«تغییر ادبیات و گفتمان انقلاب اسلامی»
1- از مستضعف به قشر آسیب پذیر
عده ای از سیاسیون: به گروه خبرنگارانه «راه ماندهگار» وقت مصاحبه ندهید.
جمعی از مسوولین: به گروه خبرنگارانه «راه ماندهگار» رو ندین. بسیار پررواند، امروز برن، فردا بر میگردن. زبان حالی شان نیس، ول کن موضوع نیستن.
تعدادی از اقتصاددانان مدرن: گروه خبرنگارانه «راه ماندهگار» هنوز نمیدانند که قبل از محرومیت زدایی از انسان ها، محرومیت زدایی از چهرهیه صنعت و فن آوری لازم است.
دستهای از کارگزان: گروه خبرنگارانه «راه ماندهگار» زنبور قرمزند، خرمکساند، مارند، زهره مارند،
بعضی از روشنکران مذهبی غرب گرا: گروه خبرنگارانه «راه ماندهگار» جموده فکری دارند. هنوز در حال و هوای سالهای اوایل انقلاباند. چند سواله تکراری دارن، هر موقع که ظاهر میشن، معلومه که چه میخوان بپرسن. این همه مسایل متنوع و جدید در ایران و جهان پدید میآید چسبیدند به یک کلمه مستضعف. قرآن هزاران کلمه دیگر هم دارد.
گروهی از رجال کشوری: با گروه خبرنگارانه «راه ماندهگار» هیچ حرفی نداریم.
وقتی نظرات این دسته از اقتصاددان، سیاسیون، رجال و مسوولین را شنیدم، گروهی که روز به روز بر تعدادشان افزوده میشود و میروند گروه اصیل انقلاب را بسیار نرم حذف کنند. مشتاق شدم با گروه خبرنگارانه راه ماندهگار ملاقات داشته باشم و از زبان خودشان از فعالیتشان جویا گردم. از خود خبرنگارانه «راه ماندهگار» بپرسم که: چرا عده ای از مقامات از دست شما کلافهاند؟ چرا گروه شما را متهم به جمود فکری میکنند؟ چرا به زنبور قرمز تشبیه میکنند؟
طالب حقجو خبرنگار فعال گروه راه ماندهگار، حقیقتا یک طلب کننده واقعی و حق جوی اصیل است. بعد از ملاقات تصمیم گرفتم گرد و خاک از بایگانی این گروه خستگی ناپذیر بزدایم. صحبتهای طالب حقجو چون از دل برمیآمد، بر دل هم مینشست. این هم حرفهای گرم و صمیمی طالب حقجو:
در بین مردم بر سر زبانهاست که این گروه از خبرنگاران بسیار پیگیر تحقق اهداف انقلاب هستند. مثل زنبوز قرمز، وزوزکنان خوابه راحت و آرامشه خاطره مسوولین بیدرد را آشفته میکنند. مسوولینی که سعی دارند توجه مردم را از اهداف اولیه به سوی اهداف جدید سوق دهند. آرمانهایی که برای ادامه حیاط طیبه انقلاب ضروری هست و انقلاب را اصیل نگه میدارد، گروهی از با نفوذان بیدرد تلاش ناپاک میکنند تا انقلاب را به سمت و سویی بکشانند که مردم یادشان برود برای چه انقلاب کردهاند.
برآگاهان آشکار است که ادبیات و گفتمان اول انقلاب، به مرور زمان به صورت نرم، خزنده و آرام تبدیل به ادبیات و کفتمان دیگری شده، چنان نرم و آرام که کک هیچ کس هم نمیگزد و در جامعه هم ایجاد حساسیت نکرده است، مثل جایگزین کردن قشر آسیب پذیر به جای مستضعف و عدم استفاده از کلمه مستضعف در چند ساله اخیر. برنامه ریزان استحاله انقلاب با استفاده از اصل:«تغییر نرم» چنان بیصدا فعالیت کردهاند که دلسوزان واقعی هم ناچار سکوت کردهاند. تغییر نرم به تدریج تغییر ایجاد میکند. بعد از مدتی مشاهده میکنیم هیچ چیز سر جایش نیست و آن زمان، زمان پشیمانی است.
اصل «تغییر نرم» بر این اصل استوار است که: برای تغییر کلی در اصل هر چیزی، تغییر باید بسیار ناچیز باشد. در اولین گام باید از نسخه اول، نسخه دومی تهیه کرد. در نسخه سوم هم باید تغییر آنقدر ناچیز باشد که با نسخه دوم قابل ذکر نباشد. مگر مخاطب بسیار ماهر باشد. وقتی تغییرات متوالی صورت گرفت مثلا نسخه نوزده به بیست تبدیل شد و آن موقع اگر نسخه بیست با نسخه اول که اصل است مقایسه شود، تغییر ایجاد شده قابل مشاهده و سنجس است. طراحان تغییر نرم چنان حساب شده، حرکت خزنده را دنبال می کنند تا به مرور زمان به هدف تعیین شده برسند. یک کار حساب شده دیگری که انجام میدهند این است که با ارایه نسخه جدید نسخههای قبلی را جمعآوری نموده انهدام و یا بایگانی میکنند تا همهگان فکر کنند که اجرای این نسخه اصل است.
برای مقابله باید هر روز این سوال را مطرح و پاسخ دهیم که هدف انقلاب چه بوده است؟ و چقدر به هدف نزدیک شدهایم. اگر پاسخ منفی بود، بیدرنگ باید در رفتار خود تجدید نظر کرد.
ما چهار نفر دوست صمیمی بودیم. همه متولد سال 41، شادمان از وقوع و پیروزی انقلاب اسلامی با اهداف بسیار عالی. اهداف والایی که تا به حال هیچ انقلابی از قدیم تا به حال نداشته است. جمع ما در آرزوی تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامی است.
یکی از اهداف اولیه انقلاب اسلامی، به سفارش قرآن، تحقق حکومت مستضعین است که در آن به محرومین سخت نمیگذرد. ما چهار نفر یک تیم خبرنگاری تشکیل دادیم. اولین هدف ما پیگیری میزان تحقق آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی بود. یکی از محورهای تهیه اخبار و اقدامات انجام شده در مورد محرومیت زدایی بوده و هست. میخواستیم در آن زمان محو محرومیت را در منطقهای از جهان مشاهده کنیم و مزه آن را بچشیم تا دیگر ملتها هم با مشاهده ثمره شیرین انقلاب اسلامی ایران درس مبارزه با استکبار را بیاموزند و بر ظلم و ظالم بشورند.
ما اولین گزارش را در رابطه با محرومیت زدایی در سال 58 تهیه کردیم.
از تهیه اولین مصاحبه حدود سی سال میگذرد(1387). اقدامات محرومیت زدایی بعد از سی سال به چه مرحله ای رسیده است. کشور ایران بعد از سی و شش سال به این هدف اساسی انقلاب اسلامی چقدر نزدیک شده است؟ آیا به هدف نزدیکتر شده یا دورتر، آیا ما در حال حاضر مستعضعف داریم یا نه؟ آیا نظام در پی حذف عاملین استضعاف هست یا نه، اینها سوالاتی است که فکر خبرنگاران، مخصوصا دلسوزان انقلاب را سخت به خود مشغول کرده است.
نام «راه مانگار» را به پیشنهاد حسین انتخاب کردیم. با شروع جنگ تحمیلی به جبهههای جنگ رفتیم. حسین شهید شد. زین العابدین اسیر گردید. عباس جانباز شد.
من به تنهایی در زمانی که یاران متقرق بودند، چند گزارش تهیه کردم. اما روزنامه و مجلهای یافت نشد که مطالب را چاپ کند، به ناچار بایگانی کردم.
بعد از بهبوده نسبی عباس و آزادی زین العابدین بعد از جنگ صدام علیه ایران اسلامی، فعالیت را دوباره به صورت جدی شروع کردیم. با پیوستن فرزند شهیدی ناپیدا، تیم ما ترمیم و تکمیل شد. دور جدید فعالیت را با این نیت آغاز کردیم که پیامهای اصیل انقلاب اسلامی را زنده نگه داریم. پیامهای اصیل انقلاب اسلامی را به وسیله پیام رسانانه اصیل به گوش نسلهای جدید برسانیم. پیامرسان خون شهیدان و سخنگوی آزادهگان و جانبازان باشیم و در نهایت پیگیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی ایران.
به نظر میرسد بهترین روش، روش آماری مقایسهای است. با قرار دادن سالی را به عنوان پایه و سنجیدن سال های دیگر را با سال پایه، روش مناسبی میباشد. به نظر میرسد، سال پایه سال پنجاه و هفت مناسب باشد. ممکن است که رژیم ستم شاهی آماری درست و دقیق از خط فقر نداده باشد و برای پنهان کردن میزان حقیقی فقر آن را دستکاری کرده باشد. این مهم نیست. مهم این است که حساب کنیم امسال نسبت به سال قبل از تعداد محرومین جامعه اسلامی ما کاسته شده یا نه. اگر کاسته شده که جای بسی شکرگزاری است، اگر کاسته نشده باید دنبال دلایل کشت و موانع را از سر راه برداشت. باید برنامه ریزی عملیاتی دقیق طراحی کرد. تا انقلاب حامی مستضعفین تضعیف نگردد.
ما از سیاست مداران میخواستیم که آمار خط فقر آن زمان را در اختیارمان قرار دهند. فقط اعلام کنند که چند درصد از مردم رژیم ستم شاهی در زیر خط فقر زندگی میکردند که به رهبری امام خمینی دست به انقلاب زدند. و حالا چند درصد جمعیت مستضعف است. خلاصهای از گزارشات را در زیر میخوانید:
سال 58:
اول به سراغ سیاست مداران رفتیم تا از اقدامات انجام شده در رابطه با محرومیت زدایی گزارشی تهیه کنیم. با جوابهایی که شنیدیم، کیج شدیم. آمار و ارقام نشان میداد که تعداد محرومین کم شده است، و حقیقت چیز دیگری را نشان میداد[1]. به عنوان نمونه در اوایل سال 58 پیش مسوول شماره یک[2] رفته پرسیدم که: به شکر خدا انقلاب به ثمر رسید و پیروزی ملت ایران تثبیت شد. اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟
گفت: امام خمینی رسیدگی به مشکلات مستضعفین را دغدغه اصلی انقلاب اسلامی میداند. اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین است که در برنامه ریزیها، بودجهای هم برای محرومیت زدایی در نظر بگیریم. چند ماهی بیشتر نیست که انقلاب اسلامی پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشتر به سمت محو قوانین و بقایای سران رژیم ستم شاهی است.
گفتم: محو قوانین رژیم ستم شاهی و برکناری سرسپردههای آن رژیم باید با قوت تمام انجام گیرد. اما این بهانه برای مسکوت گذاشتن مشکلات محرومین کافی نیست. باید تیمهای مختلفی در کشور از کارشناسان تشکیل شود تا هرکدام به قسمتی از کارها و مشکلات موجود جامعه رسیدگی کنند.
پرسیدم: آیا تعداد و محل سکونت محرومین شناسایی شده است؟ آیا بودجهای که برای این مورد اختصاص میدهید، کافی خواهد بود؟
گفت: آمار دقیقی در دست نداریم محرومین در تمام نقاط ایران پخش هستند. در مراکز کمتر و در نقاط دور افتادهتر بیشتر است. محرومیت زدایی در طی یکی دو سال مقدور نیست. اما امیدواریم در طی پنچ سال آینده محرومیتها ریشه کن شود.
سال 63:
تدارک یک مصاحبه را دیدم تا پیش مسوول شماره یک رفته و از نتایج برنامههای محرومیت زدایی گزارشی تازه تهیه کنم. دانستم مقام وی ارتقا یافته و به آسانی وقت ملاقات نمیدهد. تلاشهایم به ثمر نرسید. ناچار به سراغ مسوول شماره دو رفتم.
از نتایج برنامه های محرومیت زایی بعد از پنچ سال پرسیدم، گفت: به شکر خدا کارهایی شده و کارهایی در دست اجراست و برنامه ریزیهای جدیدی هم در حال شکلگیری است.
گفت: با جنگی که بر ما تحمیل شده برنامه مبارزه با محرومیت زدایی ها را به کندی واداشته است. اول باید به حساب متجاوزین برسیم. بعد از اتمام جنگ برنامه محرومیت زدایی با جدیت تمام پیگیری خواهد شد.
گفتم: در حال حاضر هم این محرومین هستند که بیشترین حمایت را از جبهههای جنگ انجام میدهند.
گفت: جهانیان هم اعتراف میکنند که این انقلاب از سوی محرومین حمایت میشود. انقلاب اسلامی هم خواهانه ارتقای جایگاه محرومین است.
سال69:
بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه، در آن سالها شعار سازندگی سر میدادند. و حرکتها و فعالیتهای دیگر را مخالفت با سازندگی کشور میدانستند. میگفتند به گروه خبرنگارانه «راه ماندهگار» وقت مصاحبه در رابطه با محرومیت زدایی ندهید.
خواستیم وقت ملاقات از مسوول شماره دو بگیریم، گفتند خارج نشین شده است. به سراغ مسوول شماره سه رفتیم. پرسیدم: بیش از ده سال از پیروزی انقلاب گذشته، آیا با اقدامات انجام شده از درصد محرومین جامعه کاسته شده، لطفا آمار و ارقام را به درصد اعلام فرمایید؟
گفت: اقدامات بسیار موثری انجام شده، فعلا تازه جنگ تمام شده و توجه دولت بیشتر به سمت مناطق جنگی و سازندگییه کشور است.
گفتم: حرف شما کاملا دست، تکلیف مستضعفین فعلی چه میشود؟ فکر نمیکنید در لابلایه این سازندگیها، بی توجی به مستضعفین وجود دارد و آنها بیشتر بیچاره میشوند؟ به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، شاید در آینده وضع جامعه بهبود یابد. زندگی برای محرومین سخت شده است. باید اقدامی اساسی صورت بگیرد.
گفت: چرا لازم است، بسیار هم لازم است اما امکانات ما اجازه نمیدهد و...
گفتم: مگر درآمد خالص یا ناخالص ملی کاهش یافته است؟
گفت: درآمد خالص و ناخالص ملی نه تنها کاهش نیافته است، به لطف خدا در طی دو سال گذشته افزایش هم یافته است.
گفتم: پس چرا میفرمایید: امکانات ما اجازه نمیدهد؟
گفت: دولت امکانات دارد اما قشر آسیب پذیر امکان و امکانات استفاده را ندارند. اول باید صبر کنید تا جریان سازندگی کشور تکمیل گردد. تا جریان سازندگی کشور تکمیل نگردد، امکان حمایت از قشر آسیب پذیر وجود ندارد.
سال 73:
هر کدام از سیاست مداران به بهانهیی حاضر نمیشدند با گروه خبرنگاران راه مانگار در ایام دهه فجر، در رابطه با برنامههای انجام شده در جهته محرومیت زدایی مصاحبه نمایند به همین خاطر جواب رد دادند.
بیشتر سیاسیون داخل دولتها با زبان بیزبانی اعلام میکردند که در مورد هر مساله داخلی و خارجی به غیر از محرومیت زدایی بخواهند مصاحبه و یا گزارش تهیه کنند، هر وقت بخواهند وقت کافی وجود دارد. نمیدانم چرا حاضر نیستند در رابطه با محرومیت زدایی حرف بزنند. آیا نمیتوانند؟ آیا امکانات ندارند؟ آیا دستهای پنهان وجود دارد که نمیخواهند انقلاب به این هدفه والای خود برسد؟ آیا میخواهند مستصعفین را ناامید از انقلاب نمایند؟ آیا...؟
پیش اقتصاددانان رفتیم. به عنوان نمونه در مصاحبه با اقتصاددان شماره یک، پرسیدم: آیا از تعداد گروهی که در زیر خط فقر زندگی میکنند، کاسته شده است یانه؟
گفت: اقتصاد در حاله رشد است. تولید ناخالص ملی افزایش یافته است.
گفتم: جواب شما ربطی به سوال من نداشت. دوباره پرسیدم: از درصد خط فقر بگو. بگو امسال چند درصد مردم در زیر خط فقر زندگی میکنند. نسبت به سال قبل افزایش یافته یا کاهش؟
گفت: امکانات رفاهی کشور در حال افزایش است، مخصوصا امکانات رفاه عمومی.
پرسیدم: کدام رفاه عمومی باعث افزایش درآمد گروههای کم درآمد یا بیدرآمدها شده یا میشود؟
گفت: مثلا جاده کشیها افزایش یافته است. در شمال امکانات رفاهی زیادی برای کسانی که به مسافرتهای تفریحی میروند احداث شده.
گفتم: جاده سازیها باعث رفاه حال رانندهگان و مسافرین میشود. این ارایه خدمات چند درصد در کاهش فقر موثر است؟ ضمنا کسانی که توان مسافرت، به علت نداری ندارند، چگونه توجیه مینمایید. این جاده کشیها چکونه به افزایش درآمد بیکاران بیدرآمد کمک میکند؟
گفت: منظور شما قشر آسیب پذیر است. برای این گروه هیچ کاری نمیتوان انجام داد. آنها ذاتا توان بیشرفت ندارند. اگر تمام امکانان پیشرفت را در اختیار آنان قرار دهید بر باد میدهند. حال عدهای نمیتوانند از این امکانات استفاده کنند، مقصر ما نیستیم. ببینید تلاش ما افزایش رفاه عمومی است، یکی دیگر از امکانات افزایش تختهای بیمارستانی است که برای بیماران مهیا شده است.
گفتم: این کار باعث افزایش رفاه حال بیمارانی میشود که توان مالی به بیمارستان رفتن را دارند. پرسیدم: آیا همه بیماران به این خدمات دسترسی دارند؟ باید معلوم شود که چه خدماتی این بیمارستانها به محرومین ادرایه میدهند.
برای از سر وا کردن گفت: یک یا چندکار و فعالیت ممکن است نمود نداشته باشد. اما مجموعه ارایه خدمات عمومی قطعا موثر خواهد بود. ضمنا ما برنامههایی برای حمایت از قشر آسیب پذیر داریم که به زودی اعلام میشود.
گفتم: ارایه خدمات عمومی قطعا موثر است اما به حال چه کسانی؟ فکر نمیکنید بیشتر کارها در حالی که به نفع کشور است، به نفع سرمایه داران است. میخواهم بدانم در کل مجموعه ارایه خدمات عمومی چند درصد برای بهبودی حال مستضعف موثر خواهد بود.
گفت: ما در کشور افرادی داریم که کارآفرین هستند. کار آفرینان کسانی هستند که از سرمایه خود برای پیشرفته کشور و اشتقال زایی استفاده میکنند. با استفاده از سرمایه خود کارگاه و کارخانه احداث میکنند تا مردم درآمدی داشته باشند، یا بیشتر آنها سرمایهداران هستند که برای بردن سود بیشتر کارگران را با حقوق کم مشغول فعالیت میکنند. دولت هم از سرمایهداران به نام کارآفرینان حمایت میکند.
به ساعتاش نگاه کرد و گفت: وقت ندارم باید نیم ساعت بعد در همایش مبارزه با تورم شرکت کنم.
چندین سوال که در ذهنم ایجاد شده شده بود، ممکن است در دهن شما هم ایجاد شود، بیجواب ماند. بعد از این گقت و گو اقتصاددان شماره یک دیگر وقت مصاحبه نداد.
سال 74:
به سراغ اقتصاددان شماره دو رفتیم پرسیدم که: آیا در حال حاضر در جامعه مستضعف داریم یا نه؟ اگر وجود دارد چند درصد افراد جامعه مستضعف هستند؟
گفت: در حال حاضر در جامعه ما فقط قشر آسیب پذیر وجود دارد.
گفتم: آیا منظور شما از قشر آسیب پذیر همان مستضعفین است.
گفت: آسیب پذیران کسانی هستند که هرگونه حمایت از آنها بیثمر میباشد. تزریق پول، پرداخت یارانه و دیگر کمکهای بلا عوض در رشد و شکوفایی این گروه اثری نخواهد داشت.
گفتم: تکلیف کسانی که با رعایت احکام اسلام کم درآمد ماندهاند، جزء قشر آسیب پذیر به حساب میآیند یا نه؟
گفت: اقتصاد آزاد، راه پیشرف را مهیا کرده است.
گفتم: پس مستضعف را در کجای جامعه باید جستجو کرد؟
گفت: مستضعف در جامعههای بسته وجود دارد، جامعه ما که یک جامعه بازی است قشر آسیب پذیر دارد.
گفتم: پس، از نظر شما محرومین دو دسته هستند، اول محروم نگه داشته شدهها، دوم قشر آسیب پذیر که محروم میمانند.
گفت: ما آزادیهـای لازم را در جامعـه به وجود میآوریم، زمینـههای ایجاد اشتـغال را با سازندگـیها محیا میکنیم. هر کس میتواند شغلی داشته باشد و با کار کردن خود را از فقر نجات دهد.
گفتم: آیا با سازندگیها به تعداد افراد بیکار شغل ایجاد کردهاید، و یا فکر میکنید بتوانید برای همه شغل ایجاد نمایید؟
گفت: سعی ما بر این است.
پرسیدم: پس در حال حاضـر از درصـد خط فقر بگو. بگو امسال چند درصـد مردم در زیر خط فقـر زندگـی میکنند. نسبت به سال قبل افزایش یافته یا کاهش؟
گفت: نمیشود با وجود «قشر آسیب پذیر» در جامعه فقر را کاهش داد. در هر کشوری این معضل وجود دارد.
پرسیدم: مگر شعار اصلی انقلاب اسلامی حکومت مستضعان و حمایت از مستضعف نبود؟
گفت: چرا، ما در حال حاضر مستصعف نداریم، قشر آسیب پذیر داریم. مستضعف در زمان رژیم ستم شاهی وجود داشت.
سال76:
بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه بین سال های 77 الی 84 شعار توسعه سیاسی سر دادند. و حرکتهای دیگر را مغایر با آن دانستند. میگفتند به گروه خبرنگارانه «راه مانده گار» وقت مصاحبه در رابطه با محرومیت زدایی ندهید.
پیش مسوولان رفتیم. از مسوول شماره چهار پرسیدم که: اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟
گفت: ما در پی اصلاحات هستیم. وقتی اصلاحات انجام شود، مشکلات وجود جامعه حل خواهد شد. اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد آسیب پذیران توسعه اصلاحات سیاسی است. اول باید توسعه اصلاحات سیاسی در بین مردم جا بیافتد. در سایه اصلاحات سیاسی عقب ماندگیهای قبلی جبران خواهد شد. فعلا چند ماهی بیشتر نیست که جبهه اصلاحات پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشتر به سمت توسعه اصلاحات سیاسی است.
گفتم: به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، تا پروژه توسعه اصلاحات سیاسی تکمیل شود. شاید در آینده وضع جامعه بهبود یابد. زندگی برای محرومین سخت شده است. باید اقدامی اساسی صورت بگیرد. فکر نمیکنید در لابلایه این اصلاحات سیاسی که بیتوجی به مستضعفین وجود دارد و آنها بیشتر بیچاره میشوند؟
گفت: هر اقدام اجتماعی و اصلاحی عوارض مخصوص به خود دارد که باید پرداخت.
سال 81:
مسوول شماره یک در یک همایش خبری شرکت کرده بود فقط توانستم دو سوال پرسیدم: در سال 58 فرمودید که تا 5 سال دیگر محرومیت زدایی انجام خواهد شد اما از آن تاریخ حدود 23 سال میگذرد، آیا اقدامات انجام شده برای محرومیت زایی به ثمر رسیده و موانع رشد مستضعفین بر طرف شده است یا نه؟
گفت: از آن تاریخ تا به حال انقلاب فراز و فوردهای بسیاری را گذرانده است. بنابراین برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین برنامه ریزیهای بسیاری را انجام دادهایم که چند سال دیگر به ثمر خواهد نشست.
گفتم: آیا از تعداد محرومین نسبت به سال 58 کاسته شده است یا نه؟
گفت: قرار است مرکز آمار، آمار دقیقی از کسانی که زیر خطه فقر زندگی میکنند، ارایه دهد. ما امیدواریم فقر ریشه کن شود و این گونه سوالات هم پایان یابد.
سال85:
بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه بعد از سال 84 تا به حال، شعار عزت اسلامی سر داده و سهام عدالت و نیروی هستهایی را مطرح کرده و حرکتهای دیگر را مغایر با آن دانستند.
پیش مسوولان رفتیم. از مسوول شماره هفت پرسیدم که: اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟
گفت: ما در پی پرداخت سهام عدالت هستیم. وقتی مردم سهام عدالت دریافت کنند، قسمتی از مشکلات وجود جامعه حل خواهد شد. اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، پرداخت سهام عدالت است، اول باید سهام عدالت به قشر آسیب پذیران داده شود. با دریافت سود سهام عدالت آسیب پذیران تقویت میشوند. فعلا چند ماهی بیشتر نیست که جبهه ما پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشتر به سمت توسعه عدالت اجتماعی است. ضمنا ما میخواهیم عزت ملی را در سطح جهان تقویت کنیم. ما انرژی هسته ای را به دست خواهیم آورد. در سایه فن آوری انرژی هستهای، غور ملی را در سطح جهان تقویت میکنیم.
گفتم: به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، تا غور ملی ازدیاد یابد، این گروه زیر پا لح شده است. بهتر نیست همزمان با تلاش برای ازدیاد غور ملی، برای بهبود وضع مستضعفین تلاش شود. فکر نمیکنید در لابلایه این تلاشها بیتوجی به مستضعفین وجود دارد و بیشتر بیچاره میشوند؟
گفت: اولا معنویات بر مادیات اولویت دارد. و ملت ما، مخصوصا قشر محترم آسیب پذیر به معنویات بیشتر علاقه دارند تا به مادیات، دوم این که ما میخواهیم سهام عدالت را به این قشر از افراد جامعه پرداخت نماییم، تا کمکم تقویت شوند.
گفتم: اولا این گونه برداشت از حسن نیت مردم، نوعی سوء استفاه ابزاری از مردم است. دوم داشتن سهام برای محرومان آب و نان نمیشود. برگههای سهام نوعی اعتبار است که فعلا هیچ سودی ندارد. در حالی که نه سود سهامها قابل توجه است و نه موقع پرداخت مشخصی دارد و نه سود کارکرد آن ها معلوم است. معمولا در آخر هر سال شرکتها سود و زیان خود را حساب میکنند. باید قانونی برای پرداختها باشد. مثلا فروردین هر سال سود سال قبل پرداخت شود.
با ملاحظه مصاحبههای گروه راه ماندهگار با گروهی از مسوولین و اقتصاددانان و غیره، زیرکی و مهارت آنان آشکار میشود که چگونه بحث را به مسایل بیربط دیگر میکشانند.
آیا خواهیم دید مشکلات مستفعفین حل شده است؟ آیا شاهد مصاحبهای خواهیم بود در آن اعلام شود: از تعداد مستضعفین جامعه کاسته شده و به سمت صفر میل میکند. در جامعه افراد بیکار و بیدرآمد وجود ندارد. کارگر میدان نشین نداریم. خرجه روزانه مردم با دخلشان هماهنگ هست. همه دارای بیمه سلامتی هستند. فرزندان مردم بیسواد بار نمیآیند. کسی از تامین نیازهای اولیه خود عاجز نیست. دولت چشم بیدار مستضعفین و طبقات پایین جامعه هست. طبقات پایین جامعه میتوانند حداقل سالی یک بار به مسافرتهایتفریحی کوتاه مدت بروند، و... در نهایت ما دیگر مستعضف نداریم.
امیدواریم ادبیات و گفتمان مسوولین راستین انقلاب بر کسانی که میخواهند ادبیات و گفتمان اول انقلاب را به سمت دیگری بکشانند، بچربد و انقلاب با همان اهداف والا پیش رود، با شکوه و با صلابت بماند.
ما هر دولتی که بروی کار آید، از جایگاه مستعضعفین در دولتش جویا خواهیم شد. تا نگرش آنان را مشخص کنیم.
محمد ابراهیم پاکروان
17/5/88
در سال 93 بر آن شدیم که فعالیت انجام شده را به اطلاع عموم برسانیم که هنوز هم پیگیر اهداف انقلاب هستیم، اما...
سال92:
بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه بعد از سال 92 تا به حال، شعار عتدال و امید سر داده و مذاکره با 1+5 نیروی هستهایی را مطرح کرده و در تلاشند تا تحریمات علیه ایران را نمیدانم به چه قیمتی معامله میخواهند بکنند.
پیش مسوولان رفتیم. از مسوول شماره هفت پرسیدم که: اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟
گفت: ما در پی برداشتن تحریمات هستیم. وقتی مردم از بلای تحریم خلاص شوند، مشکلات وجود جامعه حل خواهد شد. اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، پر کردن بازار از اجناس است، اول باید بلای تحریمات از سر ملت باز شود. با پر شدن بازار از اجناس مورد نیاز رقابت برای فروش پیش میآید. آن موقع آسیب پذیران قدرت خرید پیدا میکنند.
گقتم: مردم مستعصف که کمک مسوولین هستند با انواع نداریها میسازند و امیدوارند که در مذاکرات ایران هم برد داشته باشد. مردم معتقدند فقط چیزی از داشتههای خود از دست ندهیم، برد بسیار کردیم.
گفت: منتقدان مذاکرات هستهای اگر چنین فکر میکنند بزدل سیاسی هستند. تیم ما شجاعانه مذاکرات را انجام میدهد. کسانی که بر علیه تیم شعار میدهند. هر وقت میخواهد مذاکره شود یک عده میگویند داریم میلرزیم؛ اگر سردشان است خوب بروند به جهنم...
همان طور که میدانید، فعلا چند ماهی بیشتر نیست که دولت تدبیر و امید پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشتر به سمت توسعه رفع تحریمات است. ضمنا ما میخواهیم امید را در سطح جهان تقویت کنیم. ما انرژی هستهای را به قیمت نابودی ملت نمیخواهیم. در سایه رفع تحریمات میتوانیم وارد بازار کشورهای پیشرفه شویم هم چنین آنها میتوانند وارد بازار ما شوند و ارتباط جهانی ایران افزایش مییابد. به این ترتیب، امید و اعتدال را در سطح جهان تقویت میکنیم.
گفتم: به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، تا غور ملی ازدیاد یابد، این گروه زیر پا لح شده است. بهتر نیست همزمان با تلاش برای ازدیاد امید، برای بهبود وضع مستضعفین تلاش شود. فکر نمیکنید در لابلایه این تلاشها بیتوجی به مستضعفین وجود دارد و بیشتر بیچاره میشوند؟
گفت: یکی دیگر از اقدامات ما بیمه تمام اقشار است. و ملت ما، مخصوصا قشر محترم آسیب پذیر بیشتر به خدمات بهداشتی دست رسی خواهند داشت. یکی دیگر از اقدامات ما در محرومیتزایی از قشر آسیب پذیر پرداخت سبد کالا خواهد بود. وقتی دارایی بلوکه شده ما را تحویل بدهند دست ما برای پرداخت سبد کالا بیشتر باز میشود.
گفتم: اولا بهداشت یکی از دغدغه مردم است، اما تنها دسترسی به خدمات بهداشتی، برای محرومان آب و نان نمیشود.
گفت: وقت من تمام است. اگر خواستید دوباره بیایید، حتمن با دفترم هماهنگ باشید.
تابستان سال93:
با هزار زحمت و ریش کرو گذاشتن پیش یکی مسوولان رفتیم. از مسوول شماره هشت پرسیدم که: وعده آقای مسوول شماره هفت چه شد. در یک سال گذشته برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چه اقداماتی انجام شده است؟
مسوول شماره هشت: مسوول شماره هفت دو ماه قبل دستور دادهاند که کابینه عملکرد خود را طی یک سال اخیر بررسی و با وعدههای دولت مقایسه کنند و در صورت عدم تحقق وعدهها، از مردم عذرخواهی شود.
گفتم: عذر خواهی برای مردم نان و آب و در کل بهبود زندگی میشود؟
گفت: تو نمیدانی یک مقام بسیار بلند پایه وقتی عذر خواهی میکند یعنی چه؟ عذر خواهی کردن یعنی فرد بسیار متواضع است و مردم از فرد متواضع قدردانی میکنند.
گفتم: فیض بسیار بردم. اما تکلیف وعدههای داده شده چه میشود.
گفت: به خاطر احترامی که برای گزارشگران قایل هستم به آخرین سوال تو بعد از هفته دولت، اگر وقت داشتم جواب خواهم داد.
محمد ابراهیم پاکروان تاریخ به روز شده 17/6/93
منبع: کتاب دل نوشتهها
[1]- هنوز عده زیادی از مردم در جامعه وجود دارد که بیکار هستند. کارگر میدان نشین زیادند، الا ماشاء الله. کسانی که هفته های متوالی نمیتوانند خرجه روزانه خود را با دخل خود هماهنگ کنند، حتا بعد از سال ها. هنوز عده زیادی از مردم بیمه نیستند. هنوز عده زیادی از فرزندان مردم بی سواد بار می آیند. هنوز عده زیادی از مردم از تامین نیازهای اولیه خود عاجزند. هنوز عده زیادی هستند که نمی توانند به مسافرت های تفریحی بروند، هنوز عده زیادی هستند که نمی توانند به بیماری های خود را درمان کنند، و...
[2]- هدف معرفی مسوولین نیست، هدف معرفی تفکرات حاکم برجامعه در دوره مختلف است. به همین خاطر در معرفی های مسوولین، اقتصاددان و فعالان سیاسی از شماره استفاده شده است.