَرمَن تَرَكَ ذلِكَ أَجْمَع ثُمَّ لايَرجَعُ لي عَقْلٍ مَتينٍ فَيَكُونُ ما يُفْسِدُهُ بِجَهلِهِ أَكْثَرُ مِمّا يُصْلِحُهُ بِعَقْلِهِ» همين كه ديديد او از تمام اعمال ناپسند دوري مي‌كند ولي باز هم شما را گول نزند تا ببينيد انگيزه‌ي عقل او چيست؟ زيرا بسيارند افرادي كه از تمام اعمال بد دوري مي‌كنند اما يك درايت و ريشه‌ي عقلاني ندارند. و لذا چون شعور فكريِ او كم است معمولاً به جاي اصلاح، دست به افساد مي‌زند.  

و بازهم کمی بازنگری !چرا؟ «فَإذا وَجَدْتُم عَقْلَهُ مَتيناً فَرويداً لايَغُرُّكُم حتّي تَنظُرُوا معَ هواهُ يَكونُ علي عقلِهِ اَو يَكونُ معه عَقْلِهِ علي هواهُ فَكيفَ مَحَبَّتَهُ للرَّاساتِ الباطِلَةِ وَ زُهدُهُ فيها فإنَّ في النّاسِ مَن خَسِرَ الدّنيا و الاخِرَةُ يَترُكُ‌الدّنيا للدّنيا ویری أنّ لّذّة الرئاسة الباطلة أفضل مِن لذة الأموال و النِّعم المباحة المحلّلة فیترك ذلك أجمع طلباًللرئاسة حتی«إذاقیل له اتق الله أخذته العزة بالاثم فحسبه جهنم ولبئس المهاد (بقره/ 206)» و اگر ديديد داراي عقل متين هم هست باز شما را گول نزند و صبر كنيد تا ببينيد آيا با هواي نفس خود عقل را مي‌كوبد يا با كمك عقل عليه هواي نفس گام بر مي‌دارد و نسبت به رياست‌هاي باطل چقدر علاقمند است زيرا در ميان مردم كساني هستند كه در دنيا و آخرت زيان‌كارند زيرا دنيا را رها مي‌كنند نه براي خدا بلكه براي رسيدن به رياست باطله دنيا زيرا لذت رياست نزد او به مراتب از لذت مال و دنيا بيش‌تر است.[و قدرت، برایشان لذّت بخش‌تر است] و از این رو همه این نعمت‌ها و بهره‌مندی‌های دنیوی را برای دستیابی به [قدرت و] ریاست ترك می‌گویند. تا آنجا كه «وقتی به ایشان گفته می شود: از خدا پیروی كن، او را بزرگی و عزّتِ آلوده و برآمده از گناه فراگیرد (و به گناه بیشتری كشانده می‌شود)، پس دوزخ او را بس، و بسیار بد بستری است.

«فهو یخبط خبطَ عشواء یقوده أولُ باطلٍ إلی أبعد غایاتِ الخسارة و یمدّه ربّه بعد طلبه لما لا یقدر علیه فی طغیانه فهو یحلّ ما حرّم الله و یُحرّم ما احلّ الله ،لا یُبالی بما فات مِن دینه إذا سلمت له رئاسته التی قد یتّقی من اجلها ، فأولئك الذین غضب الله علیهم و لعنهم و أعدّ لهم عذاباً مهیناً» چنین كسی [پس از رسیدن به این مرحله همچو نابینایی كه با گذاشتن اولین گام در بیراهه، تا پایان به بیراهه می‌رود] نخستین اقدام نادرست، او را به دورترین پایان‌های زیان‌بار می‌كشاند و پس از آن‌كه خود چنین [سرنوشتی را برای خویشتن] اراده نمود، پروردگارش [مانع او نمی‌شود و] او را یاری می‌رساند و سركشی‌ها و تجاوزهایش از آنچه اكنون بر آن توانایی دارد، بسی فراتر می‌رود، پس حرام خداوند را حلال می‌شمارد و حلالش را حرام می‌كند. [و اكنون] برای حفظ [قدرت و] ریاستی كه برای رسیدن به آن، پارسایی می‌ورزید، هر چه از دین خویش را از دست دهد، پروایی ندارد. و «اینان كسانی هستند كه خداوند بر ایشان خشم كرده و از رحمت، محرومشان نموده و عذابی خواركننده برایشان فراهم آورده است»

« و اینک مَردِ مَرد » کیست؟؟ « ولكنّ الرجل، كلّ الرجل، نِعم الرجل هو الذی جعل هواه تبعاً لأمر الله و قواه مبذولةً فی رضی الله، یری الذلَّ مع الحق أقرب إلی عزِّ الابد من العزّ فی الباطل و یعلم أنّ قلیل ما یحتمله مِن ضرّائها، یؤدّیه إلی دوامِ النعیم فی دارِ لا تبید و لا تنفد، و أنّ كثیر ما یلحقه مِن سرّائها إن اتّبع هواه، یؤدّیه إلی عذاب لا انقطاع له و لا یزول، فذلكم الرّجل نِعم الرّجل، فبه فتمسّكوا و بسنّته فاقتدوا و إلی ربّكم به فتوسّلوا فإنه لا تُرّد له دعوةٌ وطلبة» و اما «مَردِ مَرد»، «نیك مَرد» كسی است كه تمایلات نفسانی خویش را پیرو فرمان خداوند قرار داده و توانایی‌هایش را در [جهت كسب] رضایت خداوند به كار می‌گیرد و «ذلّتِ با حق بودن» را از «عزّت با باطل بودن» به «عزّتِ جاودانه» نزدیكتر می‌بیند و می‌داند كه هر اندك كه از زیان‌های «ذلّت با حق بودن» را تحمل نماید، او را به «نعمت هماره» در جهان بی‌پایان می‌رساند. و [می‌داند كه] شادی‌های فراوانی كه از رهگذر پیروی از تمایلات نفسانی‌اش بدو می‌رسد، به عذاب بی‌انتها و پایان ناپذیر منتهی خواهد شد. و این است « مَرد مرد» « نیك مَرد»! پس به او تمسّك كنید و سیره و روش او را الگو، و وی را وسیله به سوی پروردگارتان قرار دهید. چرا كه چنین كسی را، هیچ دعایی رد نمی‌شود و هیچ درخواستی بی‌پاسخ نمی‌ماند!»

منبع: اینترنت: بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج ٢ - الصفحة ۸۵

زود قضاوت نکنیم. پیش داوری ممنوع

زود قضاوت نکنیم. پیش داوری ممنوع

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَی مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ  آیه ۶ سوره حجرات 

ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر فاسقی برای‌تان خبری آورد نیک وارسی کنید مبادا به نادانی، گروهی را آسیب برسانید و [بعد] از آنچه کرده‌اید پشیمان شوید.

این آیه پیوسته در جامعه اسلامی کاربرد داشته و بیش از هر زمان، در این روزگار کاربرد دارد. زیبنده است که مسلمانان از این آیه بهره بگیرند و اجازه ندهند که هر فاسقی خبر را به وسیله تبلیغات و تکرار در دل ایشان بنشاند و ایشان را گمراه کند.

بخش مهمی از زیان امروز بشری از طریق تبلیغات و دعاوی دروغ است که مردمان بدون بررسی  می‌پذیرند.

موضوع دیگر عدم فهم مطلب شنیده است. چه بسیار رنج‌‎های که از نفهمیدن اصل مطلب به وجود آمده است.به محض شنیدن داوری و حکم صادر می‌کند.و بعد از مدتی می‌فهمد که اشتباه کرده است و برگرداندن آب رفته به جوی محال و یا خیلی مشکل است.

در ادبیات داستانی قضاوت‌های زود هنگام بسیاری نقل شده است که شرح بعضی از آن‌ها در ادبیات به صورت قصه و نمایشنامه‌ها آمده است.

داستان‌هایی که باعث می‌شود انسان از تجربه‌های دیگران استفاده کند، قبل از آن که خود تجربه تلخ کرده باشد. روایت‌هایی که دل‌ها را آگاه می‌کند تا افراد تجربه تلخ نکرده تا برخود هزار لعن و نفرین بفرستد که چرا زود قضاوت کرده است. زود قضاوت نکردن از تحقیق کامل سر چشمه می‌گیرد. زیرا پس از تحقیق  و دادن فرصت زمانی، دیگر قصاوت من و شما ناپخته نخواهد بود.

امام علي مي‌فرمايد:« بپرهيز از سخن گفتن در چيزي كه نمي‌شناسي طريقت آن را و نمي‌داني حقيقت آن را، زيرا سخن تو دلالت مي‌كند بر عقل تو و عبارات تو خبر مي‌دهد از دانش تو، لاجرم زبان بازدار از سخني كه صحت و سقم آن را نداني و مختصر كن كلام خود را بر كلامي كه نيكوتر و بهتر باشد.[1]»

                   محمد ابراهیم پاکروان

                          10/3/1393

[1] - كلمات الهام بخش بزرگان- جلد دوم- گرد آوري: قاسم احساني كناري- انتشارات زرياب- ص375

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس پانزدهم حرف ن

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص 21

درس پانزدهم آموزش حرف ن

حرف بي­صدا (ناخودآوا) با نشانه ن نامش نآ

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف كلمه:

نـ   ـنـ   ـن  ـ ن

جدول تركيب هجاها:

آ + ن = آن

ئ + ن = ئن

ع +  ن = عن 

ۀ+ ن  = ۀن

ؤ  +  ن = ؤن

ن + آ   = نآ

ن + ئ  = نئ

ن + ع  = نع

ن + ۀ = نه

ن + ؤ  = نؤ

ن +  آ  +  ن  =   نآن

ن  +  آ  +  ب =  نآب

ب  +  آ  +  ن  =  بآن

حرف­هاي آموزش داده شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ۀ،ؤ،آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ،

صامت: ب،ص،ل،م،د،ط،ف،پ،ن

كلمه­هاي تازه: نآن، نآب، بآن، نآله، نئل، نئلي، ئيصط، بئصط، نعمعد، نآم، صعندعل،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار «ن» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف ن وجود ندارد، خط بكشيد:

[نآن، لآلۀ، لآنۀ، مئن، ۀبنۀ صئنآ، دعندآن، طعن، زعحرآ، معحدئ، معصؤمۀ، مؤحعممعد حعصعن، حعمزۀ، معنصؤرۀ، عمئر علئ، حؤصۀین، فۀرۀشطۀ، نؤجعبآ، جؤنؤب، نعلبعکئ، نؤمرۀ، نؤزدعح، نعفئصه، نآمۀ، نعدآد، نئم، نآدۀر، دۀصفؤل.]

ادامه جمله­سازي:

بعلـآل دؤصطۀ نآبئ عصط. ؤؤ دؤصطۀ نآنئ نئصط.

با حرف­هاي ياد گرفته شده دو جمله به دل­خواه بسازيد:

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس چهاردهم حرف پ

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص 20 

درس چهاردهم آموزش حرف پ

حرف بي­صدا (ناخودآوا) با نشانه پ نامش پآ

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف كلمه:

پـ   ـپـ   ـپ   ـ پ

جدول تركيب هجاها:

آ+ پ = آپ

ئ + پ = ئپ

ع+  پ = عپ 

ۀ +  پ  = ۀپ

ؤ  + پ = ؤپ

پ + آ  = پآ

پ + ئ  = پئ

پ +  ع = پع

پ +  ۀ  = پۀ

پ+  ؤ = پؤ

پ+  ؤؤ  = پؤؤل

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ۀ،ؤ،آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ،

صامت: ب،ص،ل،م،د،ط،ف،پ

كلمه­هاي تازه: پآص، پؤل، پؤؤل، پعص، پؤف، پؤد، ۀصطۀپ،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار«پ» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف پ وجود ندارد، خط بكشيد:

[آبآدآن، دۀزفؤل، پؤل‌دؤخطعر، شعلعمچۀ، خؤصرعوئ، پآوۀ، پعرچعم، صعرفعرآزئ، پؤکۀ، فۀشعنگ، عصلعحۀ، عرطۀش، صۀپآح، بعصئج، پعروآز، پئرؤزئ، بئدآر، پئشوآز، پعروآر، پؤصط، طؤط، معحدئ، جعمکعرآن.]

ادامه جمله­سازي:

بآبآ بۀ بعلـآل لآمپ دآد. بعلآل دؤصطۀ بآبآ عصط.

با حرف­هاي ياد گرفته شده دو جمله به دل­خواه بسازيد:

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس سیزدهم حرف ف

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص 19

درس سیزدهم آموزش حرف ف

حرف بي­صدا (ناخودآوا) با نشانه ف نامش فآ

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه:

فـ    ـفـ    ـف  ـ ف

جدول تركيب هجاها:

آ+  ف = آف

ئ + ف = ئف

ع+  ف = عف 

ۀ +  ف  = ۀف

ؤ +  ف = ؤف

ف + آ  = فآ

ف + ئ  = فئ

ف +  ع = فع

ف +  ۀ  = فۀ

ف+  ؤ  = فؤ

ف+ آ+ ط+ ۀ+م+ۀ= فآطۀمۀ

ف+ آ+ م + ئ+ ل = فآمئل

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ۀ،ؤ،آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ،

صامت:ب،ص،ل،م،د،ط،ف

كلمه­هاي تازه: فآطۀمۀ، فآمئل، فئط، فئل، صعف، فعصل، فآل، فعم،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار«ف» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف ف وجود ندارد، خط بكشيد:

[وعحدعط، وآحۀد، قعدئر، معککۀ، معدئنۀ، عبؤطآلّب، مؤحعممعد، وآحۀد، فآصۀد، جعمآرآن، فآصۀله، فئش، فعرمآن، فعللآح، معفطؤل، فؤل، فۀلفۀل، فآنؤص، فآرصئۀ فۀردؤص، جعوآد، صئصطآنؤ بعلؤجۀصطآن.]

ادامه جمله­سازي:

بعلـآل آمعد. بآبآ بآ بعلـآل دعصط دآد.

با حرف­هاي ياد گرفته شده دو جمله به دل­خواه بسازيد:

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس دوازدهم حرف ط

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص18

درس دوازدهم آموزش حرف ط

حرف بي­صدا (ناخودآوا) با نشانه ط نامش طآ

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه:

طـ  ـطـ  ـط  ـ ط 

جدول تركيب هجاها:

آ  +  ط = آط

ئ + ط = يط

ع +  ط = عط 

ه +  ط  = هط

ؤ  +  ط = ؤط

ط + آ  = طآ

ط + ئ  = طئ

ط + ع  = طع

ط + ه  = طه

ط + ؤ  = طؤ

ط+ ؤ+ ب = طؤب

ط+ ؤ+ ط = طؤط

ط+ ؤ+ ب + آ = طؤبآ

ع+ ص + ط = عصط

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ۀ،ؤ،آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ،

صامت: ب،ص،ل،م،د،ط

كلمه هاي تازه: طآ، طؤب، طؤط، طؤبآ، عصط، طعله، دعصط، دعصطه، طعبل،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار«ط» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف ط وجود ندارد، خط بكشيد:

[عکبعر، طعبعررآ، طعحآرعط، طعمئز، ۀرطۀبآط، دؤشمعنئ، طعبئعط، طعصمۀ، جؤنؤب، قعرب، طؤخمۀ، طۀلۀصم، طعبعص، طعلعب، طؤل، کآزۀم، طآط، رۀصآلۀ، مؤصبعط، عندئشۀ، لؤط، بئصط، مؤخطآر، طۀحرآن.]

ادامه جمله­سازي:

بآبآ آمعد. ۀصمۀ بآبآ علئ عصط. بآبآ صئ صآلۀ عصط، ؤؤ مؤعللۀم عصط.

با حرف­هاي ياد گرفته شده دو جمله به دل­خواه بسازيد:

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس یازدهم حرف د

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص17

درس یازدهم آموزش حرف د

حرف بي­صدا (ناخودآوا) با نشانه د نامش دآ

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه:

دـ    ـدـ    ـد   ـ د

جدول تركيب هجاها:

آ  +  د = آد

ئ + د = يد

ع + د = عد 

ۀ + د  = ۀد

ؤ  +د = ؤد

د + آ   = دآ

د +  ئ = دئ

د +  ع  = دع

د +  ۀ = دۀ

د +  ؤ  = دؤ

د  +  آ   +   د  = دآد

ب+   ؤ   +   د = بؤد

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ۀ،ؤ،آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ،    صامت:ب،ص،ل،م،د

كلمه­هاي تازه: دآد،  بود، دئبآ، بآد، دآص، دۀل، معآد، دآم، دعم،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار «د» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف د وجود ندارد، خط بكشيد:

[رعحبعر، وۀلآیعط، خؤمۀینئ، ئرآن، ۀنقۀلآب، ۀصلآم، بآدآم، مآح، دآد، دآرآ، خؤرشئد، مۀدآد، خؤدکآر، دؤ، مئنآ، دؤصطئ، شؤرآ، دعندآن، خؤدآ، شعمشئر، دآمآد، دعصمآل، مآد، شؤمآل، دئد، مؤدآم، فعرمآن، فعردآ، آمعد، ۀبرآحئم، معشحعد.]

شروع جمله­سازي:

بآبآ  صعلآم دآد. بآبآ صآلۀم بآد.

با حرف­هاي ياد گرفته شده در درس‌های گذشته اگر جملات بیشتر بسازید، موفق‌تر یاد خواهید گرفت. اگر جمله­هاي ساخته شده در درس­ها به هم ارتباط داشته باشد، بهتر است. مثل جمله­هاي این درس­ها. آن موقع می‌توانيد به خود نمره عالي بدهيد.

فرياد انقلاب اسلامي ايران، جهان را پر خواهد كرد

فرياد انقلاب اسلامي ايران، جهان را پر خواهد كرد

انقلاب اسلامي ايران امانتي است كه آسان به دست نيامده تا آسان از كف برون رود. انقلاب اسلامي ايران امانتي است از طرف هزاران شهيد، جانباز، عالم، آزاد انديش، آزادي‌خواه و عزت طلب سرزمين ايران.

مردم ايران رهبري مي‌خواستند كه در خط معصومين(ع) حركت كند. خدا هم رهبري امام خميني(ره) را عطا كرد.

امام خميني(ره) با توجه به قرآن و عترت راه اصيل اسلامي را به اين ملت نشان داد. تشنگي حقيقت جويان با دم مسيحايي آن علم رباني سيراب شد. آنچه خواسته ملت بود مطرح گرديد. مردم اصول اصيل را از سرچشمه اصلي دريافت نمودند.

حقيقت جويان مي‌خواهند دولت‌شان اسلامي، اجتماع‌شان عرشي، اقتصادشان عدلي، اخلاق شان‌عزتمند، عشق‌شان عصمتي، اميدشان الهی، عمرشان عبادتي و آيندشان تضمين شده باشد.

در تمام صحنه‌ها مردم حقيقت‌جو عباس‌وار از رهبر اطاعت نموده و مي‌نمايند. به عنوان نمونه مردم خواستار بازگشت رهبر از تعبيد شدند. با مبارزات خستگي ناپذير ديو را راندند، فرشته بسوي وطن و يارانش حركت كرد. مردم با شكوه‌ترين استقبال تاريخ را آفريدند. انواع فتنه‌ها را دفع كردند تا  اين كه دشمنان جنگ تحميلي هشت ساله را شروع كردند. و با بسيج همگاني دفاع هشت ساله آغاز شد.

مردم در دفاع مقدس، به فرمان رهبري لبيك گفتند. دفاع جانانه عظمت مردم و عجز[1] ابليسيان را آشكار نمود. جنگ تحميلي را عراق با كمك استكبار جهاني آغاز كرد، عقل هر عاقلي گواهي مي‌دهد كه صدام به تنهايي قدرت عرض اندام در مقابل ايران اسلامي را نداشت. مردم هشت سال با عشق و علاقه راه عباس ابن علي(ع) را ادامه دادند. اگر در قيام كربلا يك عباس و اصغر و اكبر و عبدلله  وجود داشت، در انقلاب ايران بيشمار از آنان در دفاع از رهبر وجود دارد. حماسه سازاني كه از انقلاب اسلامی مداوم حمايت كردند و برگ‌زرين و به ياد ماندني عظيمي را در تايخ ايران آفريدند و در حال حاضر برای به ثمر رساندن، سخت در تلاشند.

مردم در فتنه سال 88 ، با خلق حماسه 9 دي يك بار ديگر به ياري رهبر و كشور اسلامي شتافتند و چشم شيطان را كور كردند و آرامش را به كشور باز گرداند

استكبار مي‌داند كه هيچ، اگر نمي‌داند، بداند كه فرياد رهروان راه امام خمینی(ره) بر عليه استكبار استثمارگر بلندتر است، اين بيدارگران مستضعفين، مسافران راه عشقند. در وادی‌های هفت گانه، مرغان عاشقی هستند كه از سختی‌های راه نمي‌هراسند تا سیمـرغ گردند. راحت طلب نيستند که راحتـی را به قیمت نوکری بیگانه‌گان طلب کنند. راحت طلبان را چه خبر از عرصه سیمرغ، چه خبر از شور و شعور حسینی، چه خبر از حلاوت سختی‌های دفاع مقدس، چه خبر از گوارا بودن تشنگی در لب فرات، چه خبر از بی‌دست سوی حسین دویدن،  چه خبر از دیدن زیبایی‌ها در اسارت. مگس را چه خبر از  بوی عطر گل یاس و سرخی گل برگ‌ها، بلبل شیدا می‌خواهد تا قدر گل بداند.

حركت روبه رشد مردم با توجه به آرمان‌هاي اصيل انقلاب، عبور سلامت از بحران‌ها را عملي كرده است. حركتي كه در آن ايستايي و عقب گرد وجود ندارد.

مردم ما در هر لحظه آماده دفاع هستند. دشمن در بعضي مواقع عدم خروش ملت را نشان از عقب نشینی مي‌داند. در چنين اوضاعي اگر دشمن ما را بریده از انقلاب و امام خمینی می‌پندارد، سخت در اشتباست. ولله چنين نیست. استكبار نمي‌داند، سكوتمان هم نوعي خروش است. نشان از تغییر حوزه دفاع است. ما دفاع را به حوزه‌ای می‌کشانیم که حمله شده است. اگر فرهنگی حمله کنند، فرهنگی دفاع می‌کنیم. اگر قلمی حمله کنند، قلمی پاسخ می‌دهیم. اگر به دانشجو حمله کنند، از دانشجو دفاع می‌کنیم. اگر به دانشمندان حمله کنند، از دانشمندان‌مان حفاظت می‌کنیم تا قله‌هاي رفيع علم و دانش را هم فتح نماييم. اگر بخواهند مقابل امام خمینی بیایستند، در مقابل دنیایشان خواهیم ایستاد. بیگانه و بیگانه پرست بداند: ما بازمانده خیبریم، وارث نهضت حسینیم. پيرو بنیان گزار بزرگ‌ترین انقلاب در جهانیم، تسخیر کننده لانه فسادیم، فاتح جنگ هشت ساله ایم، وتا نفس داریم رزمنده‌ایم.

پیام امام خمینی(ره) بت‌شکن زمان به  عزت طلبان و فرزندان دلسوز این مرز و بوم اچنین است: گرسنگی و تشنگی را تحمل کنید، اهانت را هرگز. بی‌پولی و نداری را تحمل کنید، نوکری را هرگز. سختی‌ها و مرارت‌ها را تحمل کنید، حقارت را هرگز. بی‌خانمانی و خانه به دوشی را تحمل کنید، پناهندگی به سفارت‌های بیگانه را هرگز. تهمت‌های عوامل بیگانه را تحمل کنید، خیانت را هرگز.

 امام خمینی بیدارگری است که در نزد حقیقت جویان و عدالت خواهان جهان جایگاهی بس رفیع دارد. پيام امام خميني در حال تسخير جهان، مخصوصا جهان اسلام است.

آنچه ملت‌هاي بيدار شده را زجر مي‌دهد، نبود رهبر ولايي مثل امام خمینی است. ملت‌های مظلوم بايد از خدا بخواهند رهبري مثل او به آن‌ها عطا فرمايد و يا اگر هست موجبات آشكار شدنش فراهم شود. اگر رهبري از جنس خودشان پيدا شود كه عالم، زيرك، خود ساخته، شجاع و قاطع باشد، زودتر به پيروزي مي‌شوند و همراه او به حقوق حقه خود مي‌رسند.

نشانه‌هاي خط امام خميني: اطاعت‌ها براي خداست. فریادها در حمایت از مظلوم است. حمایت‌ها از عدالت است، مقابله‌ها با اشرار و بیگانه است. حفاظت‌ها از اسلام ناب محمدی و شرف است. دوستي‌ها  و دشمني‌ها به خاطر خداست.

با صراحت کامل اعلام مي‌شود: تا زمانی که گروه‌ها، تشکل‌ها، حزب‌ها، افراد، رییس جمهور، وزیر، وکیل، نماینده، روحانی، دانشجو و... در پی تحقق اهداف خمینی کبیر فعال باشند، عزیزند و ملت را همراه و ياور خود خواهند یافت. در غير اين صورت در مقابل خود خواهند ديد. و امروز از حاميان ديروز خود سيلي خواهند خورد.

انقلاب اسلامي ايران پر صلابت، با شجاعت بر استكبار مي‌تازد و از مظلوم حمايت مي‌كند. بيداري جهاني عالم اسلام بر عليه استكبار، نتيجه پايداري و مقاومت سه دهه مردم در صحنه ايران است. مردم عبور موفق از تمام بحران‌هاي آتي نيز بر افتخارات تاريخ جمهوري اسلامي خواهد افزود، و اين رسوا كردن‌هاي مکرر استكبار، تا ظهور منجي عالم بشريت، مهدي موعود ادامه خواهد داشت.

                         محمد ابراهيم پاكروان

                               28/10/1388



[1] ـ عجز: ناتواني

اهداف استکبار جهانی در جنگ نرم علیه انقلاب اسلامی

اهداف استکبار جهانی در جنگ نرم علیه انقلاب اسلامی

استكبار جهاني به خوبی فهمیده است که تنها راه برای حفظ برتری در جهان تک قطبی ایجاد شده پس از فروپاشی شوروی، شكست انقلاب اسلامي است.

استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا به این نتیحه رسیدند که: بهترين راه شكست انقلاب اسلامي ايران با توجه به هزينه اعمال جنگ نرم با استفاده از نفوذ فرهنگ مبتذل آمریکایی به منظور سست نمودن ارکان عقیدتی مردم در صحنه است.

مشکل اصلی آمریکا، جهان بيني و ايدئولوژي انقلاب اسلامی ايران است که سرفرازانه در حال شکوفایی است. هدف استكبار پايين كشيدن پرچم انقلاب اسلامي است. به خوبي مي‌داند كه اگر ایران اسلامی را مهار کند، همه خاورميانه بلکه همه جهان را مهار کرده است. كانون آزادی بخش و سرچشمه اصلي آزاد منشان، ایران است. اگر بتوانند مردم را با ترويج فرهنگ و ادبيات غربي به سوی خود بکشانند پیروز خواهد بود.

دشمن جنگ نرمی آغاز و ادامه مي‌دهد. كار دفاع كننده خيلي سخت است زيرا اول بايد نوع حمله حريف را شناسايي كرده بعد متناسب با آن طرح حمله، نوع دفاع را پي‌ريزي كند.

اصل اول دفاع: كسي كه آمادگي دارد مي‌تواند به عنوان دفاع كننده وارد عمل شود. به عنوان نمونه كسي كه مطالعه (آگاهي) دارد مي‌تواند در نوشتن و سخنراني كردن فعاليت داشته باشد. كسي كه خودش آگاهي كافي و درك و شناخت درستي از مسائل ندارد نمي‌تواند به عنوان مدافع  حضور داشته باشد، زيرا ممكن است به جاي دفاع تخريب هم كند. لازمه‌ي وارد شدن به دفاع اين است كه مجموعه‌ي از اطلاعات گوناگون در جنگ نرم و دفاع نرم داشته باشد كه انسجام با سياست كلي نظام ايجاد كند.

هر فعاليتي، موضوعي دارد. دفاع بايد متناسب با موضوع حمله باشد. در واقع بايد مسائلي كه دشمن مطرح مي‌كند، ما همان مسايل را مطرح و حل كنيم. نبايد در مورد مسايل بي‌ربط ديگر فعاليت كرد، زيرا اين كار باعث مي‌شود كه ما در جاي نامربوط سير كنيم. به عنوان نمونه: شبهه‌اي كه راجع به دين و يا نظام مطرح باشد و ما به‌جاي اين‌كه از آن‌ها مطلع شده و به پاسخ‌گوئي بپردازيم مدام به انتزاعات خود مشغول باشيم. اين گونه برخورد با مسائل روز، عقب ماندن از مسایل است و هم مربوط به مسائل فكري و نظري مبتلا به جامعه. پس بايد سعي شود به روز بوده و مسائل دفاع مربوط به حمله انجام شده یا جلمه در حال اجراباشد.

براي دفاع مناسب و مطلوب، شناخت كامل دشمن يك اصل است. چه نوع جهان بيني و ايدئولوژي دارد؟ توانمندي‌هايش در كجاهاست؟ چه ضعف‌هايي دارد؟ از چه سلاحي استفاده مي‌كند؟ سطح فكري خودي ها در چه حدي است؟ امكانات رفاهي دشمن در چه حدي است؟ چه رسانه‌هايي با چه بردهايي در اختيار دارد؟ ستون پنجم دشمن به چه فعالیتی مشغول است؟ با مشخص شدن توان دشمن در حمله، ما هم دفاع مناسب خواهیم داشت. مثلا وقتی فهمیدیم ستون پنجم کیا هستند و در کجا استقرار دارند، خودي‌ها به راحتی می‌توانند اطلاعات از دشمن بگيرند. و اطلاعات لازم را نمي‌دهيم.

فعاليت نرم بلند مدت است. بايد در همه‌ي عرصه‌ها فعال بود. جبهه‌ي فرهنگي انقلاب اسلامي در عرصه‌ي سايبر بايد تشكيل گردد. بايد بي‌خيال نهادهاي دولتي بود. در جاهايي كه خلاء فعاليت است بايد بيشتر حضور داشت.

يكي از شيوه هاي جنگي، جنگ نرم است كه جنگ رواني شاخه اي از آن به شمار مي آيد. در جنگ نرم، به جاي ابزارهاي جنگي سخت، چون توپ و تانك، از ابزارهاي فرهنگي تاثيرگذار بر فكر وانديشه و عواطف و احساسات انساني بهره گرفته مي‌شود.

با نگاهي به جريان شناسي جنگ نرم مي‌توان گفت كه اين شيوه جنگي، از ديرباز مورد استفاده قرار گرفته و همواره از سوي انسان‌ها در جنگ‌ها به عنوان يك ساز و كار موثر مورد توجه بوده است.

تنها تفاوتي كه مي‌توان در ميان جنگ هاي نرم در دوران گذشته و عصر معاصر يافت، تفاوت در ابزارها و روش‌هاي آن است و اصولا بهره‌گيري از هر نوع ابزاري در جنگ نرم بر اين پايه و محور قرار مي‌گيرد كه بر انديشه و احساسات مخاطب تاثيرگذاشته و او را مرعوب خود سازد و بي‌آن‌كه فرد واكنشي از خود نشان دهد، تسليم دشمن شده و يا در مسير خواسته‌هاي او گام بردارد.
براساس اين فرضيه مي‌توان به سراغ آموز‌ هاي قرآني رفت و تحليل قرآن را از جنگ نرم و مسايل و مباحث مربوط به آن را استخراج كرد.

حوزه‌هاي چهارگانه‌اي كه حاميان ايده تعامل‌گرايي به دنبال تغيير رفتار جمهوري اسلامي در آنها هستند عبارتند از: 1ـ مسئله هسته‌اي ايران و به طور كلي سلاح‌هاي كشتارجمعي، 2ـ حمايت از تروريسم، 3ـ اخلال در روند صلح خاورميانه، و 4ـ وضع حقوق بشر.

هدف اصلی آمریکا خواهان تغيير رفتار ايران در مورد توجه به اسلام خواهی است. آمریکا خواهان تغییر آنی جکومت جمهوری اسلامی ایران است و ناتوان در این زمینه می‌باشد، در پی كاهش مشروعيت رهبران نظام انقلاب اسلامی ایران است. و زمينه‌سازي براي تغيير نرم رجمهوری اسلامی است. در حال حاضر در پی براندازی خاموش است. براندازی خاموش یعنی در ظاهر جمهوری اسلامی بماند، اما در باطن اهداف جمهوری اسلامی توسط مردم پیگیری نشود.

                  محمد ابراهیم پاکروان

                        3/4/1390

«تغییر ادبیات و گفتمان انقلاب اسلامی» 1- از مستضعف به قشر آسیب پذیر

«تغییر ادبیات و گفتمان انقلاب اسلامی»

1- از مستضعف به قشر آسیب پذیر

عده ای از سیاسیون: به گروه  خبرنگارانه «راه  مانده‌گار» وقت مصاحبه ندهید.

جمعی از مسوولین: به گروه خبرنگارانه «راه مانده‌گار» رو  ندین. بسیار پررواند، امروز برن، فردا بر می‌گردن. زبان حالی شان نیس، ول کن موضوع نیستن.

تعدادی از اقتصاددانان مدرن: گروه خبرنگارانه «راه مانده‌گار» هنوز نمی‌دانند که قبل از محرومیت زدایی از انسان ‌ها، محرومیت زدایی از چهره‌یه صنعت و فن آوری لازم است.

دسته‌ای از کارگزان: گروه خبرنگارانه «راه مانده‌گار» زنبور قرمزند، خرمکس‌اند، مارند، زهره مارند،

بعضی از روشنکران مذهبی غرب گرا: گروه خبرنگارانه «راه مانده‌گار» جموده فکری دارند. هنوز در حال و هوای سال‌های اوایل انقلاب‌اند. چند سواله تکراری دارن، هر موقع که ظاهر می‌شن، معلومه که چه می‌خوان بپرسن. این همه مسایل متنوع و جدید در ایران و جهان پدید می‌آید چسبیدند به یک کلمه مستضعف. قرآن هزاران کلمه دیگر هم دارد.

گروهی از رجال کشوری: با گروه خبرنگارانه «راه مانده‌گار» هیچ حرفی نداریم.

وقتی نظرات این دسته از اقتصاددان، سیاسیون، رجال و مسوولین را شنیدم، گروهی که روز به روز بر تعدادشان افزوده می‌شود و می‌روند گروه اصیل انقلاب را بسیار نرم حذف کنند. مشتاق شدم با گروه خبرنگارانه راه مانده‌گار ملاقات داشته باشم و از زبان خودشان از فعالیت‌شان جویا گردم. از خود خبرنگارانه «راه مانده‌گار» بپرسم که: چرا عده ای از مقامات از دست شما کلافه‌اند؟ چرا گروه شما را متهم به جمود فکری می‌کنند؟ چرا به زنبور قرمز تشبیه می‌کنند؟

طالب حق‌جو خبرنگار فعال گروه راه مانده‌گار، حقیقتا یک طلب کننده واقعی و حق جوی اصیل است. بعد از ملاقات تصمیم گرفتم گرد و خاک از بایگانی این گروه خستگی ناپذیر بزدایم.  صحبت‌های طالب حق‌جو چون از دل برمی‌آمد، بر دل هم می‌نشست. این هم حرف‌های گرم و صمیمی طالب حق‌جو:

در بین مردم بر سر زبان‌هاست که این گروه از خبرنگاران بسیار پیگیر تحقق اهداف انقلاب هستند. مثل زنبوز قرمز، وزوزکنان خوابه راحت و  آرامشه خاطره مسوولین بی‌درد را آشفته می‌کنند. مسوولینی که سعی دارند توجه مردم را از اهداف اولیه به سوی اهداف جدید سوق دهند. آرمان‌هایی که برای ادامه حیاط طیبه انقلاب ضروری هست و انقلاب را اصیل نگه می‌دارد، گروهی از با نفوذان بی‌درد تلاش ناپاک می‌کنند تا انقلاب را به سمت و سویی بکشانند که مردم یادشان برود برای چه انقلاب کرده‌اند.

برآگاهان آشکار است که ادبیات و گفتمان اول انقلاب، به مرور زمان به صورت نرم، خزنده و آرام تبدیل به ادبیات و کفتمان دیگری شده،  چنان نرم و آرام که کک هیچ کس هم نمی‌گزد و در جامعه هم ایجاد حساسیت نکرده است، مثل جایگزین کردن قشر آسیب پذیر به جای مستضعف و عدم استفاده از کلمه مستضعف در چند ساله اخیر. برنامه ریزان استحاله انقلاب با استفاده از اصل:«تغییر نرم» چنان بی‌صدا فعالیت کرده‌اند که دلسوزان واقعی هم ناچار سکوت کرده‌اند. تغییر نرم به تدریج تغییر ایجاد می‌کند. بعد از مدتی مشاهده می‌کنیم هیچ چیز سر جایش نیست و آن زمان، زمان پشیمانی است.

اصل «تغییر نرم» بر این اصل استوار است که: برای تغییر کلی در اصل هر چیزی، تغییر باید بسیار ناچیز باشد. در اولین گام باید از نسخه اول، نسخه دومی تهیه کرد. در  نسخه سوم هم باید تغییر آنقدر ناچیز باشد که با نسخه دوم قابل ذکر نباشد. مگر مخاطب بسیار ماهر باشد. وقتی تغییرات متوالی صورت گرفت مثلا نسخه نوزده به بیست تبدیل شد و آن موقع اگر نسخه بیست با نسخه اول که اصل است مقایسه شود، تغییر ایجاد شده قابل مشاهده و سنجس است. طراحان تغییر نرم چنان حساب شده، حرکت خزنده را دنبال می کنند تا به مرور زمان به هدف تعیین شده برسند. یک کار حساب شده دیگری که انجام می‌دهند این است که با ارایه نسخه جدید نسخه‌های قبلی را جمع‌آوری نموده انهدام و یا بایگانی می‌کنند تا همه‌گان فکر کنند که اجرای این نسخه اصل است.

برای مقابله باید هر روز این سوال را مطرح و پاسخ دهیم که هدف انقلاب چه بوده است؟ و چقدر به هدف نزدیک شده‌ایم. اگر پاسخ منفی بود، بی‌درنگ باید در رفتار خود تجدید نظر کرد. 

ما چهار نفر دوست صمیمی بودیم. همه متولد سال 41، شادمان از وقوع و پیروزی انقلاب اسلامی با اهداف بسیار عالی.  اهداف والایی که تا به حال هیچ انقلابی از قدیم تا به حال نداشته است. جمع ما در آرزوی تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامی است.

 یکی از اهداف اولیه انقلاب اسلامی، به سفارش قرآن، تحقق حکومت مستضعین است که در آن به محرومین سخت نمی‌گذرد. ما چهار نفر یک تیم خبرنگاری تشکیل دادیم. اولین هدف ما پیگیری میزان تحقق آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی بود. یکی از محورهای تهیه اخبار و اقدامات انجام شده در مورد محرومیت زدایی بوده و هست. می‌خواستیم در آن زمان محو محرومیت را در منطقه‌ای از جهان مشاهده کنیم و مزه آن را بچشیم تا دیگر ملت‌ها هم با مشاهده ثمره شیرین انقلاب اسلامی ایران درس مبارزه با استکبار را بیاموزند و بر ظلم و ظالم بشورند.

 ما اولین گزارش را در رابطه با محرومیت زدایی در سال 58 تهیه کردیم.

از تهیه اولین مصاحبه حدود سی سال می‌گذرد(1387). اقدامات محرومیت زدایی بعد از سی سال به چه مرحله ای رسیده است. کشور ایران بعد از سی و شش سال به این هدف اساسی انقلاب اسلامی چقدر نزدیک شده است؟ آیا به هدف نزدیک‌تر شده یا دورتر، آیا ما در حال حاضر مستعضعف داریم یا نه؟ آیا نظام در پی حذف عاملین استضعاف هست یا نه، این‌ها سوالاتی است که فکر خبرنگاران، مخصوصا دلسوزان انقلاب را سخت به خود مشغول کرده است.

نام «راه مانگار» را به پیشنهاد حسین انتخاب کردیم. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌های جنگ رفتیم. حسین شهید شد. زین العابدین اسیر گردید. عباس جانباز شد.

من به تنهایی در زمانی که یاران متقرق بودند، چند گزارش تهیه کردم. اما روزنامه و مجله‌ای یافت نشد که مطالب را چاپ کند، به ناچار  بایگانی کردم.

بعد از بهبوده نسبی عباس و آزادی زین العابدین بعد از جنگ صدام علیه ایران اسلامی، فعالیت را دوباره به صورت جدی شروع کردیم. با پیوستن فرزند شهیدی ‌ناپیدا، تیم ما ترمیم و تکمیل شد.  دور جدید فعالیت را با این نیت آغاز کردیم که پیام‌های اصیل انقلاب اسلامی را زنده نگه داریم. پیام‌های اصیل انقلاب اسلامی را به وسیله پیام رسانانه اصیل به گوش نسل‌های جدید برسانیم. پیام‌رسان خون شهیدان و سخن‌گوی آزاده‌گان و جانبازان باشیم و در نهایت پیگیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی ایران.

به نظر می‌رسد بهترین روش، روش آماری مقایسه‌ای است. با قرار دادن سالی را به عنوان پایه و سنجیدن سال های دیگر را با سال پایه، روش مناسبی می‌باشد. به نظر می‌رسد، سال پایه سال پنجاه و هفت مناسب باشد. ممکن است که رژیم ستم شاهی آماری درست و دقیق از خط فقر نداده باشد و برای پنهان کردن میزان حقیقی فقر آن را دست‌کاری کرده باشد. این مهم نیست. مهم این است که حساب کنیم امسال نسبت به سال قبل از تعداد محرومین جامعه اسلامی ما کاسته شده یا نه. اگر کاسته شده که جای بسی شکرگزاری است، اگر  کاسته نشده باید دنبال دلایل کشت و موانع را از سر راه برداشت. باید برنامه ریزی عملیاتی دقیق طراحی کرد. تا انقلاب حامی مستضعفین تضعیف نگردد.

ما از سیاست مداران می‌خواستیم که آمار خط فقر آن زمان را در اختیارمان قرار دهند. فقط اعلام کنند که چند درصد از مردم رژیم ستم شاهی در زیر خط فقر زندگی می‌کردند که به رهبری امام خمینی دست به انقلاب زدند.  و حالا چند درصد جمعیت مستضعف است. خلاصه‌ای از گزارشات را در زیر می‌خوانید:

سال 58:

اول به سراغ سیاست مداران رفتیم تا از اقدامات انجام شده در رابطه با محرومیت زدایی گزارشی تهیه کنیم. با جواب‌هایی که شنیدیم، کیج شدیم. آمار و ارقام نشان می‌داد که تعداد محرومین کم شده است، و حقیقت چیز دیگری را نشان می‌داد[1]. به عنوان نمونه در اوایل سال 58 پیش مسوول شماره یک[2] رفته پرسیدم که: به شکر خدا انقلاب به ثمر رسید و پیروزی ملت ایران تثبیت شد. اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟

گفت: امام خمینی رسیدگی به مشکلات مستضعفین را دغدغه اصلی انقلاب اسلامی می‌داند. اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین است که در برنامه ریزی‌ها، بودجه‌ای هم برای محرومیت زدایی در نظر بگیریم. چند ماهی بیشتر نیست که انقلاب اسلامی پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشتر به سمت محو قوانین و بقایای سران رژیم ستم شاهی است.

گفتم: محو قوانین رژیم ستم شاهی و برکناری سرسپرده‌های آن رژیم باید با قوت تمام انجام گیرد. اما این بهانه برای مسکوت گذاشتن مشکلات محرومین کافی نیست. باید تیم‌های مختلفی در کشور از کارشناسان تشکیل شود تا هرکدام به قسمتی از کارها و مشکلات موجود جامعه رسیدگی کنند.

پرسیدم: آیا تعداد و محل سکونت محرومین شناسایی شده است؟ آیا بودجه‌ای که برای این مورد اختصاص می‌دهید، کافی خواهد بود؟

گفت: آمار دقیقی در دست نداریم محرومین در تمام نقاط ایران پخش هستند. در مراکز کمتر و در نقاط دور افتاده‌تر بیشتر است. محرومیت زدایی در طی یکی دو سال مقدور نیست. اما امیدواریم در طی پنچ سال آینده محرومیت‌ها ریشه کن شود.

سال 63:

تدارک یک مصاحبه را دیدم تا پیش مسوول شماره یک رفته و از نتایج برنامه‌های محرومیت زدایی گزارشی تازه تهیه کنم. دانستم مقام وی ارتقا یافته و به آسانی وقت ملاقات نمی‌دهد. تلاش‌هایم به ثمر نرسید. ناچار به سراغ مسوول شماره دو رفتم.

از نتایج برنامه های محرومیت زایی بعد از پنچ سال پرسیدم، گفت: به شکر خدا کارهایی شده و کارهایی در دست اجراست و برنامه ریزی‌های جدیدی هم در حال شکل‌گیری است.

گفت: با جنگی که بر ما تحمیل شده برنامه مبارزه با محرومیت زدایی ها را به کندی واداشته است. اول باید به حساب متجاوزین برسیم. بعد از اتمام جنگ برنامه محرومیت زدایی با جدیت تمام پیگیری خواهد شد.

گفتم: در حال حاضر هم این محرومین هستند که بیشترین حمایت را از جبهه‌های جنگ انجام می‌دهند.

گفت: جهانیان هم اعتراف می‌کنند که این انقلاب از سوی محرومین حمایت می‌شود. انقلاب اسلامی هم خواهانه ارتقای جایگاه محرومین است.

سال69:

بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه، در آن سال‌ها شعار  سازندگی سر می‌دادند. و حرکت‌ها و فعالیت‌های دیگر را مخالفت با سازندگی کشور می‌دانستند. می‌گفتند به گروه خبرنگارانه «راه مانده‌گار» وقت مصاحبه در رابطه با محرومیت زدایی ندهید.

خواستیم وقت ملاقات از مسوول شماره دو  بگیریم، گفتند خارج نشین شده است. به سراغ مسوول شماره سه رفتیم. پرسیدم: بیش از ده سال از پیروزی انقلاب گذشته، آیا با اقدامات انجام شده از درصد محرومین جامعه کاسته شده، لطفا آمار و ارقام را به درصد اعلام فرمایید؟

گفت: اقدامات بسیار موثری انجام شده، فعلا تازه جنگ تمام شده و توجه دولت بیشتر به سمت مناطق جنگی و سازندگی‌یه کشور است.

گفتم: حرف شما کاملا دست، تکلیف مستضعفین فعلی چه می‌شود؟ فکر نمی‌کنید در لابلایه این سازندگی‌ها، بی توجی به مستضعفین وجود دارد و آن‌ها بیشتر بیچاره می‌شوند؟ به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، شاید در آینده وضع جامعه بهبود یابد. زندگی برای محرومین سخت شده است. باید اقدامی اساسی صورت بگیرد.

گفت: چرا لازم است، بسیار هم لازم است اما امکانات ما اجازه نمی‌دهد و...

گفتم: مگر درآمد خالص یا ناخالص ملی کاهش یافته است؟

گفت: درآمد خالص و ناخالص ملی نه تنها کاهش نیافته است، به لطف خدا در طی دو سال گذشته افزایش هم یافته است.

گفتم: پس چرا می‌فرمایید: امکانات ما اجازه نمی‌دهد؟

گفت: دولت امکانات دارد اما قشر آسیب پذیر امکان و امکانات استفاده را ندارند. اول باید صبر کنید تا جریان سازندگی کشور تکمیل گردد. تا جریان سازندگی کشور تکمیل نگردد، امکان حمایت از قشر آسیب پذیر وجود ندارد.

سال 73:

هر کدام از سیاست مداران  به بهانه‌یی حاضر نمی‌شدند با گروه خبرنگاران راه مانگار  در ایام دهه فجر، در رابطه با برنامه‌های انجام شده در جهته محرومیت زدایی مصاحبه نمایند به همین خاطر جواب رد دادند.

بیشتر سیاسیون داخل دولت‌ها با زبان بی‌زبانی اعلام می‌کردند که در مورد هر مساله داخلی و خارجی به غیر از محرومیت زدایی بخواهند مصاحبه و یا گزارش تهیه کنند، هر وقت بخواهند وقت کافی وجود دارد. نمی‌دانم چرا حاضر نیستند در رابطه با محرومیت زدایی حرف بزنند. آیا نمی‌توانند؟ آیا امکانات ندارند؟ آیا دست‌های پنهان وجود دارد که نمی‌خواهند انقلاب به این هدفه والای خود برسد؟ آیا می‌خواهند مستصعفین را ناامید از انقلاب نمایند؟ آیا...؟ 

پیش اقتصاددانان رفتیم. به عنوان نمونه در مصاحبه با اقتصاددان شماره یک، پرسیدم: آیا از تعداد گروهی که در زیر خط فقر زندگی می‌کنند، کاسته شده است یانه؟

گفت: اقتصاد در حاله رشد است. تولید ناخالص ملی افزایش یافته است.

گفتم: جواب شما ربطی به سوال من نداشت. دوباره پرسیدم: از درصد خط فقر بگو. بگو امسال چند درصد مردم در زیر خط فقر زندگی می‌کنند. نسبت به سال قبل افزایش یافته یا کاهش؟

گفت: امکانات رفاهی کشور در حال افزایش است، مخصوصا امکانات رفاه عمومی.

پرسیدم: کدام رفاه عمومی باعث افزایش درآمد گروه‌های کم درآمد یا بی‌‎درآمدها شده یا می‌شود؟

گفت: مثلا جاده کشی‌ها افزایش یافته است. در شمال امکانات رفاهی زیادی برای کسانی که به مسافرت‌های تفریحی می‌روند احداث شده.

گفتم: جاده سازی‌ها باعث رفاه حال راننده‌گان و مسافرین می‌شود. این ارایه خدمات چند درصد در کاهش فقر موثر است؟ ضمنا کسانی که توان مسافرت، به علت نداری ندارند، چگونه توجیه می‌نمایید. این جاده کشی‌ها چکونه به افزایش درآمد بیکاران بی‌درآمد کمک می‌کند؟

گفت: منظور شما قشر آسیب پذیر است. برای این گروه هیچ کاری نمی‌توان انجام داد. آن‌ها ذاتا توان بیشرفت ندارند. اگر تمام امکانان پیشرفت را در اختیار آنان قرار دهید بر باد می‌دهند. حال عده‌ای نمی‌توانند از این امکانات استفاده کنند، مقصر ما نیستیم. ببینید تلاش ما افزایش رفاه عمومی است، یکی دیگر از امکانات افزایش تخت‌های بیمارستانی است که برای بیماران مهیا شده است.

گفتم: این کار باعث افزایش رفاه حال بیمارانی می‌شود که توان مالی به بیمارستان رفتن را دارند. پرسیدم: آیا همه بیماران به این خدمات دست‌رسی دارند؟ باید معلوم شود که چه خدماتی این بیمارستان‌ها به محرومین ادرایه می‌دهند.

برای از سر وا کردن گفت: یک یا چندکار و فعالیت ممکن است نمود نداشته باشد. اما مجموعه ارایه خدمات عمومی قطعا موثر خواهد بود. ضمنا ما برنامه‌هایی برای حمایت از قشر آسیب پذیر داریم که به زودی اعلام می‌شود.

گفتم: ارایه خدمات عمومی قطعا موثر است اما به حال چه کسانی؟ فکر نمی‌کنید بیشتر کارها در حالی که به نفع کشور است، به نفع سرمایه داران است. می‌خواهم بدانم در کل مجموعه ارایه خدمات عمومی چند درصد برای بهبودی حال مستضعف موثر خواهد بود.

گفت: ما در کشور افرادی داریم که کارآفرین هستند. کار آفرینان کسانی هستند که از سرمایه خود برای پیشرفته کشور و اشتقال زایی استفاده می‌کنند. با استفاده از سرمایه خود کارگاه و کارخانه احداث می‌کنند تا مردم درآمدی داشته باشند، یا بیشتر آن‌ها سرمایه‌داران هستند که برای بردن سود بیشتر کارگران را با حقوق کم مشغول فعالیت می‌کنند. دولت هم از سرمایه‌داران به نام کارآفرینان حمایت می‌کند.

به ساعت‌اش نگاه کرد و گفت: وقت ندارم باید نیم ساعت بعد در همایش مبارزه با تورم شرکت کنم.

چندین سوال که در ذهنم ایجاد شده شده بود، ممکن است در دهن شما هم ایجاد شود، بی‌جواب ماند. بعد از این گقت و گو اقتصاددان شماره یک دیگر وقت مصاحبه نداد.

سال 74:

به سراغ اقتصاددان شماره دو رفتیم پرسیدم که: آیا در حال حاضر در جامعه مستضعف داریم یا نه؟ اگر وجود دارد چند درصد افراد جامعه مستضعف هستند؟

گفت: در حال حاضر در جامعه ما فقط قشر آسیب پذیر وجود دارد.

گفتم: آیا منظور شما از قشر آسیب پذیر همان مستضعفین است.

گفت: آسیب پذیران کسانی هستند که هرگونه حمایت از آن‌ها بی‌ثمر می‌باشد. تزریق پول، پرداخت یارانه و دیگر کمک‌های بلا عوض در رشد و شکوفایی این گروه اثری نخواهد داشت.

گفتم: تکلیف کسانی که با رعایت احکام اسلام کم درآمد مانده‌اند، جزء قشر آسیب پذیر به حساب می‌آیند یا نه؟

گفت: اقتصاد آزاد، راه پیشرف را مهیا کرده است.

گفتم: پس مستضعف را در کجای جامعه باید جستجو کرد؟

گفت: مستضعف در جامعه‌های بسته وجود دارد، جامعه ما که یک جامعه بازی است قشر آسیب پذیر دارد.

گفتم: پس، از نظر شما محرومین دو دسته هستند، اول محروم نگه داشته شده‌ها، دوم قشر آسیب پذیر که محروم می‌مانند.

گفت: ما آزادی‌هـای لازم را در جامعـه به وجود می‌آوریم، زمینـه‌های ایجاد اشتـغال را با سازندگـی‌ها محیا می‌کنیم. هر کس می‌تواند شغلی داشته باشد و با کار کردن خود را از فقر نجات دهد.

گفتم: آیا با سازندگی‌ها به تعداد افراد بیکار شغل ایجاد کرده‌اید، و یا فکر می‌کنید بتوانید برای همه شغل ایجاد نمایید؟

گفت: سعی ما بر این است.

پرسیدم: پس در حال حاضـر از درصـد خط فقر بگو. بگو امسال چند درصـد مردم در زیر خط فقـر زندگـی می‌کنند. نسبت به سال قبل افزایش یافته یا کاهش؟

گفت: نمی‌شود با وجود «قشر آسیب پذیر» در جامعه فقر را کاهش داد. در هر کشوری این معضل وجود دارد.

پرسیدم: مگر شعار اصلی انقلاب اسلامی حکومت مستضعان و حمایت از مستضعف نبود؟

گفت: چرا، ما در حال حاضر مستصعف نداریم، قشر آسیب پذیر داریم. مستضعف در زمان رژیم ستم شاهی وجود داشت.

سال76:

بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه بین سال های 77 الی 84 شعار  توسعه سیاسی سر دادند. و حرکت‌های دیگر را مغایر با آن دانستند.  می‌گفتند به گروه خبرنگارانه «راه مانده گار» وقت مصاحبه در رابطه با محرومیت زدایی ندهید.

 پیش مسوولان رفتیم. از مسوول شماره چهار پرسیدم که: اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟

گفت: ما در پی اصلاحات هستیم. وقتی اصلاحات انجام شود، مشکلات وجود جامعه حل خواهد شد. اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد آسیب پذیران توسعه اصلاحات سیاسی است. اول باید توسعه اصلاحات سیاسی در بین مردم جا بیافتد. در سایه اصلاحات سیاسی عقب ماندگی‌های قبلی جبران خواهد شد. فعلا چند ماهی بیشتر نیست که جبهه اصلاحات پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشتر به سمت توسعه اصلاحات سیاسی است.

گفتم: به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، تا پروژه توسعه اصلاحات سیاسی تکمیل شود.  شاید در آینده وضع جامعه بهبود یابد. زندگی برای محرومین سخت شده است. باید اقدامی اساسی صورت بگیرد. فکر نمی‌کنید در لابلایه این اصلاحات سیاسی که بی‌توجی به مستضعفین وجود دارد و آن‌ها بیشتر بیچاره می‌شوند؟

گفت: هر اقدام اجتماعی و اصلاحی عوارض مخصوص به خود دارد که باید پرداخت.

سال 81:

مسوول شماره یک در یک همایش خبری شرکت کرده بود فقط توانستم دو سوال پرسیدم: در سال 58 فرمودید که تا 5 سال دیگر محرومیت زدایی انجام خواهد شد اما از آن تاریخ حدود 23 سال می‌گذرد، آیا اقدامات انجام شده  برای محرومیت زایی به ثمر رسیده و موانع رشد مستضعفین بر طرف شده است یا نه؟

گفت: از آن تاریخ تا به حال انقلاب فراز و فوردهای بسیاری را گذرانده است. بنابراین برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین برنامه ریزی‌های بسیاری را انجام داده‌ایم که چند سال دیگر به ثمر خواهد نشست.

گفتم: آیا از تعداد محرومین نسبت به سال 58 کاسته شده است یا نه؟

گفت: قرار است مرکز آمار، آمار دقیقی از کسانی که زیر خطه فقر زندگی می‌کنند، ارایه دهد. ما امیدواریم فقر ریشه کن شود و این گونه سوالات هم پایان یابد.

سال85:

بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه بعد از سال 84 تا به حال، شعار عزت اسلامی سر داده و سهام عدالت و نیروی هسته‌ایی را مطرح کرده و حرکت‌های دیگر را مغایر با آن دانستند.

پیش مسوولان رفتیم. از مسوول شماره هفت پرسیدم که: اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟

گفت: ما در پی پرداخت سهام عدالت هستیم. وقتی مردم سهام عدالت دریافت کنند، قسمتی از مشکلات وجود جامعه حل خواهد شد. اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، پرداخت سهام عدالت است، اول باید سهام عدالت به قشر آسیب پذیران داده شود. با دریافت سود سهام عدالت آسیب پذیران تقویت می‌شوند. فعلا چند ماهی بیشتر نیست که جبهه ما پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشتر به سمت توسعه عدالت اجتماعی است. ضمنا ما می‌خواهیم عزت ملی را در سطح جهان تقویت کنیم. ما انرژی هسته ای را به دست خواهیم آورد. در سایه فن آوری انرژی هسته‌ای، غور ملی را در سطح جهان تقویت می‌کنیم.

گفتم: به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، تا غور ملی ازدیاد یابد، این گروه زیر پا لح شده است. بهتر نیست همزمان با تلاش برای ازدیاد غور ملی، برای بهبود وضع مستضعفین تلاش شود. فکر نمی‌کنید در لابلایه این تلاش‌ها بی‌توجی به مستضعفین وجود دارد و بیشتر بیچاره می‌شوند؟

گفت: اولا معنویات بر مادیات اولویت دارد. و ملت ما، مخصوصا قشر محترم آسیب پذیر به معنویات بیشتر علاقه دارند تا به مادیات، دوم این که ما می‌خواهیم سهام عدالت را به این قشر از افراد جامعه پرداخت نماییم، تا کم‌کم تقویت شوند.

گفتم: اولا این گونه برداشت از حسن نیت مردم، نوعی سوء استفاه ابزاری از مردم است. دوم داشتن سهام برای محرومان آب و نان نمی‌شود. برگه‌های سهام نوعی اعتبار است که فعلا هیچ سودی ندارد. در حالی که نه سود سهام‌ها قابل توجه است و نه موقع پرداخت مشخصی دارد و نه سود کارکرد آن ها معلوم است. معمولا در آخر هر سال شرکت‌ها سود و زیان خود را حساب می‌کنند. باید قانونی برای پرداخت‌ها باشد. مثلا فروردین هر سال سود سال قبل پرداخت شود.

با ملاحظه مصاحبه‌های گروه راه مانده‌گار با گروهی از مسوولین و اقتصاددانان و غیره، زیرکی و مهارت آنان آشکار می‌شود که چگونه بحث را به مسایل بی‌ربط دیگر می‌کشانند.

آیا خواهیم دید مشکلات مستفعفین حل شده است؟ آیا شاهد مصاحبه‌ای خواهیم بود در آن اعلام شود: از تعداد مستضعفین جامعه کاسته شده و به سمت صفر میل می‌کند. در جامعه افراد بی‌کار و بی‌درآمد وجود ندارد. کارگر میدان نشین نداریم. خرجه روزانه مردم با دخل‌شان هماهنگ هست. همه دارای بیمه سلامتی هستند. فرزندان مردم بی‌سواد بار نمی‌آیند. کسی از تامین نیازهای اولیه خود عاجز نیست. دولت چشم بیدار مستضعفین و طبقات پایین جامعه هست. طبقات پایین جامعه می‌توانند حداقل سالی یک بار به مسافرت‌های‌تفریحی کوتاه مدت بروند، و... در نهایت ما دیگر مستعضف نداریم.

امیدواریم ادبیات و گفتمان مسوولین راستین انقلاب بر کسانی که می‌خواهند ادبیات و گفتمان اول انقلاب را به سمت دیگری بکشانند، بچربد و انقلاب با همان اهداف والا پیش رود، با شکوه و با صلابت بماند.

ما هر دولتی که بروی کار آید، از جایگاه مستعضعفین در دولتش جویا خواهیم شد. تا نگرش آنان را مشخص کنیم.

                      محمد ابراهیم پاکروان   

                           17/5/88

در سال 93 بر آن شدیم که فعالیت انجام شده را به اطلاع عموم برسانیم که هنوز هم پیگیر اهداف انقلاب هستیم، اما...

سال92:

بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه بعد از سال 92 تا به حال، شعار عتدال و امید سر داده و مذاکره با 1+5  نیروی هسته‌ایی را مطرح کرده و در تلاشند تا تحریمات علیه ایران را نمی‌دانم به چه قیمتی معامله می‌خواهند بکنند.

پیش مسوولان رفتیم. از مسوول شماره هفت پرسیدم که: اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟

گفت: ما در پی برداشتن تحریمات هستیم. وقتی مردم از بلای تحریم خلاص شوند، مشکلات وجود جامعه حل خواهد شد. اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، پر کردن بازار از اجناس است، اول باید بلای تحریمات از سر ملت باز شود. با پر شدن بازار از اجناس مورد نیاز رقابت برای فروش پیش می‌آید. آن موقع آسیب پذیران قدرت خرید پیدا می‌کنند.

گقتم: مردم مستعصف که کمک مسوولین هستند با انواع نداری‌ها می‌سازند و امیدوارند که در مذاکرات ایران هم برد داشته باشد. مردم معتقدند فقط چیزی از داشته‌های خود از دست ندهیم، برد بسیار کردیم. 

گفت: منتقدان مذاکرات هسته‌ای اگر چنین فکر می‌کنند بزدل سیاسی هستند. تیم ما شجاعانه مذاکرات را انجام می‌دهد. کسانی که بر علیه تیم شعار می‌دهند. هر وقت می‌خواهد مذاکره شود یک عده می‌گویند داریم می‌لرزیم؛ اگر سردشان است خوب بروند به جهنم...

همان طور که می‌دانید، فعلا چند ماهی بیشتر نیست که دولت تدبیر و امید پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشتر به سمت توسعه رفع تحریمات است. ضمنا ما می‌خواهیم امید را در سطح جهان تقویت کنیم. ما انرژی هسته‌ای را به قیمت نابودی ملت نمی‌خواهیم. در سایه رفع تحریمات می‌توانیم وارد بازار کشورهای پیشرفه شویم هم چنین آن‌ها می‌توانند وارد بازار ما شوند و ارتباط جهانی ایران افزایش می‌یابد. به این ترتیب، امید و اعتدال را در سطح جهان تقویت می‌کنیم.

گفتم: به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، تا غور ملی ازدیاد یابد، این گروه زیر پا لح شده است. بهتر نیست همزمان با تلاش برای ازدیاد امید، برای بهبود وضع مستضعفین تلاش شود. فکر نمی‌کنید در لابلایه این تلاش‌ها بی‌توجی به مستضعفین وجود دارد و بیشتر بیچاره می‌شوند؟

گفت: یکی دیگر از اقدامات ما بیمه تمام اقشار است. و ملت ما، مخصوصا قشر محترم آسیب پذیر بیشتر به خدمات بهداشتی دست رسی خواهند داشت. یکی دیگر از اقدامات ما در محرومیت‌زایی از قشر آسیب پذیر پرداخت سبد کالا خواهد بود. وقتی دارایی بلوکه شده ما را تحویل بدهند دست ما برای پرداخت سبد کالا بیشتر باز می‌شود.

گفتم: اولا بهداشت یکی از دغدغه مردم است، اما تنها دست‌رسی به خدمات بهداشتی، برای محرومان آب و نان نمی‌شود.

گفت: وقت من تمام است. اگر خواستید دوباره بیایید، حتمن با دفترم هماهنگ باشید.

تابستان سال93:

با هزار زحمت و ریش کرو گذاشتن پیش یکی مسوولان رفتیم. از مسوول شماره هشت پرسیدم که: وعده آقای مسوول شماره هفت چه شد. در یک سال گذشته برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چه اقداماتی انجام شده است؟

مسوول شماره هشت: مسوول شماره هفت دو ماه قبل دستور داده‌اند که  کابینه عملکرد خود را طی یک سال اخیر بررسی و با وعده‌های دولت مقایسه کنند و در صورت عدم تحقق وعده‌ها، از مردم عذرخواهی شود.

گفتم: عذر خواهی برای مردم نان و آب و در کل بهبود زندگی می‌شود؟

گفت: تو نمی‌دانی یک مقام بسیار بلند پایه وقتی عذر خواهی می‌کند یعنی چه؟ عذر خواهی کردن یعنی فرد بسیار متواضع است و مردم از فرد متواضع قدردانی می‌کنند.

گفتم: فیض بسیار بردم. اما تکلیف وعده‌های داده شده چه می‌شود.

گفت: به خاطر احترامی که برای گزارش‌گران قایل هستم به آخرین سوال تو بعد از هفته دولت، اگر وقت داشتم جواب خواهم داد.

            محمد ابراهیم پاکروان     تاریخ به روز شده    17/6/93

منبع: کتاب دل نوشته‌ها



[1]-  هنوز عده زیادی از مردم در جامعه وجود دارد که بی‌کار هستند. کارگر میدان نشین زیادند، الا ماشاء الله. کسانی که هفته‌ های متوالی نمی‌توانند خرجه روزانه خود را با دخل خود هماهنگ کنند، حتا بعد از سال ها. هنوز عده زیادی از مردم بیمه نیستند. هنوز عده زیادی از فرزندان مردم بی سواد بار می‌ آیند. هنوز عده زیادی از مردم از تامین نیازهای اولیه خود عاجزند. هنوز عده زیادی هستند که نمی توانند به مسافرت های تفریحی بروند، هنوز عده زیادی هستند که نمی توانند به بیماری های خود را درمان کنند، و...

[2]- هدف معرفی مسوولین نیست، هدف معرفی تفکرات حاکم برجامعه در دوره مختلف است. به همین خاطر در معرفی های مسوولین، اقتصاددان و فعالان سیاسی از شماره استفاده شده است.

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس دههم حرف م

درس دهم آموزش حرف م

حرف بي­صدا (ناخودآوا) با نشانه م نامش مآ

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه:

مـ    ـمـ    ـم   ـ م

جدول تركيب هجاها:

آ  +  م = آم

ئ + م = ئم

ع + م = عم 

ۀ +  م  = ۀم

ؤ  +  م = ؤم

م +  آ   = مآ

م +  ئ  = مئ

م +  ع  = مع

م +  ۀ = مۀ

م +  ؤ  = مؤ

م + آ +  م +  آ=   مآمآ

ص+ ع + ل+  آ+ م =صعلآم

ع + م+ م+ ۀ = عممۀ

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ۀ،ؤ،آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ،

صامت:ب،ص،ل،م

كلمه­هاي تازه: مآمآ، صعلآم، عممۀ، لئمؤ، لئص، لعص، مآل، مآله، عممآ، عمؤ، معصؤمۀ، مؤصآ، مۀصآل، ۀمصآل، مؤعللۀم،  بعم، صعم، مؤبل، مؤللـآ،  مؤصلۀم، بئل، مئل، مؤم، صئم، صعم،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار «م» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف م وجود ندارد، خط بكشيد:

[کۀطآب, دؤشمعنآنۀ، خؤدآ، کعربعلآ، معصجۀد، معدرۀصۀ، بؤحلؤل، مآحئ، معحدئ، مؤز، مۀحرئ، آمؤزۀش، عمئر، ؤمئد، ئمآن، ۀمطعحآن، ۀمآم،  مؤم، شعبآن، معجنؤن، معردؤم، معصئح، لؤقمآن، معرؤف، مؤش، خؤدرؤ صآزئ، دئیآلعمۀ، معرئوآن.]


مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس نهم حرف ل

درس نهم آموزش حرف ل

حرف بي­صدا (ناخودآوا) با نشانه ل نامش لـآ

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه:

لـ  ـلـ  ـل ـ ل

جدول تركيب هجاها:

آ + ل = آل

ئ+ ل= ئل

ع+ل =عل

ۀ+ ل=ۀل

ؤ + ل = ؤل

ل + آ   = لـآ

ل+ ئ = لئ

ل + ع = لع

ل +ۀ = لۀ

ل+ؤ = لؤ

ع+ ل+ي= علئ

ص+ آ + ل= صآل

ل+ؤ + آ = لؤلـآ

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ۀ،ؤ،آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ،

صامت: ب،ص،ل

كلمه هاي تازه: آل، علئ، صآل، لؤلـآ، لعب، لعبؤ، بآل، عصعل، عصل، لـآلۀ، آلۀ، لؤلۀ، صؤلۀ،  بعلۀ،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار«ل» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف ل وجود ندارد، خط بكشيد:

[آرمآن، دؤصطآنۀ، خؤدآ، خؤبآن، بعلآل، عللآح، لعمص، لؤقمۀ، خعلوعط، ؤوۀیص، طؤط، لۀیلآ، لعوآزۀم، لئف، صآبؤن، لآزۀم، لآلۀ، لآدعن، لۀیلئ، كعمآن، عللآقۀ، فۀلفۀل، قآشؤق، لآقعر، چآق، لعطئفۀ، كؤربۀ، مؤبل،شعرئعطئ، لؤرۀصطآن.]

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درش هشتم حرف ص

درس هشتم آموزش حرف ص

حرف بي­صدا (ناخودآوا) با نشانه ص نامش صآ

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه:

صـ  ـصـ  ـص ـ ص

جدول تركيب هجاهاي:

آ  +  ص = آص

ئ + ص = ئص

ع + ص = عص 

ۀ + ص = ۀص

ؤ + ص= ؤص

ص +  آ  = صآ

ص+ ئ  = صئ

ص + ع = صع

ص + ۀ  = صۀ

ص +  ؤ  = صؤ

ب+ع+ص= بعص

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ۀ،ؤ،آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ،

صامت:ب،ص

كلمه هاي تازه: بعص، صئ، صۀ، صؤ، صئب،صعبآ، صؤب، ئصآ، عصآ، صآب، صؤص، بؤص

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار«ص» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف ص وجود ندارد، خط بكشيد:

[پعروآز، مؤنکعر، بعد، زۀشط، پعحلۀوآن، پؤریآ، وعلئ، عصقعر، زآحۀد، وآرۀد، مۀقدآد، نآخؤن، صآدۀق، صآبؤن، صآر، زعمئن، صئم، صئمآن، صعییآد، صؤزآن، صؤديؤم، صئنۀ، صئنئ، حعمئد، صؤگوآر، صآفئ، پعلعنگ، صآبؤن صآزئ، جعمرآن، صعنعندعج.]

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس هفتم مصوت های کشیده

درس هفتم آموزش مصوت های کشیده

حرف­هاي كشيده

اگر دو مصوت هم­جنس پيش هم قرار گيرند يك مصوت كشيده را به وجود مي­آورند. مثله: «عع»، «ۀۀ»، «ؤؤ»،  «آآ»،  «ئئ». اندازه معمولي كشش حرف­هاي كشيده به اندازه دو برابر مصوت‌هاي كوتاه است.

مصوت­هاي كوتاه: آ،ئ،ع،ۀ،ؤ، مصوت­هاي كشيده: آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ، دو علامت در مصوت­هاي كشيده حكم يك حرف را دارد.

جدول تركيب هجاها:

آآ +ب = آآب

ئئ +ب = ئئب

عع +  ب= ععب

ۀۀ + ب = ۀۀب

ؤؤ  + ب = ؤؤب

ب+ آآ   = بآآ

ب + ئئ  = بئئ

ب+ عع  =بعع

ب + ۀۀ  =بۀۀ

ب+ ؤؤ  = بؤؤ

ؤؤ= او

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ه،و، آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ،

صامت:ب

كلمه­هاي تازه: ؤؤ(او)،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف­هاي صدادار كشيده «آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ، » را پيدا نماييد و نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن ها حرف هاي آآ،ئئ،عع،ۀۀ،ؤؤ، وجود ندارد، خط بكشيد:

[ۀللعط، معرؤف، خؤب، زئبآ، صؤؤد، مؤؤللآ، پؤؤل، پؤل، نؤؤح، نؤح، شعبآآب، خئئص، فآآطۀحع]

به­عنوان نمونه، تركيب حرف­هاي كشيده با حرف ب را آوردم. ديگر
حرف­هاي كشيده هم همچنين ساخته مي­شوند.

توضيح: حرف­هاي كشيده در ترجمه متن­هاي خارجي كاربرد بيشتري دارد. پس در تلفظ ترجمه كلمه­هاي زبان­هاي خارجي كاربرد بيشتري خواهد داشت. مثل:book=بؤؤك

شعارهای زمان انقلاب اسلامی ایران افتخار آمیز است مسولین بیشتر بخوانند

شعارهاي اصيل انقلاب اسلامي ايران

هر انقلاب اجتماعي دارای شعارهایی است که ریشه در ایدئولوژی فرهنگ آن جامعه دارد. شعارهاي هر انقلاب بیان کنندة نگرش مردم به تغيير وضع موجود و خواهان چه وضعيتي هستند. مردم انقلابي در قالب شعارها  به تعيين ایدئولوژی دل‌خواه انقلاب خود مي‌پردازند. انقلابیون و توده‌های انقلابی نسبت به وضع نابسامان زمان انقلاب اعتراض مي‌كنند، و اهداف و ویژگی‌های نظام آرمانی و نحوة انتقال جامعه از وضع موجود به وضع آرمانی را خواستار مي‌شوند. از این رو شعارهای هر انقلاب از اسناد گران بها و یکی از مهم‌ترین منابع مطالعة فرآیند، ارزش‌ها و آرمان‌های آن انقلاب و زمینه‌های اجتماعی و علل وقوع آن به شمار می‌روند.

مروري بر شعارهای انقلاب اسلامي ايران مي‌تواند کمک مفیدی باشد تا به اهداف و آرمان‌های انقلاب پي برد و به قضاوت پرداخت.

شعارهای زمان انقلاب نشان مي‌دهد كه انقلاب به خاطر وضعیت نامطلوب رژیم گذشته در بُعد سیاسی، فرهنگي، اجتماعي بوده است و نشان می‌دهد که علت اصلی وقوع انقلاب اسلامی، نارضایتی در حوزه‌هاي فوق رژیم و نظام شاهنشاهي بوده است. اين اهداف آشكار مي‌كند كه انقلاب ايران يك انقلاب ارزشي بوده و اهداف اقتصادي در رتبه‌هاي بعدي قرار دارد. شعارها نشان می‌دهد که نارضایتی مردم از وضعیت اقتصادی رژیم پهلوی چندان زیاد نبوده است که مهم‌ترین آرمان انقلابیون متمرکز در دگرگونی وضعیت اقتصادی بوده باشد. به عبارت دیگر، مردم ایران با توجه به نارضایتی شدید خود از نظام سیاسی حاکم و وضعیت فرهنگی آن، می‌خواستند نظامی را، که جمهوری اسلامی نامیده‌اند، برپا کنند، و در قالب آن، به آزادی سیاسی، حقوق سیاسی و استقلال سیاسی دست پیدا کنند و از این طریق، اسلام و ارزش‌های فرهنگ اسلامی را در جامعه مستقر و نظامی اسلامی ایجاد کنند که در آن فقر و محرومیت اقتصادی نیز وجود نداشته باشد.

وقتی انقلابی رخ می‌دهد به نظرم

انقلاب‌هاي اجتماعي بالا برنده قبل از اين كه يك پديده سياسي، اقتصادي، فرهنگي باشند يك پديده ارزشي هستند. چرا كه ارزش‌هاي منفي سابق را از بين برده و معيارهاي ارزشي مثبت جديدي را جايگزين مي‌سازد. انقلاب اسلامي ايران مثال بارزي از يك انقلاب ارزشي است. امام خميني با زحمات فراوان و تلاش‌هاي توان‌فرسا در طول سالی‌يان سخت و طولاني، ارزش‌هاي اسلامي را جايگزين ارزش‌هاي حاكم بر جامعه شاهنشاهي نمود.

برخي از ضد ارزش‌هاي انساني حاكم و رايج در جامعه شاهنشاهي عبارت بودند از:

1 قرار نداشتن اسلام در جایگاه اصلی

2- تسلط بيگانه گان بر کشور

3  اجراي كاپتالسيون

4 مي گساري و قماربازي

5 رباخواري

6- ضعیف کشی

7- عقب ماندگی کشور

8- عقب ماندگی نیروی علمی کشور

9 رواج بی‌حجاب و پایین آوردن ارزش زن در جامعه و سوق دادن در جهت رواج فحشا.

10 به دست آوردن دنيا به هر قیمتی و دنیاپرست شدن،

امام خميني هم زمان با احياي ارزش‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي به احياي ارزش‌هاي بنيادين و اساسي اسلام مي‌پردازد:

1 - احياء سنت پيامبر به صورت اسلام ناب محمدي،

2 - احياء خط اصيل اهل بيت،

3 - ترويج تقوي و معنويت،

4 به دست آوردن آخرت با استفاده از نعمت‌های دنیا،

5 - آگاه كردن مردم به حقوق سياسي خويش،

6- حمایت از مستضعف در جهت رفع استضعاف فکری، مالی، اجتماعی، سیاسی و...

امام خميني احيا كننده تمام ارزش هاي اصيل اسلامي در اين زمان است.

فرد انقلابي براي تحقق آرمان هاي انقلاب مبارزه مي کند و اما بعضي از مدعیان انقلابي بودن در عمل چنين نيستند. در بدنه انقلاب حضور دارند. اما منتظر فرصت هستند تا اهداف پنهاني خود را دنبال كنند و انحراف در اهداف انقلاب اسلامی به وجود آورند.

فرد انقلابي شعارها و هدف‏ها و راه‌ها و روش‌ها را از سرچشمه‏هاى زلال معارف و احكام اسلام و قرآن كسب مي‌كند.

برای این كه يك فرد انقلابي را به توان درست شناخت، ابتدا باید اهداف انقلاب اسلامی را درست بشناسیم، بدون تردید انقلاب ما ماهیت اسلامی دارد. با نگاهی به ریشه‌ها، شعارها و رهبری این انقلاب، معلوم می شود كه اين انقلاب همان اهداف انقلاب صدر اسلام به رهبری پیغمبر اكرم(ص) را دنيال مي‌كند.

در انقلاب اسلامی ایران، شعارها نقش بسیار مهمی ایفا کرده‌اند؛ به گونه‌ای که از جهت تنوع  شعارهای انقلابی، در هیچ انقلابی این تعداد شعار دیده نشده است. نمونه شعارهايي كه اهداف را مشخص می‌کردند و در طول انقلاب به تكرار فراوان مطرح شده است در قسمت اول آورده می شود:

«استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»

«نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»،

«الله‌اکبر، خمینی رهبر»،

«نهضت اسلامی تا پیروزی کامل ادامه دارد»

«نخواب آرام كه خون شهدا بي ثمر مي شه»

«نهضت اسلامی تا انقلاب مهدي ادامه دارد»

«ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است، ارزنده‌ترین زینت زن حفظ حجاب است»

«حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله»

«نه سازش سیاسی، نه قانون اساسی(قانون اساسی رژیم ستم شاهی)، به گفته خمینی جمهوری اسلامی»

«نهضت ما حسینی، رهبر ما خمینی»

«زندگی مصرفی معادل بردگی»

«ما جز خمینی، رهبر نداریم. فرمانروایی، دیگر نداریم، از همت او سرافرازیم منتخب او را ما قبول داریم»

«نظام شاهنشاهی نابود باید گردد»

«حسین جان، حسین جان/ راهت ادامه دارد. نهضت ما حسینیه/رهبر ما خمینیه»

«استقلال و آزادی/جمهوری اسلامی/آخرین کلام است»

«ما ملت ایرانیم/ما پیرو قرآنیم. ما سلطنت نخواهیم/از شر آن آگاهیم. انقلاب ما دینی/رهبر ما خمینی. ما می خواهیم تمامی/ جمهوری اسلامی»  

لقب‌هایی که مردم عزت طلب ایران به امام خمینی دادند[1]: خمینی نازنین، رهبر ایران زمین. تا خون در رگ ماست خمینی رهبر ماست./ درود بر خمینی مجاهد/ خمینی امام است رهبر قیام است/ درود رهبر آشتی ناپذیر انقلاب، امام خمینی/ دورد بر خمینی رهبر آزادگان/  آیت الله خمینی رهبر دین است/ خمینی خمینی تو وارث حسینی/ ابوذر زمان خمینی، مجاهد راه حق خمینی روح الله/ انقلابی ترین مرد جهان/   خمینی خمینی/ تو وارث حسینی.خمینی بت شکن/ بت بزرگ و بشکن.  روح منیی خمینی/بت شکنی خمینی. فرمانده کل قوا، خمینی/هوایی و دریایی و زمینی. رهبر دور از وطن، خمینی نایب امام زمان، خمینی یاور مستضعفان،  خمینی امید مستضعفان، خمینی پدر ملت و امت خمینی پدر استقلال واقعی،  خمینی سفیر آزادی، خمینی فریاد این زمان، خمینی الوی حق پرستان، خمینی محبوب خلق ایران، خمینی یکتا ابر مرد دین،  خمینی افتخار قرآن و اسلام، خمینی رهبر جبهه آزادکان، وارث انبیا، چشم و چراغ شیعیان، سرور ستضعفین، دشمن مستکبرین، ای خمینی تویی رهنمای ما

استقامت شجاعانه مردم در زمان انقلاب اسلامی: تا بیفتد پیکر زارم/ دست از خمینی بر نمی دارم. تا جان در بدن داریم/ خیال خمینی در سر داریم. لحظه به لحظه گویم/ شکنجه گویم یا مرگ یا خمینی.  خمینی عزیزیم/ بگو تا خون بریزم. از جان خود گذشتیم با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا خمینی. ای امام خمینی، جانم به فدایت، جان مادران هیجی، جان پدران هیچی، چان ما همه هیچی، جان ها به فدایت.

ستم گر چو برف و ستم کش چو گوه/بسی برف به رفت و به جا ماند کوه

ستم گر چو برف و ستم چو گوه به رفت برف به جا ماند کوه

شعارهایی که ماهیت دینی و مذهبی قیام خود را متجلی می کردند و انقلابیون حرف دل خود را چنین بیان می کردند:

«پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن/در دست مجاهد مردان»

«تا خون مظلومان به جوش است/آوای عاشورا به گوش است»

«هر کس که عدالت خواه است/از عدل علی آگاه است»

«این منطق ثارالله است/ باید به هم یاری نمائیم»

«فتح اسلام در جهاد است/فتح مسلمان در اتحاد است»

شعارهایی که انقلابیون مسلمان نهایت مقاومت خود را اعلام می کردند:

«از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا خمینی»

«اگر آقا دیر بیاد، مسلسل‌ها بیرون می یاد»

شعارهایی که انقلابیون نهایت کار را اعلام می کردند:

ای شیعیان، شاه فنا می‌شود، رهبر ما روح خدا می‌شود

توپ، تانک، فشفشه، این شاه باید کشته شه

توپ، تانگ، مسلسل دیگر اثر ندارد، حتی اگر شب و روز بر ما گلوله بارد

توپ، تانگ، مسلسل دیگر اثر ندارد، حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد

تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود

پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن، در دست مجاهد مردان

تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست

خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم

درخت انقلاب به خون احتیاج دارد

مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد

شعارهایی که انقلابیون مسلمان میزان خرابی ها را اعلام می کردند:

ای شاه خائن آواره گردی. خاک وطن را ویرانه کردی.کشتی جوانان وطن. الله اکبر.کردی هزاران در کفن. الله اکبر، مرگ بر شاه

به ظلم طاغوتیان به جور فرعونیان یا حجةبن‌الحسن، عجل علی ظهورک

برو تو ای بیگانه، مگو دگر افسانه، که رهبر ما باشد، خمینی فرزانه، بود به مهدی مرید و نایب، شود بزودی امیر و غالب

شعارهایی که  اتحاد انقلابیون مسلمان را اعلام می کردند:

به گفته خمینی، ارتش برادر ماست

ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی

ناتمام       محمد ابراهیم پاکروان      13/11/79

شعارها بسیار متنوع است اگر بخواهیم دسته کنیم بادید دسته های زیادی تشکیل دهیم. برای مطالعه تعدادی را در زیل بخوانید:

رهبرا! رهبرا! ما را مسلح کنید

زن‌ها به ما پیوستند، بی‌غیرت‌ها نشستند

فتح اسلام در جهاد است، فتح مسلمان در اتحاد است

گل‌های زهرا همه پرپر شده، این بختیار خر بوده خرتر شده

ما به شما گل میدیم شما به ما گلوله

مردم چرا نشستین   ایران شده فلسطین

نصرمن اله و فتح قریب مرگ بر این سلطنت پر فریب

نصر من اله و فتح قریب چشماتو واکن ندهندت فریب

هرکس که عدالت‌خواه است، از عدل علی آگاه است

به جان آمده از ستم و طاغوت،  مرگ بر شاه بود و می دانستند که  تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود آنان با شعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:

مرگ بر این سلطنت پهلوی

توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد/شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد

ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است/لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است

مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است/گول نخورید نهضت ما اساسی است

نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست

شاه باید برگردد     اعدام باید گردد

مرگ بر این سلطنت پر فریب

مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند

مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش می گذاشتند و از سوی دیگر، اهداف متعالی خود را نیز به جهانیان اعلام می کردند، آنان با شعارهایی چون:

- الله اکبر

- لا اله الا الله

- یا حسین!

- حسین جان، حسین جان!       راهت ادامه دارد

- نهضت ما حسینیه         رهبر ما خمینیه

با صراحت و قاطعیت و اطمینان و ایمان کامل می گفتند:

کار شاه تمام است      خمینی امام است

رهبری امام خمینی(س) برجسته ترین نقطه قیام مردم در سال 57 بود. او کانون توجه عموم مردم و محور حرکت چرخ‌های انقلاب بود و همه تنها گوش به فرمان او بودند و در مسیری حرکت می‌کردند که رهبر محبوب‌شان ترسیم می کرد. این مسئله در شعارهای پرشور مردم بخوبی نمایان بود که:

- الله اکبر، خمینی رهبر

-  تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست

- نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه

- ما همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی

- حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله

یا

- خمینی آزاده، پیام عالی داده/که نهضت ما قطعی است

 پیروزی ما حتمی است    اگر نمایی تو استقامت

 سکوت بیجا بود خیانت

 برو تو ای بیگانه  مگو دگر افسانه  که رهبر ما باشد  خمینی فرزانه  بود به مهدی مرید و نایب  شود بزودی امیر و غالب

یا می گفتند:

 مجاهد بت شکن  خمینی قهرمان  فرموده است این چنین  به ملت مسلمان  بهترین عبادت  به نزد خداوند  مرگ بر شاه، مرگ بر شاه

هر راهپیمایی نهایتا به درگیری با نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم می‌انجامید و جوانان بسیاری چون لاله پرپر می‌شدند ولی هر گلی که پرپر می شد، گلی دیگر می شکفت و روزی دیگر و تظاهراتی دیگر در راه بود، مردم پیکر جوانان شهید خود را به دوش می گرفتند و دردمندانه می‌سرودند:

 ای شاه خائن آواره گردی  خاک وطن را ویرانه کردی  کشتی جوانان وطن، آه و واویلا  کردی هزاران تن کفن ، آه و واویلا  مرگ بر شاه، مرگ بر شاه

 ای شهید حق آیم به سویت       بهشت موعود در پیش رویت

 مادر ندیده روی تو، الله اکبر         پدر نشسته سوگ تو، الله اکبر

 مرگ بر شاه، مرگ بر شاه

 زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما

یا می گفتند:

«خون گرفته ایران را/قزوین و خراسان را/کشتند جوانان را/حامیان قرآن را  مرگ بر این شاه/مرگ بر این شاه»

با اینکه مزدوران سنگدل رژیم شاه، به امر فرماندهان خود رگبار مسلسل را بی محابا بر روی مردم بی سلاح می گشودند ولی ذره ای ترس از کشته شدن در دل پیر و جوان و زن و مرد نبود. خطاب به رهبر محبوب خود فریاد می زدند:

خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم

از جان خود گذشتیم      با خون خود نوشتیم   یا مرگ یا خمینی

در برابر تفنگ دژخیمان سینه را سپر می کردند و با خشم انقلابی خطاب به آنان فریاد می زدند:

می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت

توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد   حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد

توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد  شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد

به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد

 اگر به کشتار خلق ادامه دهد این شاه

 جنگ مسلحانه به یاری روح الله  سلطنت واژگون  شاه را سرنگون  مرگ بر شاه، مرگ بر شاه

وای اگر خمینی حکم جهادم دهد

 ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد

 رهبرا رهبرا! ما را مسلح کنید

لازم توضیح است که بعضی از شعارها تکراری آمده است. علت آن است که یک شعار کاربردهای مختلف دارد.

و...



[1] ـ علی کمالی، انقلاب، چاپ اول، چاپ ومسسه مسعود، ثبت کتابخانه ملی ش 51 تاریخ26/4/1358 از ص 238 به بعد

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس ششم حرف ؤ

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص10

درس ششم آموزش حرف ؤ

حرف صدادار (خودآوا)‌ با نشانه ؤ  سمت كشش صدا با لب­هاي گنچه شده سوي جلو است.

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه:

ؤـ   ـؤـ    ـؤ   ـ ؤ

جدول تركيب هجاها:

ؤ +ب = ؤب

ب  +  ؤ  = بؤ

بؤ+آ= بؤآ

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ۀ،ؤ

صامت: ب

كلمه­هاي تازه: : ؤب،  بؤ، بؤآ، بئ بؤ،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار «ؤ» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف ؤ وجود ندارد، خط بكشيد:

[ئرآن، جعحآد، دۀفآ، شعحئد، شعرآفعط، ؤمر، ئمآن، حعلوآ، رآدئیؤ، مآلۀک، خؤشحآل، آفطآب، ؤلآد، ؤصطآن، دؤصطآن، خؤد، وعرآمئن، خؤرشئد، آوآر، خؤدئ، وآحۀد، خؤش، وؤجؤد، فآنؤص، كؤچۀك، خؤدرؤ، قآنؤن، مؤفعططۀح، ؤرؤمئیۀ.]

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس پنجم ۀ

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص10

درس پنجم آموزش حرف ۀ

حرف صدادار(خودآوا)  با نشانه   ۀ    سمت كشش صدا زیر است.

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف كلمه:

ۀـ    ـۀـ   ـۀ   ـ ۀ

جدول تركيب هجاها:

ۀ +ب= ۀب

ب  +   ۀ  = بۀ

آ+ بۀبۀ

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع،ۀ

صامت: ب

كلمه هاي تازه: ۀب، بۀ، آبۀ، ۀبآ

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار«ۀ» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف ۀ وجود ندارد، خط بكشيد:

[حآفۀز، حعج، حآجئ، معآد، قئیآمعط، حۀمآیعط، عللآح، بعلآل، ۀصلآم، صۀ، صۀدآ، چۀ، چۀقؤنۀ، كۀ، كۀطآب، بۀ، بۀیعط، لآلۀ، كۀیحآن، رعحمآن، خۀجۀل، پۀلك، شعحر، ۀبحآم، ۀجطۀحآد، ۀجطۀمآ، ۀجمآل، بؤز، مؤطعححعرئ، عحوآز.]

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس چهارم ع

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص10

درس چهارم آموزش حرف ع

حرف صدادار (خودآوا) با نشانه ع. سمت كشش صدا به سوي جلو است.

 كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه:

ع‍    ـعـ   ـع   ـ ع

جدول تركيب هجاها:

ع+  ب = عب

ب  +  ع  = بع        نيم صداي گوسفند          

بع +   بع    = بعبع 

صداي گوسفند

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ،ع

صامت:ب

كلمه هاي تازه: عب، بعبع، عبآ، آبع، عبئ،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار «ب» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي که در آن­ها حرف ب وجود ندارد، خط بكشيد:

[آزآد، زعکآط، کؤمعک، ۀمآمعط، معحدئ، عكبعر، علعف، عبؤزعر، دعصط، دعریآ، شئرمآل، عمئن، علئ، عقل، عمئد، قئف، عمؤ، عبؤص، عرؤص، صعدئ، لئوآن، معلؤم، مئزآن، كعلعمۀ، نعمدآر، آحؤ، كآرمعندئ، بآحؤنعر، عردعبئل.]

مشکلات خط فارسی خودآموز خط معیار درس سوم ئ

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص9

درس سوم آموزش حرف ئ

حرف صدا دار (خودآوا) با نشانه ئ  سمت كشش صدا به سوي پايين است. معادل صدای ای=ی در خط مزدوج

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه:

ئـ   ـئـ  ـئ   ـ ئ

جدول تركيب هجاها:

ئ+ ب = ئب

ب +  ئ   = بئ

بئ  + بئ = بئبئ

آ+ بئبئ

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ،ئ

صامت: ب

كلمه­هاي تازه: ئب، بئ، بئبئ، آبئ،

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف صدادار«ئ» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف ئ وجود ندارد، خط بكشيد:

[رآح، خؤمص، کعصب، عدل، آدۀل، یعحیآ، رآصط، عممآر، ئصآ، نئنئ، بعرآیۀ، بئنئ، یعوآش، ئرآن، یؤنۀص، رئیآ، حآجئ، یعلدآ، لئوآن، لۀیلئ، فئل، یآد، بئنآ، یآر، بئصط، یآزدعح، بئمآر، رئشۀ، قؤیعد، آحعن، رعجآئ، ئلآم.]

مشکلات خط فارسی خورآموز خط معیار درس دوم ب

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص8

درس دوم آموزش حرف ب

حرف بي­صدا (ناخودآوا) با نشانه ب نامش بآ.

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه: 

ب‍   ‍ب‍   ‍ب   ـ ب

جدول تركيب هجاها:

آ  +  ب = آب

ب +  آ   = بآ

بآ  +   بآ   =   بآبآ

حرف­هاي ياد گرفته شده براي ساختن هجاهاي كلمات:

مصوت: آ

صامت: ب

شروع كلمه­سازي: آب، بآبآ، بآ، بآب

يادگيرنده محترم: لطفا فقط در كلمه­هاي زير حرف بي­صداي «ب» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي در آن­ها حرف ب وجود ندارد، خط بكشيد:

[بؤزؤرگ، رؤؤزۀ، حعلآل، نعبؤووعط، پۀیآمبعر، صعلمآن، فآرصئ، ةلحآم، ئصط، بآد، بآزئ، صعر، صعبز، جۀبحۀ، لعب، صئب، عصط، عصب، خؤب، رؤب، بآبآ، بآطرئ، بآدآم، بؤطۀ، پۀیدآ، دئیآر، قؤصفعند، آرئ، بۀحۀشطئ، بؤئن زعحرآ. ]

مشکلات خط فارسی خورآموز خط معیار درس اول آ

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص7

بسم الله الرحمن الحیم

به اميد خدا، آموزش خط معيار را آغاز مي­كنم. خط معيار 32 حرف[1] دارد، كه 10 حرف آن مصوت و 22 حرف آن صامت مي­باشد. اين خط را مي­توان در 28 درس ياد گرفت:

درس اول آموزش حرف آ

حرف صدا دار(خودآوا) با نشانه آ. سمت كشش صدا به سوي بالاست.

كل نشانه­هاي اين حرف در مكان­هاي مختلف کلمه: 

آ‍ـ     ـآـ    ‍آ  ـ آ

حرف ياد داده شده:  مصوت: آ

نکته مهم: لطفا كلمه­هایي که به خط  معیار در داخل [] نوشته شده در درس­ها را فعلا نخوانید. یاددهنده­ فقط می­تواند با صدای بلند بخواند و در باره مفهوم کلمه­ها توضیح دهد و یادگیرندگان به کلمه ها نگاه کنند. آن چه از خط مزدوج در ذهن دارید آن­ها را به کار نگیرید. با ذهن خالی به یادگیری قواید بپردازید. فقط كلمه­هايي را بخوانید كه در جدول هجاها و کلمه­های تازه نوشته شده است. لطفا تا آخرين درس، روش فوق را ادامه دهید.

بعد از یادگیری آخرین درس می­توانید این کلمه­ها را درست بخوانید و در مورد مفاهیم آن­ها فکر کنید (مخصوصا خط اول). معیار سنجش یاد گرفتن این خط، درست خواندن تمام کلمه­های  داخل [] می­باشد.

يادگيرنده محترم: تقاضا می­نمایم فقط در كلمه­هاي زير، حرف صدادار «آ» را نشان بدهيد و زير كلمه­هايي كه در آن­ها حرف آ وجود ندارد، خط بكشيد:

[ۀنصآن، نعمآز، طعحآرعط، طؤحئد، خؤدآ، علئ، فآطۀمۀ، مؤرآد، عحمعد، دآرآ، آصةمآن، آصمآن، صآر، خآنؤم، خؤشآ، حعم، حعووآ، بعقآ، مآدعر، كةطآب، عصط، مةیآر، جآرؤ، حؤبآب، قآو، دآمدآر، خؤمۀینئ، آصطآرآ.]



[1] ـ جهت اطلاع بیشتر بخش هشتم مطالعه شود.  

مشکلات خط فارسی خط معیار چرا مؤیآر؟

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص3

چرا مۀیآر؟

مۀیآر= مساوي است با تلفظ كلمه[1] معيار در خط[2] مزدوج. مۀيآر يعني مقياس، آلتي كه با آن چيزي را می سنجند[3].

خط مۀیآر خطي است كه مي­خواهد حد و اندازه گفتار[4] را در نوشتار رعايت كند و به بي‌نظمي­هاي خط مزدوج سر و سامان دهد. به عبارت ساده­تر مي­توان گفت: با خط مۀيآر مي‌توان كمبود نشانه­هاي تلفظ صحيح كلمه­ها در خط مزدوج را جبران كرد.

يكي از امتيازهاي خط مۀیآر مساوي بودن آواهاي گفتاري با هجا[5]هاي نوشتاري است. كارايي خط مۀیآر در تلفظ كلمه­ها هم بهتر و راحت­تر از خط لاتين، انگلیسی و... است.

خط معيار براي تلفظ صحيح هر گونه كلمه­هاي لهجه­ها، گويش­ها و زبان­هاي مختلف، مخصوصا داخلي و خارجي مفيد مي­باشد.



[1] ـ جهت اطلاع بیشتر به بخش دهم مراجعه شود.

[2] ـ راي اطلاعات بيشتر مراجعه به بخش سوم، چهارم، پنجم، ششم و هفتم.  

[3] ـ فرهنگ معين، دكتر معين، چاپ هشتم، 1364، ج4، ص4246

[4] ـ جهت اطلاع بیشتر مراجعه به بخش اول.  

[5] ـ جهت اطلاع بیشتر مراجعه به بخش نهم.  

مشکلات خط فارسی خط معیار مقدمه

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس، ص1 

بنام خالق انديشه

مقدمه:

بيـا تـا گـل بـرفـشانيم و مي در ساغر اندازيم        .

فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم حافظ

دنيا  در حال تغيير، تحول و پيشرفت است. براي اين كه خط فارسي بتواند جايگاه خود را در جهان حفظ نمايد و از قافله پويايي و پيشرفت عقب نماند، بايد اشكالات آن را رفع كرد. در اين رابطه بايد كارشناسان خط، براي استفاده كنندگان از خط فارسي، براي  هر هجايي يك شكل خاص از حرف­ها را انتخاب نمايند.

گفتار وسيله  شگفت­آوري است كه در سراسر زندگي­مان از آن براي برقراري ارتباط گفتاري  استفاده مي­كنيم. اين  وسيله ارتباطي با نوشتن قابل انتقال مي­شود و محفوظ مي­نماند. خط  در حال حاضر آنقدر اهميت  دارد كه تصور دنياي  بدون ثبت كلام امكان­پذير نيست.

گفتار رسمي ما ايراني­ها که به زبان فارسی معروف است، گفتاري شيرين، ساده و سليس است و مايه سرفرازي اديبان ايران و جهان مي­باشد. خط ما هم بايد ساده و سليس باشد، تا ذخاير ذوقي و هنري ما قابل معرفي به جهان باشد. اما خط مزدوج[9] توان ثبت زيبايي­هاي اين گفتار سليس و فصيح فارسي را ندارد. چون رسم الخط فارسي مزدوج از قراردادهاي منطقي و علمي پيروي  نمي­كند.

در خط فارسي مزدوج چند نشانه نماينده يك صداست، مثل: (ز، ذ، ظ، ض) یا: (س، ث، ص) یا(ت،ط) و يك نماد نماينده چند صدا، مثل: (ا=پنج صدا)، (ی=دو صدا)، (و=سه صدا)، (ع=سه صدا). اما در «خط فارسي مۀیآر» براي هر آوایی فقط يك نماد وجود دارد. يك نماد «ز» در تمام كلمات وجود دارد، نه چهار تا: «ز. ذ. ض. ظ»  فقط يك نماد «ص» داريم نه سه تا: «ص، س، ث» و ... .

وقتي كه به دانش­آموز هجاي آ ياد داده شد، در نوشتن كلماتي كه هجاي آ در آن­ها وجود  دارد، نبايد مشكل نوشتن داشته باشد. راحت بنويسد: آلعم=عالم، آصآن=آسان، آلۀم=عالم، آزعر=آذر. وقتي هجاي زآ ياد داده مي­شود ديگر نبايد در نوشتن كلماتي كه هجاي زآ در آن­ها وجود  دارد، مشكل نوشتن داشته باشد. به  اين  جمله كه از  نوشتار به خط مزدوج انتخاب شده، دقت فرماييد: «ضارب  بد  ذات ظاهري زاهدانه داشت.» يادگيرنده  بايد بداند كه ضارب با ضاد نوشته می‌شود نه با ذآ، زآ، ظآ. ذات با ذآ است نه با ضآ، زآ، ظآ. ط آن هم با ت دو نقطه است نه با ط دسته دار. ظاهر با ظآ است به با ضآ، ذآ، ز. و ح آن با ه دو چشم است نه با ح جيمي. زاهد با زآ است نه با ضآ. ذآ. ظآ و ... اگر جمله ذكر شده را چنين بنويسيم: «زآرۀبۀ بعد زآط زآحۀرئ زآحۀدآنۀ دآشط» چطور مي­شود؟ آيا يك شنونده با سواد يا بي­سواد نمي­فهمد كه معني جمله چه بوده است؟ آيا ما فارسي زبان­ها بايد تا آخر عمر دغدغه درست خواندن و نوشتن را داشته باشيم؟ آيا به جاي پركردن مغز از ط، ص، ز، ح، ق هاي مختلف، كارهاي  مهمتر ديگري  نداريم؟

اگر در حرف­هاي خط يك نماد «ز»، «ص»، «ط»، «ح» و «ق» داشته باشيم چنين اتفاقي نمي‌افتد. نوشته مي­شود: خواب =خآب، خار=خآر. معلوم نيست نماد هجاي «خآ» كدام يك است؟ «خا» يا «خوا». اول كلمه خواهر و خوارج مثله هم نوشته مي­شود اما يكي خآ و ديگري خعوآ تلفظ مي­شود. نماد هجاي «حآ» كدام يك است؟ «حا»  يا  «ها». در كلماتي مثله: حافظ=حآفۀز، و هادي=حآدي. معلوم نيست حرف«ا» نماد مصوت «آ» تاب = طآب است؛ يا نماد مصوت زبر «ع» تاكيد= طعكئد، يا نماد مصوت پیش «ؤ» استا= ؤصطآ. يا نماد مصوت زیر «ۀ» الهام= ۀلحآم. 

رايانه­ها با نماد كار مي­كنند وقتي برنامه نويس بخواهد گفتار فردي را به نوشتار تبديل نمايد با مشكل مواجه مي­شود. زيرا برنامه­نويس رايانه­اي در حال حاضر بايد با توجه به شكل كلمات و معني گفتار برنامه را طراحي نمايد نه با توجه به هجاهاي شنيده شده.

نگارش خط فارسي  بايد  قانون­مند  شود  تا از سليقه­هاي  شخصي جلوگيري به عمل آيد. يك نويسنده، نام شخصيت عروسك  خيالي را كه خود خلق كرده است «زي زي قولو»نام­گزاري مي­نمايد، ديگري ذي ذي قولو، سومي ذي زي غولو. اما همه شنوندگان يك تلفظ را مي­شنوند.

هدف نهايي اين خط عبارتند از: 1ـ خط فارسي حفظ شود. 2ـ مشكل­هاي آن برطرف شود. 3- به تعداد آواهای فارسی، نماد نگارشی وجود داشته باشند. 4ـ اگر تلفظ كلمه گقتاري تغيير كرد، املاي نوشتاري آن هم بايد تغيير كند. 5-  براي خارجی‌ها كه مي­خواهند زبان فارسي را ياد بگيرند آسان باشد.

شعار اصلي خط مهئآر: هر چه گفته  و تلفظ مي­شود؛ نوشته مي­شود و هر چه نوشته شود خوانده مي­شود. مطالب تكميلي در بخش­هاي بعد با توضيحات مختصر ارايه خواهد شد.

نويسنده مشتاقانه آماده دريافت نظرات صاحب­نظران، كارشناسان و خوانندگان دلسوز مي‌‍باشد، تا در چاپ­هاي بعدي نواقص احتمالي برطرف گردد.

نكته مهم: در تمام درس­ها برای ساخت كلمه و جمله فقط از حرف­هایی استفاده شده است كه آموزش داده شده است. مثلا در درس اول هيچ كلمه­اي ياد داده نمي­شود. كلمه­سازي از درس دوم و جمله­سازي از درس يازدهم شروع مي­شود. در جمله­سازي درس يازدهم، فقط از يازده حرف آموزش داده شده استفاده شده است.

لازم به ذكر است كه در انتخاب نشانه­ها در خط معیار از نشانه­هاي جديد استفاده نشده است، فقط از نشانه­هاي صفحه كيلد­هاي موجود در دسترس استفاده شده است. نشانه­ها با تعریف و قانون جدید مورد استفاده قرار گرفته­اند.

راهنمایی­های آقای مهندس علی میرزایی در تهیه این خط مثمر ثمر بوده است. از زحمات وی قدردانی می‌شود.

                                                              محمد ابراهيم پاكروان

                                                                             25/7/90




[9] ـ خط مزدوج خطي است كه دو  منشاء دارد. خط مزدوج فارسی با ورود خط عربي و تركيب آن با خط ايرانيان آغاز شده است و تا كنون(سال 92) ادامه دارد. خط مزدوج در تاريخ كشورمان از افت و خيزهاي زيادي برخوردار بوده است.  

مشکلات خط فارسی تقدیم به:

برگرفته از کتاب خودآموز زبان فارسی با خط معیار، نوشته محمد ابراهیم پاکروان، چاپ نخست، اردیبهشت ماه 1394، انتشارات کیکاووس.

در خط معیار:هر چه گفته  و تلفظ مي­شود؛ نوشته مي­شود  و هر چه نوشته شود خوانده مي­شود.

تقدیم به:

 آنان که چون سخن را بشنوند، از نیکوتر آن پیروی کنند. (قرآن کریم سوره­ی زمرآیه18 )

آنآن کۀ چؤن صؤخعن رآ بۀشنعوعند، عز نئکؤطعرۀ آن پۀیرؤوئ کؤنعند. (قؤرآنۀ کعرئم صؤرۀیۀ زؤمعر آیۀیۀ18)

از خواجه شمس الدين حافظ شيرازي:

حافظ ار خصم خطا  گفت نگیریم  بر او

ور به حق گفت، جدل با سخن حق نکنیم

عز خآجۀ شعمصۀددئن حآفۀزۀ شئرآزئ:

حـآفۀز عر خعصم خعـطآ  قؤفـط  نعـگئرئم  بعر ؤؤ

وعر بۀ حعق قؤفط، جعدعل بآ صؤخعنۀ حعق نعکونئم

خدایا چنان کن سرانجام کار- تو خشنود باشی و ما رستکار

                            خؤدآیآ چۀنآن کؤن صعرعنجآمۀ کآر- طؤ خؤشنؤد بآشئؤ مآ رعصطۀکآر