تعریف براندازی نرم

تعريف براندازی نرم

 

تعريف براندازی نرم: براندازی نرم، تقییر و سرنگونی ایده یا حکومت است با تعویض ارزش ها و مقامات به مرور زمان بدون اعمال خشونت با فعالیت های مدنی  مثل، انتخابات، دیپلماسی عمومی، مبادلات فرهنگی و علمی، کارهای مشترک مطالعاتی، روابط مردم با مردم، انتقال تجهیزات پزشکی و درمانی اهداف براندازی را خود دنبال می کنند.

توانمندي زنان، جدیدترین نقشه شوم عاملان براندازي نرم در جمهوري اسلامي ايران است. كه با هوشمندي لو رفت و به شكست انجاميد. اما هنوز از برنامه براندازان نرم کاملا خارج نشده و روی پروژه فعالیت می کنند.

از برنامه های دیگر براندازی نرم می توان به خرید مقامات، فریب شخصیت ها، پخش شایعات، تهدید دولت و ملت اشاره کرد. دشمن می خواهد به هر قیمتی که شده به اهداف مورد نظر برسد.

براندازی نرم، عاملانی دارد که اهداف فوق را دنبال می کنند.

عاملان براندازی نرم با فعال کردن سرویس‌های براندازی بدون وقت کشی، با هدف و نقشه قبلی چنان نرم و پنهانی فعالیت هایشان را دنبال می کنند که طرف مقابل فکر می کند واقعا هدف مبادلات فرهنگی، علمی یا اقتصادی در حال انجام است. سرویس‌های فعال در براندازی با سوء‌استفاده از طریق روابط عمومی خواسته‌های خود را دنبال می کنند، تا در بین مردم و دولت شکاف ایجاد و پایگاه‌های مردمی و دولتی را تضعیف کنند.

براندازان نرم مثل علف های هرز تیغ دار هر جا سبز می شوند. در اوایل رویش خوش منظره هستند. وقتی به حدی از رشد رسیدند و تیغ هایشان استحکام یافت، از رشد گل ها جلوگیری می کنند. چند بار توطئه براندازان نرم به صورت معجزه آسایی افشا و بعضی از آنها خنثا شده است و برای خنثا شدن بعضی از آنها باید هزینه سنگینی پرداخت.

عاملان براندازی نرم در میان مردم ، خیابان، ادارات، کارخانه ها حضور فعال دارند، اما پشت نقابی مستترند. عاملان براندازی نرم با توجه به موقعیت زمانی وارد عمل می شوند. برنامه ریزی دراز مدت دارند. مثلا سال ها  برنامه ریزی می کنند تا در دانشگاه ها استاد، در ادارات مدیر پرورش دهند و در جاهای مختلف دیگر متناسب با موقعیت ها افراد داشته باشند.

یکی از بزرگ ترین پروؤه و  برنامه براندازان نرم در اوایل جنگ تحمیلی برای براندازی ریخته شد. وقتی نیروهای ارزشی به سوی جبهه ها هجوم بردند، همان زمان که نیروهای ارزشی در حال دفاع بودند، در پشت جبهه شروع به تصاحب پست های کلیدی کردند. خودشان و دوستانشان مشغول تحصیلات عالیه شدند تا بعد از جنگ کاملا به اهداف تعین شده برسند. به نظر می رسد بوی توطئه به مشام امام خمینی خورده و از عمق فاجعه ای که در پیش است، آگاه بود که به رزمنده گان سفارش می کرد رزمندگان هم به تحصیلات خود ادامه دهند. مخالفت عده ای از مسولین و مقامات با سهمیه رزمنده گان به خاطر ابتر ماندن نقشه هایشان بوده است. براندازان نرم نمی دانستند که هر رزمنده ای که شهید می شود، حضور ابدی در میان مردم پیدا می کنند. وارثین شهدا با حضور به موقع خود، برنامه چندین ساله آنان را با یک «یا علی» و «یا حسین» خنثا می کنند.

شیوه های براندازی نرم بر پایه نافرمانی مدنی استوار است. مقدمه موفقیت در براندازی نرم، بستگی به موفقیت در دو زمینه اصلی جنگ نرم و تغییر نرم دارد.

 

فرق بین براندازی نرم و تغییر نرم

براندازی نرم هدف نهایی است، تغییر نرم هدف جزئی

فرق بین براندازی نرم و جنگ نرم

براندازی نرم هدف نهایی است، جنگ نرم هدف جزئی

فرق جنگ نرم و تغییر نرم

شیوه عمل تغییر نرم درست بر خلاف شیوه عمل براندازی نرم است. براندازی نرم توجه به تغییر علامت ها دارد. اما تغییر نرم توجه به تغییر مسیرها دارد. مثلا هدف حریف تغییر حجاب است، می خواهد حجاب را که یک علامت است به یک علامت دیگر (بی حجابی) تبدیل نماید، اما تغییر نرم مسیر می خواهد که زنان با حفظ حجاب به مقصدی برسند که بی حجاب ها می رسند. اهداف تغییر نرم مسیر بسیار خطرناک تر از اهداف براندازی نرم است.

استفاده از ابزار تغییر نرم مسیر مخصوص دشمنان دین الهی است. دشمنانی که می خواهند افراد و گروه ها را از مسیر اصلی به مسیر فرعی بکشانند. دشمنانی که می خواهند افراد و گروه ها را از مسیر بهشت به سوی مسیر جهنم بکشانند. اما استفاده از ابزار تغییر نرم علامت ها بین طرف داران دین الهی و ادیان بشری مشترک است. هر کدام سعی دارند علامت های را در سطح جامعه و جهان گسترش دهند. طرف داران دین الهی می خواهند افراد و گروه ها علامت های دین الهی در جامعه رعایت کنند و این علامت ها جهانی شود. طرف داران ادیان بشری می خواهند افراد و گروه ها علامت های ادیان بشری در جامعه رعایت کنند و آن علامت ها جهانی شود.

دشمنان در این زمان به حرکات براندازي نرم روي آورده اند. مقابله با براندازی نرم هوشیاری، دقت و مطالعه ملت و دولت را می طلبد تا با شناساسی شبکه های برانداز و عوامل پشت پرده آن، این توطئه هم مثل دیگر توطئه ها به شکست منجر شود.

                                                                                    والسلام

                                                                           محمد ابراهیم پاکروان

                                                                                   ۸۸/۱۰/۹  

 

تغییر ادبیات و گفتمان انقلاب اسلامی

«تغییر ادبیات و گفتمان انقلاب»

1- از مستضعف به قشر آسیب پذیر

عده ای از سیاسیون: به گروه  خبرنگارانه «راه  مانده گار» وقت مصاحبه ندهید.

جمعی از مسوولین: به گروه خبرنگارانه «راه مانده گار» رو  ندین. بسیار پررواند، امروز برن، فردا بر می گردن. زبان حالی شان نیس، ول کن موضوع نیستن.

تعدادی از اقتصاددانان: با گروه خبرنگارانه «راه مانده گار» هیچ حرفی نداریم.

دسته ای از کارگزان: گروه خبرنگارانه «راه مانده گار» زنبور قرمزند، خرمکس اند، مارند، زهره مارند،

بعضی از روشنکران مذهبی: گروه خبرنگارانه «راه مانده گار» جموده فکری دارند. هنوز در حال و هوای سال های اوایل انقلاب اند. چند سواله تکراری دارن، هر موقع که ظاهر می شن، معلومه که چه می خان بپرسن. این همه مسایل متنوع و جدید در ایران و جهان پدید می آید چسبیدند به یک کلمه مستضعف. قرآن هزاران کلمه دیگر هم دارد.

گروهی از رجال کشوری: گروه خبرنگارانه «راه مانده گار» هنوز نمی دانند که قبل از محرومیت زدایی از انسان ها، محرومیت زدایی از چهره یه صنعت و فن آوری لازم است.

وقتی نظرات این دسته از اقتصاددان، سیاسیون، رجال و مسوولین را شنیدم، گروهی که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود و می روند گروه اصیل انقلاب را بسیار نرم حذف کنند. مشتاق شدم با گروه خبرنگارانه راه مانده گار ملاقات داشته باشم و از زبان خودشان از فعالیت شان جویا گردم. از خود خبرنگارانه «راه مانده گار» بپرسم که: چرا عده ای از مقامات از دست شما کلافه اند؟ چرا گروه شما را متهم به جمود فکری می کنند؟ چرا به زنبور قرمز تشبیه می کنند؟

طالب حق جو خبرنگار فعال گروه راه ماندگار، حقیقتا یک طلب کننده واقعی و حق جوی اصیل است. بعد از ملاقات تصمیم گرفتم گرد و خاک از بایگانی این گروه خستگی ناپذیر بزدایم.  صحبت های طالب حق جو چون از دل برمی آمد، بر دل هم می نشست. این هم حرف های گرم و صمیمی طالب:

در بین مردم بر سر زبان هاست که این گروه از خبرنگاران بسیار پیگیر تحقق اهداف انقلاب هستند. مثل زنبوز قرمز، وزوزکنان خوابه راحت و  آرامشه خاطره مسوولینه بی درد را آشفته می کنند. مسوولینی که سعی دارند توجه مردم را از اهداف اولیه به سوی اهداف جدید سوق دهند. آرمان هایی که برای ادامه حیاط طیبه انقلاب ضروری هست و انقلاب را اصیل نگه می دارد، به سمت و سویی بکشانند که مردم یادشان برود برای چه انقلاب کرده اند.

بر آگاهان آشکار است که ادبیات و گفتمان اول انقلاب، به مرور زمان به صورت نرم، خزنده و آرام تبدیل به ادبیات و کفتمان دیگری شده،  چنان نرم و آرام که کک هیچ کس نمی گزد و در جامعه هم ایجاد حساسیت نکرده است، مثل جایگزین کردن قشر آسیب پذیر به جای مستضعف و عدم استفاده از کلمه مستضعف در چند ساله اخیر. برنامه ریزان استحاله انقلاب با استفاده از اصل:«تغییر نرم» چنان بی صدا فعالیت کرده اند که دلسوزان واقعی هم ناچار سکوت کرده اند. تغییر نرم به تدریج تغییر ایجاد می کند. بعد از مدتی مشاهده می کنیم هیچ چیز سر جایش نیست و آن زمان، زمان پشیمانی است. اصل «تغییر نرم» ثابت می کند که هر تغییر بعدی به تغییر قبلی افزوده می شود تا به مرور زمان به هدف تعیین شده برسد. برای مقابله باید هر روز این سوال را مطرح و پاسخ دهیم که هدف انقلاب چه بوده است؟ و چقدر به هدف نزدیک شده ایم. اگر پاسخ منفی بود، بی درنگ در رفتار خود تجدید نظر کرد. 

ما چهار نفر دوست صمیمی بودیم. همه متولد سال 41 ، شادمان از وقوع و پیروزی انقلاب اسلامی با اهداف بسیار عالی.  اهداف والایی که تا به حال هیچ انقلابی از قدیم تا به حال نداشته است. جمع ما در آرزوی تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامی است.

 یکی از اهداف اولیه انقلاب اسلامی، به سفارش قرآن، تحقق حکومت مستضعین است که در آن به محرومین سخت نمی گذرد. ما چهار نفر یک تیم خبرنگاری تشکیل دادیم. اولین هدف ما پیگیری میزان تحقق آرمان های اصیل انقلاب اسلامی بود. یکی از محورهای تهیه اخبار و اقدامات انجام شده در مورد محرومیت زدایی بوده و هست. می خواستیم در آن زمان محو محرومیت را در منطقه ای از جهان مشاهده کنیم و مزه آن را بچشیم تا دیگر ملت ها هم با مشاهده ثمره شیرین انقلاب اسلامی ایران درس مبارزه با استکبار را بیاموزند و بر ظلم و ظالم بشورند.

 ما اولین گزارش را در رابطه با محرومیت زدایی در سال 58 تهیه کردیم.

از تهیه اولین مصاحبه حدود سی سال می گذرد. اقدامات محرومیت زدایی بعد از سی سال به چه مرحله ای رسیده است. کشور ایران بعد از سی سال به این هدف اساسی انقلاب اسلامی چقدر نزدیک شده است؟ آیا به هدف نزدیک تر شده یا دورتر، آیا ما در حال حاضر مستعضعف داریم یا نه؟ آیا نظام در پی حذف عاملین استضعاف هست یانه، این ها سوالاتی است که فکر خبرنگاران، مخصوصا دلسوزان انقلاب را به خود مشغول کرده است.

محفل دوستانه ما با شروع جنگ تحمیلی به جبهه های جنگ منتقل شد. حسین شهید شد. زین العابدین اسیر گردید. عباس جانباز شد.

من به تنهایی در زمانی که یاران متقرق بودند، چند گزارش تهیه کردم. اما روزنامه و مجله ای را یافت نشد که مطالب را چاپ کند، به ناچار  بایگانی کردم.

بعد از بهبوده نسبی عباس و آزادی زین العابدین فعالیت را دوباره به صورت جدی شروع کردیم. با پیوستن فرزند شهیدی بی نشان، تیم ما ترمیم و تکمیل شد.  دور جدید فعالیت را با این نیت آغاز کردیم که پیام های اصیل انقلاب اسلامی را زنده نگه داریم. پیام های اصیل انقلاب اسلامی را به وسیله پیام رسانانه اصیل به گوش نسل های جدید برسانیم. پیام رسان خون شهیدان و سخن گوی آزاده گان و جانبازان باشیم و نهایت پیگیر تحقق اهداف انقلاب اسلامی ایران.

به نظر می رسد بهترین روش، روش آماری مقایسه ای است. با قرار دادن سالی را به عنوان پایه و سنجیدن سال های دیگر را با آن روش مناسبی می باشد. به نظر می رسد، سال پایه سال پنجاه و هفت مناسب باشد. ممکن است که رژیم ستم شاهی آماری از خط فقر نداشته باشد. مهم این است که حساب کنیم امسال نسبت به سال قبل از تعداد محرومین جامعه اسلامی ما کاسته شده یا نه. اگر کاسته شده که جای بسی شکرگزاری است، اگر  کاسته نشده باید دنبال دلایل کشت و موانع را از سر راه برداشت. باید برنامه ریزی عملیاتی دقیق طراحی کرد. تا انقلاب حامی مستضعفین تضعیف نگردد.

از سیاست مداران می خاستیم که آمار خط فقر آن زمان را در اختیارمان قرار دهند. فقط اعلام کنند که چند درصد از مردم رژیم ستم شاهی در زیر خط فقر زندگی می کردند که به رهبری امام خمینی دست به انقلاب زدند.  خلاصه ای از گزارشات را در زیر می خانید:

سال 58:

اول به سراغ سیاست مداران رفتیم تا از اقدامات انجام شده در رابطه با محرومیت زدایی گزارشی تهیه کنیم. با جواب هایی که شنیدیم، کیج شدیم. آمار و ارقام نشان می داد که تعداد محرومین کم شده است، و حقیقت چیز دیگری را نشان می داد[1]. به عنوان نمونه در اوایل سال 58 پیش مسوول شماره یک[2] رفته پرسیدم که: به شکر خدا انقلاب به ثمر رسید و پیروزی ملت ایران تثبیت شد. اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟

گفت: امام خمینی رسیدگی به مشکلات مستضعفین را دغدغه اصلی انقلاب اسلامی می داند. اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین است که در برنامه ریزی ها، بودجه ای هم برای محرومیت زدایی در نظر بگیریم. چند ماهی بیشتر نیست که انقلاب اسلامی پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشر به سمت محو قوانین و بقایای سران رژیم ستم شاهی است.

گفتم: محو قوانین رژیم ستم شاهی و برکناری سرسپرده های آن رژیم باید با قوت تمام انجام گیرد. اما این بهانه برای مسکوت گذاشتن مشکلات محرومین کافی نیست. باید تیم های مختلفی در کشور از کارشناسان تشکیل شود تا هرکدام به قسمتی از کارها و مشکلات موجود جامعه رسیدگی کنند. پرسیدم: آیا تعداد و محل سکونت محرومین شناسایی شده است؟ آیا بودجه ای که برای این مورد اختصاص می دهید، کافی خواهد بود؟

گفت: آمار دقیقی در دست نداریم محرومین در تمام نقاط ایران پخش هستند. در مراکز کمتر و در نقاط دور افتاده تر بیشتر است. محرومیت زدایی در طی یکی دو سال مقدور نیست. اما امیدواریم در طی پنچ سال آینده محرومیت ها ریشه کن شود.

سال 63:

تدارک یک سفر را دیدم تا پیش مسوول شماره یک رفته و از نتایج برنامه های محرومیت زدایی گزارشی تازه تهیه کنم. دانستم مقام وی ارتقا یافته و به آسانی وقت ملاقات نمی دهد. تلاش هایم به ثمر نرسید. ناچار به سراغ مسوول شماره دو رفتم.

از نتایج برنامه های محرومیت زایی بعد از پنچ سال پرسیدم، گفت: به شکر خدا کارهایی شده و کارهایی در دست اجراست و برنامه ریزی های جدیدی هم در هال شکل گیری است.

با جنگی که بر ما تحمیل شده برنامه مبارزه با محرومیت زدایی ها را به کندی واداشته است. اول باید به حساب متجاوزین برسیم. بعد از اتمام جنگ برنامه محرومیت زدایی با جدیت تمام پیگیری خواهد شد.

گفتم: در حال حاضر هم این محرومین هستند که بیشترین حمایت را از جبهه های جنگ انجام می دهند.

گفت: جهانیان هم اعتراف می کنند که این انقلاب از سوی محرومین حمایت می شود. انقلاب اسلامی هم خواهانه ارتقای جایگاه محرومین است.

سال69:

بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه، در آن سال ها شعار  سازندگی سر می دادند. و حرکت ها و فعالیت های دیگر را مخالفت با سازندگی کشور می دانستند. می گفتند به گروه خبرنگارانه «راه مانده گار» وقت مصاحبه در رابطه با محرومیت زدایی ندهید.

خواستیم وقت ملاقات از مسوول شماره دو  بگیریم، گفتند خارج نشین شده است. به سراغ مسوول شماره سه رفتیم. پرسیدم: بیش از ده سال از پیروزی انقلاب گذشته، آیا با اقدامات انجام شده از درصد محرومین جامعه کاسته شده، لطفا آمار و ارقام را به درصد اعلام فرمایید؟

گفت: اقدامات بسیار موثری انجام شده، فعلا تازه جنگ تمام شده و توجه دولت بیشر به سمت مناطق جنگی و سازندگیه کشور است.

گفتم: حرف شما کاملا دست، تکلیف مستضعفین فعلی چه می شود؟ فکر نمی کنید در لابلایه این سازندگی ها، بی توجی به مستضعفین وجود دارد و آن ها بیشتر بیچاره می شوند؟ به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، شاید در آینده وضع جامعه بهبود یابد. زندگی برای محرومین سخت شده است. باید اقدامی اساسی صورت بگیرد.

گفت: چرا لازم است، بسیار هم لازم است اما امکانات ما اجازه نمی دهد و...

گفتم: مگر درآمد خالص یا ناخالص ملی کاهش یافته است؟

گفت: درآمد خالص و ناخالص ملی نه تنها کاهش نیافته است، به لطف خدا در طی دو سال گذشته افزایش هم یافته است.

گفتم: پس چرا می فرمایید: امکانات ما اجازه نمی دهد؟

گفت: دولت امکانات دارد اما قشر آسیب پذیر امکان و امکانات استفاده را ندارند. اول باید صبر کنید تا جریان سازندگی کشور تکمیل گردد. تا جریان سازندگی کشور تکمیل نگردد،امکان استفاده قشر آسیب پذیر از حمایت وجود ندارد.

سال 73:

هر کدام از سیاست مداران  به بهانه یی حاضر نمی شدند با گروه خبرنگاران راه مانگار  در ایام دهه فجر، در رابطه با برنامه های انجام شده در جهته محرومیت زدایی مصاحبه نمایند به همین خاطر جواب رد دادند.

بیشتر سیاسیون داخل دولت ها با زبان بی زبانی اعلام می کردند که در مورد هر مساله داخلی و خارجی به غیر از محرومیت زدایی بخواهند مصاحبه و یا گزارش تهیه کنند، هر وقت بخواهند وقت کافی وجود دارد. نمی دانم چرا حاضر نیستند در رابطه با محرومیت زدایی حرف بزنند. آیا نمی توانند؟ آیا امکانات ندارند؟ آیا دست های پنهان وجود دارد که نمی خواهند انقلاب به این هدفه والای خود برسد؟ آیا می خواهند مستصعفین را ناامید از انقلاب نمایند؟ آیا...؟ 

پیش اقتصاددانان رفتیم. به عنوان نمونه در مصاحبه با اقتصاددان شماره یک، پرسیدم: آیا از تعداد گروهی که در زیر خط فقر زندگی می کنند، کاسته شده است یانه؟

گفت: اقتصاد در حاله رشد است. تولید ناخالص ملی افزایش یافته است.

گفتم: جواب شما ربطی به سوال من نداشت. پرسیدم: از درصد خط فقر بگو. بگو امسال چند درصد مردم در زیر خط فقر زندگی می کنند. نسبت به سال قبل افزایش یافته یا کاهش؟

گفت: امکانات رفاهی کشور در حال افزایش است، مخصوصا امکانات رفاه عمومی.

پرسیدم: کدام رفاه عمومی باعث افزایش درآمد گروه های کم درآمد یا بی درآمد شده یا می شود؟

گفت: مثلا جاده کشی ها افزایش یافته است. در شمال امکانات رفاهی زیادی برای کسانی که به مسافرت های تفریحی می روند احداث شده.

گفتم: جاده سازی ها باعث رفاه حال راننده گان و مسافرین می شود. پرسیدم: این ارایه خدمات چند درصد در کاهش فقر موثر است؟ ضمنا کسانی که توان مسافرت، به علت نداری ندارند چگونه توجیه می نمایید. پرسیدم: این جاده کشی ها چکونه به افزایش درآمد بیکاران بی درآمد کمک می کند؟

گفت: منظور شما قشر آسیب پذیر است. برای این گروه هیچ کاری نمی توان انجام داد. ببینید تلاش ما افزایش رفاه عمومی است، حال عده ای نمی توانند از این امکانات استفاده کنند، مقصر ما نیستیم. یکی دیگر از امکانات افزایش تخت های بیمارستانی است که برای بیماران مهیا شده است.

گفتم: این کار باعث افزایش رفاه حال بیمارانی می شود که توان مالی به بیمارستان رفتن را دارند. پرسیدم: آیا همه بیماران به این خدمات دست رسی دارند؟ باید معلوم شود که چه خدماتی این بیمارستان ها به محرومین ادرایه می دهند.

گفت: یک یا چندکار و فعالیت ممکن است نمود نداشته باشد. اما مجموعه ارایه خدمات عمومی قطعا موثر خواهد بود. ضمنا ما برنامه هایی برای حمایت از قشر آسیب پذیر داریم که به زودی اعلام می شود.

گفتم: ارایه خدمات عمومی قطعا موثر است اما به حال چه کسانی؟ فکر نمی کنید بیشتر کارها در حالی که به نفع کشور است، به نفع سرمایه داران است. می خواهم بدانم در کل مجموعه ارایه خدمات عمومی چند درصد برای بهبودی حال مستضعف موثر خواهد بود.

گفت: ما در کشور افرادی داریم که کارآفرین هستند. کار آفرینان کسانی هستند که از سرمایه خود برای پیشرفته کشور و اشتقال زایی استفاده می کنند. با استفاده از سرمایه خود کارگاه و کارخانه احداث می کنند تا مردم درآمدی داشته باشند، دولت هم از آن ها حمایت می کند. به ساعت اش نگاه کرد و گفت: وقت ندارم باید نیم ساعت بعد در همایش مبارزه با تورم شرکت کنم.

چندین سوال که در ذهنم ایجاد شده شده بود، ممکن است در دهن شما هم ایجاد شود، بی جواب ماند. بعد از این گقت و گو اقتصاددان شماره یک دیگر وقت مصاحبه نداد.

سال 74:

به سراغ اقتصاددان شماره دو رفتیم پرسیدم که: آیا در حال حاضر در جامعه مستضعف داریم یا نه؟ اگر وجود دارد چند درصد افراد جامعه مستضعف هستند؟

گفت: در حال حاضر در جامعه ما فقط قشر آسیب پذیر وجود دارد.

گفتم: آیا منظور شما از قشر آسیب پذیر همان مستضعفین است.

گفت: آسیب پذیران کسانی هستند که هرگونه حمایت از آن ها بی ثمر می باشد. تزریق پول، پرداخت یارانه و دیگر کمک های بلا عوض در رشد و شگوفایی این گروه اثری نخواهد داشت.

گفتم: تکلیف کسانی که با رعایت احکام اسلام کم درآمد مانده اند، جزء قشر آسیب پذیر به حساب می آیند یا نه؟

گفت: اقتصاد آزاد، راه پیشرف را مهیا کرده است.

گفتم: پس مستضعف را در کجای جامعه باید جستجو کرد؟

گفت: مستضعف در جامعه های بسته وجود دارد، جامعه ما که یک جامعه بازی است قشر آسیب پذیر دارد.

گفتم: پس، از نظر شما محرومین دو دسته هستند، اول محروم نگه داشته شده ها، دوم قشر آسیب پذیر که محروم می مانند.

گفت: ما آزادی هـای لازم را در جامعـه به وجود آوریم، زمینـه های ایجاد اشتـغال را با سازندگـی ها محیا می کنیم. هر کس می تواند شغلی داشته باشد و با کار کردن خود را از فقر نجات دهد.

گفتم: آیا با سازندگی ها به تعداد افراد بیکار شغل ایجاد کرده اید، و یا فکر می کنید بتوانید برای همه شغل ایجاد نمایید؟

گفت: سعی ما بر این است.

پرسیدم: پس در حال حاضـر از درصـد خط فقر بگو. بگو امسال چند درصـد مردم در زیر خط فقـر زندگـی می کنند. نسبت به سال قبل افزایش یافته یا کاهش؟

گفت: نمی شود با وجود «قشر آسیب پذیر» در جامعه فقر را کاهش داد. در هر کشوری این معضل وجود دارد.

پرسیدم: مگر شعار اصلی انقلاب اسلامی حکومت مستضعان و حمایت از مستضعف نبود؟

گفت: چرا، ما در حال حاضر مستصعف نداریم، قشر آسیب پذیر داریم. مستضعف در زمان رژیم ستم شاهی وجود داشت. 

سال76:

بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه بین سال های 77 الی 84 شعار  توسعه سیاسی  سر دادند. و حرکت های دیگر را مغایر با آن دانستند.  می گفتند به گروه خبرنگارانه «راه مانده گار» وقت مصاحبه در رابطه با محرومیت زدایی ندهید.

 پیش مسوولان رفتیم. از مسوول شماره چهار پرسیدم که: اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟

گفت: ما در پی اصلاحات هستیم. وقتی اصلاحات انجام شود، مشکلات وجود جامعه حل خواهد شد.اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین توسعه اصلاحات سیاسی است. اول باید توسعه اصلاحات سیاسی در بین مردم جا بیافتد. در سایه اصلاحات سیاسی عقب ماندگی های قبلی جبران خواهد شد. فعلا چند ماهی بیشتر نیست که جبهه اصلاحات پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشر به سمت توسعه اصلاحات سیاسی است.

گفتم: به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، تا پروژه توسعه اصلاحات سیاسی تکمیل شود.  شاید در آینده وضع جامعه بهبود یابد. زندگی برای محرومین سخت شده است. باید اقدامی اساسی صورت بگیرد. فکر نمی کنید در لابلایه این اصلاحات سیاسی که بی توجی به مستضعفین وجود دارد و آنها بیشتر بیچاره می شوند؟

گفت: هر اقدام اجتماعی و اصلاحی عوارض مخصوص به خود دارد که باید پرداخت.

سال 81:

مسوول شماره یک در یک همایش خبری شرکت کرده بود فقط توانستم دو سوال پرسیدم: در سال 58 فرمودید که تا 5سال دیگر محرومیت زدایی خواهد شد اما از آن تاریخ حدود 23 سال می گذرد، آیا اقدامات انجام شده  برای محرومیت زایی به ثمر رسیده و موانع رشد مستضعفین بر طرف شده است یا نه؟

گفت: از آن تاریخ تا به حال انقلاب فراز و فوردهای بسیاری را گذرانده است. بنابراین برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین برنامه ریزی های بسیاری را انجام داده ایم که چند سال دیگر به ثمر خواهد نشست.

گفتم: آیا از تعداد محرومین نسبت به سال 58 کاسته شده است یا نه؟

گفت: قرار است مرکز آمار، آمار دقیقی از کسانی که زیر خطه فقر زندگی می کنند، ارایه دهد. ما امیدواریم فقر ریشه کن شود و این گونه سوالات هم پایان یابد.

سال85:

بیشتر سیاسیون حاضر در صحنه بعد از سال 84 تا به حال، شعار عزت اسلامی سر داده و سهام عدالت و نیروی هسته ایی را مطرح کرده و حرکت های دیگر را مغایر با آن دانستند.

پیش مسوولان رفتیم. از مسوول شماره هفت پرسیدم که: اولین اقدام شما برای محرومیت زایی، و برداشتن موانع رشد مستضعفین چیست؟

گفت: ما در پی پرداخت سهام عدالت هستیم. وقتی مردم سهام عدالت دریافت کنند، قسمتی از مشکلات وجود جامعه حل خواهد شد. اولین اقدام ما برای محرومیت زایی، پرداخت سهام عدالت است، اول باید سهام عدالت به قشر آسیب پذیران داده شود. با دریافت سود سهام عدالت آسیب پذیران تقویت می شوند. فعلا چند ماهی بیشتر نیست که جبهه ما پیروز شده و فعلا توجه دولت بیشتر به سمت توسعه عدالت اجتماعی است. ضمنا ما می خواهیم عزت ملی را در سطح جهان تقویت کنیم. ما انرژی هسته ای را به دست خواهیم آورد.در سایه فن آوری انرژی هسته ای، غور ملی را در سطح جهان تقویت می کنیم.

گفتم: به نظر شما مستضغفین فعلی باید فدا شوند، تا غور ملی ازدیاد یابد، این گروه زیر پا لح شده است. بهتر نیست همزمان با تلاش برای ازدیاد غور ملی، برای بهبود وضع مستضعفین تلاش شود. فکر نمی کنید در لابلایه این تلاش ها بی توجی به مستضعفین وجود دارد و بیشتر بیچاره می شوند؟

گفت: اولا معنویات بر مادیات اولویت دارد. و ملت ما، مخصوصا قشر محترم آسیب پذیر به معنویات بیشتر علاقه دارند تا به مادیات، دوم اینکه ما می خواهیم سهام عدالت را به این قشر از افراد جامعه پرداخت نماییم، تا کم کم تقویت شوند.

گفتم: اولا این گونه برداشت از حسن نیت مردم، نوعی سوء استفاه ابزاری از مردم است. دوم داشتن سهام برای محرومان آب و نان نمی شود. برگه های سهام نوعی اعتبار است که فعلا هیچ سودی ندارد. در حالی که نه سود سهام ها قابل توجه است و نه موقع پرداخت مشخصی دارد و نه سود کارکرد آن ها معلوم است. معمولا در آخر هر سال شرکت ها سود و زیان خود را حساب می کنند. باید قانونی برای پرداخت ها باشد. مثلا فروردین هر سال سود سال قبل پرداخت شود.

با ملاحظه مصاحبه های گروه راه مانده گار با گروهی از مسوولین و اقتصاددانان و غیره، زیرکی و مهارت آنان آشکار می شود که چگونه بحث را به مسایل بی ربط دیگر می کشانند.

آیا خواهیم دید مشکلات مستفعفین حل شده است؟ آیا شاهد مصاحبه ای خواهیم بود در آن اعلام شود: از تعداد مستضعفین جامعه کاسته شده و به سمت صفر میل می کند. در جامعه افراد بی کار و بی درآمد وجود ندارد. کارگر میدان نشین نداریم. خرجه روزانه مردم با دخل شان هماهنگ هست. همه دارای بیمه سلامتی هستند. فرزندان مردم بی سواد بار نمی آیند. کسی از تامین نیازهای اولیه خود عاجز نیست. دولت چشم بیدار مستضعفین و طبقات پایین جامعه هست. طبقات پایین جامعه می توانند حداقل سالی یک بار به مسافرت های تفریحی کوتاه مدت بروند، و... در نهایت ما دیگر مستعضف نداریم.

امیدواریم ادبیات و گفتمان مسوولین راستین انقلاب بر کسانی که می خواهند ادبیات و گفتمان اول انقلاب را به سمت دیگری بکشانند، بچربد و انقلاب با همان اهداف والا پیش رود، با شکوه و با صلابت بماند.

                                                                                              والسلام

                                                                                   محمد ابراهیم پاکروان   

                                                                                              ۸۸/۵/۱۷



[1]-  هنوز عده زیادی از مردم در جامعه وجود دارد که بیکار هستند. کارگر میدان نشین زیادند، الا ماشاء الله. کسانی که هفته های متوالی نمی توانند خرجه روزانه خود را با دخل خود هماهنگ کنند، حتا بعد از سال ها. هنوز عده زیادی از مردم بیمه نیستند. هنوز عده زیادی از فرزندان مردم بی سواد بار می آیند. هنوز عده زیادی از مردم از تامین نیازهای اولیه خود عاجزند. هنوز عده زیادی هستند که نمی توانند به مسافرت های تفریحی بروند، و...

[2]- هدف معرفی مسوولین نیست، هدف معرفی تفکرات حاکم برجامعه در دوره مختلف است. به همین خاطر در معرفی های مسوولین، اقتصاددان و فعالان سیاسی از شماره استفاده شده است.

جمهوری ایرانی یا سلطنت پادشاهی

جمهوری ایرانی یا سلطنت پادشاهی

تعریف جمهوری ایرانی: جمهوری ایرانی تعریف مشخص و روشنی ندارد. در اینترنت و منابع دیگر جستجو شد، اما مطلبی قابل ارایه یافت نگردید، به غیر از چند شعار خام که در چند روزه اخیر در اینترنت ثبت شده است.

وقتی امام خمینی نظام ولایی را مطرح کردند، به عنوان یک اسلام شناس، نظام حکومتی اسلامی را مورد مطالعه قرار دادند، با توجه به آیات قرآنی و نمونه های تاریخی نظام ولایی را مطرح نمودند. نظامی ولایی نظامی هست که در زمان امام علی به مدت حدود پنچ سال اجرا شده است. نمونه های دیگری از اسلام ناب محمدی که قبلا در مقاطع مختلف تاریخی اجرا گردیده بود، امام خمینی آن را احیا کرد. امام به عنوان یک استاد نظام ولایی را تدریس کردند و در یک کتاب منتشر نمودند تا مردم از محتوای آن آگاهی یابند. مردم هم به مرور زمان آگاهی یافتند و دست به سرنگونی رژیم سلطنتی زدند و نظام ولایی را جانشین آن کردند.

وقتـی در یک تظاهـرات خیابانی عـده ای بدون مطالعـه و از روی احساسات خام شعار جمهـوری ایرانـی را سـر می دهند، بهتر است بیایند جزئیات آن را هم اعلام کنند که جمهوری ایرانی چه نوع جمهوری است.

شعار جمهوری ایرانی را چنان مطرح می کنند که گویی یک نوع جمهوری است که نزد همه مردم شناخته شده است و همه اطلاع دارند که چیست چه سابقه تاریخی دارد. قبلا چنان مطلوب بوده است که مردم را سینه چاک می کرده و در حال حاضر نیز برای احیای آن لحظه شماری می کنند.

دگراندیشان بدانند مردم ایران از اسلام ناب محمدی جدا نمی شوند، زیرا پیوند استوار میان این دو برقرار است. تلاش دگر اندیشان آب در هاون کوبیدن است، اگر دل شان به حال ملت می سوزد با ملت همراه شوند و توان را در حل مشکلات مردم صرف کنند، نه این که در راه پیشرف مردم سنگ اندازی کنند. 

شعار جمهوری ایرانی از سه حالت خارج نیست: یا سابقه تاریخی دارد، یا نظام جدیدی و یا طبل تو خالی است.

اگر سابقه تاریخی دارد باید معلوم شود در چه زمانی بوده است قبل از اسلام، یا بعد از اسلام. آنچه که مسلم است قبل از اسلام اصلا جمهوری مطرح نبوده است که ایرانی یا غیر ایرانی آن مشخص باشد. آنچه تاریخ نشان می دهد قبل از جمهوری اسلامی، فقط نظام پادشاهی حاکم بوده است. اگر جمهوری ایرانی بعد از اسلام برقرار بوده در چه دوره ای بوده است؟ آیا در دوره سلجوقیه، صفویه، زندیه، قاچاریه و یا در دوره پهلوی بوده است. تا جایی که حافظه تاریخی یاری می دهد، قبل از جمهوری اسلامی فقط  نظام شاهنشاهی بوده است آن هم به طول دو هزار و پانصد سال. اگر جمهوری  ایرانی همان جمهوری است که رضا شاه می خواست در ایران پایه گزاری کند، که با ایستادگی یک نفر ملقا شد. جمهوری رضا خانی هم ایرانی نبوده است. جمهوری بوده تقریبا مثل جمهوری لائیک ترکیه.  

اگر جمهوری ایرانی نظام جدیدی است. از تئوری آن کسی مطلع نیست. به قول معروف اول مانفیست جمهوری ایرانی را بنویسند تا برای مردم آشکار شود: هدف از طرح شعار جمهوری ایرانی چیست؟ شبیه چه نظامی است؟ شبیه دمکراسی غربی، یا کمونیست شرقی یا سرمایه داری اروپایی و یا یک ابداع جدید است؟ 

کسانی که شعار جمهوری ایرانی سر می دهند باید بیایند و شفاف سازی کنند آیا پیرو ابو مسلم هستند یا پیرو بابک خرم دین. یا فرد خارجی دیگری که با نام او می خواهند جمهوری ایرانی را احداث کنند، چنان که عرض شد در تاریخ ایران زمین از جمهوری خبری نبوده، پس معلوم می شود که منظور از شعار جمهوری ایرانی، نظام سلطنی است که از حلقوم سلطنت طلبان بازمانده از رژیم گذشته خارج می شود.

وقتی مردود بودن دو حالت قبلی معلوم شد، صحت حالت سوم ثابت می گردد، طبل تو خالی. گروهی که با طبل توخالی احساسات لطیف دوست داران بی اطلاع ایران را چند روزی به بازی می گیرند، تا کی می توانند دوام بیاورند. وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ[1] و [دشمنان] مكر ورزيدند و خدا [در پاسخشان] مكر در ميان آورد و خداوند بهترين مكرانگيزان است.

                                                                                                                        والسلام

                                                                                                              محمد ابراهیم پاکروان

                                                                                                                     ۸۸/۱۰/۹

تعریف جنگ نرم

تعريف جنگ نرم:

تعريف جنگ نرم: جنگ نرم، جنگ  در میان ارزش های جوامع مختلف است. مدافعین هر تمدنی می خواهند ارزشهای تمدن خودشان را در سطح وسیعی گسترش دهند. در این جنگ ارزش های یک تمدن توسط ارزش های تمدن حریف مورد هجوم قرار می گیرد. در جنگ نرم تغییر علامت های ارزشی هدف است. جنگی است که در آن از حضور سلاح های گرم و سرد خبری نیست. جنگی است برای رسوخ به افکار عمومي حریف طراحی می شود. ابزار مورد استفاده در جنگ نرم قلم، مطبوعات، سینما، تلوزیون، ماهواره، اینترنت و... است.  هدف از تغییر علامت ها، رایج کردن ایده های فرهنگ مهاجم در سرزمین حریف است. غنایم، تعداد افردای است که فرهنگ حریف را می پذیرند.

 

فرق بین جنگ نرم و تغییر نرم

تغییر نرم درست بر خلاف جنگ نرم است. جنگ نرم توجه به تغییر علامت ها دارد. اما تغییر نرم توجه به تغییر مسیرها دارد. مثلا هدف حریف تغییر حجاب است، می خواهد حجاب را که یک علامت است به یک علامت دیگر (بی حجابی) تبدیل نماید، اما تغییر نرم مسیر می خواهد که زنان با حفظ حجاب به مقصدی برسند که بی حجاب ها می رسند. اهداف تغییر نرم مسیر بسیار خطرناک تر از اهداف جنگ نرم است.

                                                                                              والسلام

                                                                                   محمد ابراهیم پاکروان   

                                                                                            ۸۸/۹/۲۸

تغییر نرم مسیر

«تغییر  نرم مسیر»

تعریف تغییر نرم

تغییر نرم مسیر نوعی تغییر است که با جابجایی علامت ها، تغییر در مسیر به وجود می آورد. تغییر نرم به تغییر علامت ها کاری ندارد، علامت ها را با همان شکل و اندازه حفظ می کند. تلاش اصلی طراحان تغییر نرم، جابجایی علامت ها از مکان اصلی به مکان فرعی جهت فریب است. کسانی که فقط با دنبال کردن علامت ها می خواهند به مقصد برسند، معمولا دوچار انحراف می گردند و به مقصد واقعی نمی رسند.

طراحان تغییر نرم مسیر افرادی هستند که می خواهند مسیر حرکت یک دین، خدمت و ارزش اصیل را به سمت سوی مسیر انحرافی بکشانند تا خواسته خودشان برآورده شود. این تیپ از افراد را با نام «مسیر برگردانان مخفی» معرفی می کنم.

«مسیر برگردانان مخفی» با استفاده از اصل تغییر نرم مسیر، به تغییر مسیر تمام حوزه های جامعه می پردازند. هدف غارت کالای بارزش، انحراف اهداف عالی ادیان است. کلا کارشان به انحراف کشاندن است.

 

تاریخچه:

تغییر نرم مسیر از زمان های قدیم مورد استفاده قرار می گرفته است. اولین خاطره ای که در تاریخ ثبت شده است، مربوط به کاروانی است که قرار بود با دنبال کردن علامت ها به کاروان سرا برسد. اما راهزنان علامت ها را به سوی دره خلوت برمی گردانند . در دره خلوت راهزنان کاروان را غافل گیر می کنند، هر چه مال و اموال داشتند غارت می کنند، و افراد را به قتل می رسانند. چند نفر که توانسته بودند، جان سالم بدر برند، نقل کردندکه فقط زمانی فهمیدیم که مسیر را اشتباهی رفته ایم که راهزنان حمله کردند.

معاویه اولین فرد شناخته شده در تاریخ اسلام است که از اصل تغییر نرم استفاده فراوان کرده است. او علامت ها را چنان ماهرانه جابجا کرد که با گسترش اسلام، بویی از اسلام ناب محمدی نمانده بود. فروع های دین اجرا می شد. اما به اهداف ترسم شده در قرآن ختم نمی شد. مردم مسلمان را به مسیری کشاند که در مقابل رهروان حقیقی اسلام ایستادند. و صالح ترین فرد مسلمان را همراه با هفتاد و دو تن به نام خارجی شهید کردند. معروف است معاویه دستور قتل محدثین و بزرگان را صادر می کرد، خود پابرهنه در پشت جنازه می دوید، گریه می کرد و نماز برایش می خواند.

 

کسانی که به دام «مسیر برگردانان مخفی» می افتند افراد بی تجربه و بی راهنما هستند. اینگونه افراد به راحتی به تور پهن شده می افتند و صید می شوند. «مسیر برگردانان مخفی» اولین علامت انحرافی به سوی مسیر فرعی را چنان با ظرافت و به مقدار بسیار ناچیز جابجا می کنند که اصلا به چشم نمی آید. ممکن است جابجایی حتا کمتر از یک صدم درجه باشد، اما همین انحراف کوچک در مسیر طولانی باعث انحراف چندین کیلومتری از مقصد اصلی می شود. اگر «مسیر برگردانان مخفی» چندین علامت را به صورت متوالی تغییر دهند انحراف بیشتر می شود. هر جابجایی بعدی، زاویه انحراف را بیشتر افزایش می دهد. وقتی جابجایی ها پشت سر هم قرار می گیرد بیشتر از هدف فاصله پیدا می کند تا جایی که برگشت به مسیر قبلی محال می شود.

در جامعه کسانی وجود داردکه راه حق را با سلامت کامل پیموده و به پایان رسانده اند. این انسان ها الگوی هدایت بوده و در قلوب افراد جامعه قرار دارند. «مسیر برگردان مخفی» با استفاده از نام و نشان افراد موفق مسیر را به نفع گروه خود تغییر می دهند. یکی از افراد موفق که توانسته است مسولیت خود را تا پایان راه با موفقیت به آخر برساند، امام حسین(ع) می باشد. پیام اصلی امام حسین(ع) تاختن بر حکومت جور و ستم است. اما «مسیر برگردانان مخفی» چنان زیرکانه ـ با حفظ علامت هاـ بر گریه کننده گان امام حسین(ع) منحرف می نمایند که ظلم و ستم منحرف کننده گان را نمی بینند و برآنها نمی تازد. امام خمینی کسی بود که علامت های واقعه محرم 61 هجری و عاشورا را بر سر مسیر اصلی برگرداند. 

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی «مسیر برگردانان مخفی» فعالیت خود را تغییر مسیر انقلاب، بسیار حساب شده آغاز کردند. بر آگاهان آشکار است که ادبیات و گفتمان اول انقلاب، به مرور زمان به صورت نرم، خزنده و آرام تبدیل به ادبیات و گفتمان دیگری شده، چنان نرم و آرام که در جامعه هم ایجاد حساسیت نکرده است، مثل جایگزین کردن قشر آسیب پذیر به جای مستضعف و عدم استفاده از کلمه مستضعف در چند ساله اخیر نشان از موفقیت این گروه دارد.

برنامه ریزان استحاله انقلاب با استفاده از اصل: «تغییر نرم» چنان بی صدا فعالیت کرده اند که دلسوزان واقعی هم ناچار سکوت کرده اند. «مسیر برگردانان مخفی» با استفاده از اصل تغییر نرم مسیر، به تدریج تغییر ایجاد می کنند. بعد از مدتی مشاهده می شود که اقدامات به هدف نمی رسد. شعارهای انقلاب هست، روزهای به یاد ماندنی انقلاب باشکوه هر چه تمام تر برگزار می گردد اما از تحقق اهداف خبری نیست. برای مقابله باید هر روز این سوال را مطرح و پاسخ داد که هدف انقلاب چه بوده است؟ و چقدر به هدف نزدیک شده ایم. اگر پاسخ منفی بود، باید فهمید که علامت ها جابجا شده، بی درنگ در برگرداندن علامت ها به مسیر اصلی اقدام اساسی کرد.

شناختن افراد «مسیر برگردانان مخفی» بسیار مشکل و پیچیده است. زیرا در بین ما هستند، شعار ما را می دهد، از علامت های ما استفاده می کند. علامت ها را چنان با مهارت و ظرافت جابجا می کنند که کاروان به جای رسیدن به کاروان سرا به دام راهزنان می افتد.

یکی از اهداف اولیه و اصیل انقلاب اسلامی، به سفارش قرآن، تحقق حکومت مستضعین است که در آن به محرومین سخت نمی گذرد. هدفی که برای همه محرومین شیرین است. تحقق این هدف می تواند راه مبارزه صحیح را به دیگر ملت ها بیاموزد تا با درس گرفتن بر استکبار، ظلم و ظالم بتازند.

چرا بعد از سی سال موانع رشد مستضعفین برداشته نشده است؟ چرا هنوز عده زیادی از مردم در جامعه وجود دارد که بیکار هستند؟  چرا کارگر میدان نشین زیاد هست؟ الا ماشاء الله. کسانی که هفته های متوالی نمی توانند خرجه روزانه خود را با دخل خود هماهنگ کنند، حتا بعد از سال ها. هنوز عده زیادی از مردم بیمه نیستند. هنوز عده زیادی از فرزندان مردم بی سواد بار می آیند. هنوز عده زیادی از مردم از تامین نیازهای اولیه خود عاجزند. هنوز عده زیادی هستند که نمی توانند به مسافرت های ضروری بروند، و...

«مسیر برگردانان مخفی» چنان مسیر انحراف را با علامت های مثبت پر کرده اند که مستضعفین به نفع سرمایه داران شعار می دهند. آرمان هایی که برای ادامه حیاط طیبه انقلاب ضروری هست و انقلاب را اصیل نگه می دارد، همه در میدان دید است. اما اهداف اصیل انقلاب محقق نمی شود. چرا؟ چون علامت ها حفظ کرده اند، علامت ها در جامعه حضور دارد. مردم با مشاهده علامت ها فکر می کنند که مشکلی نیست و انقلاب در صراط مستقیم در حرکت است، در حالی که نمی دانند علامت ها بر مسیر اصلی قرار ندارد.

                                                                                              والسلام

                                                                                   محمد ابراهیم پاکروان   

                                                                                           ۸۸/۹/۲۸