|
تغيير قانون اساسي كساني كه مخالف نظام جمهوري اسلامي هستند، مخصوصا كساني كه خارج نشين هستند اصلا صلاحيت ندارند و در مقامي نيستند كه در باره تغيير قانون اساسی جمهوري اسلامي حرف بزنند و يا نظر بدهند. هر كدام از گروه هاي مخالف مي توانند هر جور كه دلشان مي خواهد قانون اساسي براي بيان ايده هاي خود بنويسند و اگر روزي پيروز شدند و در ميان ملت محبوبيت پيدا كردند و ملت آن ها را پذيرفتند، آن موقع اجرا كنند. مخالفين مي خواهند با تغيير در «قانون اساسي انقلابي» راهي براي ورود به نظام پيدا كنند تا اهداف خودشان را كه مخالفت با اسلام و منافع ملي مي باشد عملي سازند. اما اين قانون اساسي انقلابي اجازه ورود به افراد ناهل و ضد انقلاب نمي دهد. قانون اساسي جمهوري اسلامي براي حافظت از دست آوردهاي انقلاب اسلامي سال سال 1357 نوشته شده است. اگر روزي مسوولين اصلي نظام جمهوري اسلامي ايران تشخيص دهند كه در تحقق آرمان هاي انقلاب اسلامي قانون اساسي فعلي نواقصي دارد. اصلاح قانون اساسی چنان صورت مي گيرد كه خود قانون اساسي تعيين و پيش بيني كرده است، درست مثل اصلاح بخش هايي از قانون اساسي در سال 1368. همچنان كه مسلمين كتابي مثل قرآن دارند و نظام شاهنشاهي قانون اساسي داشت، جمهوري اسلامي هم قانون اساسي دارد. تا زماني كه فردي مسلم است، قرآن را قبول دارد. سلطنت طلب ها قانون اساسي زمان شاه را قبول دارند. ملت انقلابي ايران هم قانون اساسي انقلاب اسلامي را قبول دارد. كساني كه فرياد تغيير قانون اساسي را سر مي دهند، دلشان به حال انقلاب اسلامي نسوخته است. بيروني هايي كه مدعي اسلام خواهي هستند و واقعا دلسوز مي باشند بيايند اولا مشكل ايجاد نكنند و دوما كوشه اي از مشكلات مردم را حل كنند تا كشور زودتر به رشد متعالي خود برسد. محمد ابراهيم پاكروان ۱۳۹۰/۲/۱۲
+ نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1390ساعت 9:46  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
روز زن و روز آزادي خرم شهر را گرامي مي داريم. ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س) الگوي زنان جهان كه به حق روز زن ناميده شده گرامي مي داريم. تولد حضرت امام خمینی(ره) رهبر كبير انقلاب اسلامي هم گرامي مي داريم. خرمشهر عزيز كه با تجاوز متجاوزين به خونين شهر تبديل شده بود در سوم خرداد سال 1361 دوباره خرمشهر شد. آزاد سازي خرمشهر توسط رزمندگان اسلام با وحدت و همدلي ميسر شد. ضمن حفظ وحدت، سال روز آزاد سازی خرمشهر را به تمام مردم ايران و دشمن متجاوزان تبريك عرض مي كنم. محمد ابراهيم پاكروان ۱۳۹۰/۳/۳
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 10:51  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
اتحاد در بین مخالفان جمهوري اسلامي محال است مخالفین جمهوری اسلامی ایران خواهان اتحاد در بین خود، حتا به صورت صوری و ظاهری هستند. این گروه از مخالفان، اتحاد مخالفان جمهوري اسلامي را مهمترین گام در شکست جمهوری اسلامی می دانند. نقد: اتحاد بین مخالفان به هیچ وجه امکان ندارد. زیرا بیشتر گروهک های اصلی که دایه نجات ایران دارند تفاوت ایده ئولوژیکی با هم دارند و گروهک های فرعی هم به علت های مختلف(عدم تحرک، سازشکاری، نداشتن پایگاه مردمی، و...) ازآنان انشعاب پیدا کرده اند. به همین خاطر اتحاد بین آنان محال است. به فرض محال اگر اتحاد و همبستگي مؤثري ميان آن ها به وجود آيد و پیروز شوند، آن موقع، موقع شروع جنگ قدرت و درگیری بین آنان هست. جنگ قدرت ممکن است سال ها ادامه یابد تا يكي ديگران را شكست دهد و نتیجه اش خیری برای ملت نخواهد داشت جز ملت را بيچاره تر كردن. محمد ابراهيم پاكروان ۱۳۹۰/۲/۲۰
+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 11:31  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
اهداف آرمانی انقلاب اسلامی ايران و لیبیرال دمکراسی غربي آرمان های انقلاب اسلامی ایران از محبوب ترین آرمان ها در میان ملت ایران و دیگر ملت هاست و استکبار جهانی روز به روز در مقابل عظمت آن عقب نشینی می کند. سوال اين است: چرا جهان بيني و ایدئولوژی انقلاب اسلامي ايران در ميان ملت ها محبوبيت پيدا مي كند؟ در جواب بايد گفت: نفوذ روزافزون جهان بيني و ایدئولوژی انقلاب اسلامي ايران در قلوب و اذهان مردم سراسر جهان به علت ظرفيت هاي ارزشي و انساني مطلوب است كه به جهانیان هدیه می نماید. آرمان های انقلاب اسلامی ایران، آرمان های مورد نياز و فطری تمام مردم جهان است. آگاهی ملت های جهان از آرمان های مطرح در انقلاب اسلامی منافع کشورهای استکباری را با خطر جدی روبرو کرده است. به همین خاطر وقتي ملتي آواز دلنواز «سرمايه كشورت مال خود شماست و بايد مشكلات تو را حل كند و تو را به رشد متعالي برساند» به گوشش مي رسد از خواب غفلت بيدار مي شود، بعد از شناخت غارت گر ثروت هايش و يك هدف را دنبال مي كند: ثروت هاي مادي و معنوي مرا غارت نكنيد. ما را به حال خود رها كنيد. اگر به حرف اش توجه نكنند، فرياد حق خواهي سر مي دهد. آيا قيام براي حق خواهي حق ملت هاي در ستم مانده نيست؟ ناتواني آخرين دست آورد لیبیرال دمکراسی غربی در مقابله با جمهوري اسلامي در نوع جهان بيني و ایدئولوژی هاي حاكم بر آن ها نهفته است. مردم داري و ارزش گزاري به انسان و انسانيت در جهان بيني و ایدئولوژی جمهوري اسلامي ايران بسيار پيشرفته تر و مطلوب تر از ایدئولوژی لیبیرال دمکراسی غربی است. اهداف آرمانی انقلاب اسلامی ايران در مقابل اهداف آرمانی لیبیرال دمکراسی غربی پيروز است زيرا ظرفيت هاي ارزشي و انساني جمهوري اسلامي ايران در مقابله با ظرفيت هاي غير ارزشي و انساني لیبیرال دمکراسی آمريكايي بسيار بالاست. به عنوان نمونه: همه دولت ها تلاش مي كنند تا از راه همكاري، رقابت يا منازعه نسبت به کسب و تقويت منافع ملي خويش اقدام نمایند. ایران اسلامي خواهان حفظ منافع ملی خود با سیاست(برد-برد) است. برد برای هر دو طرف، در سیاست جمهوری اسلامی هر دو طرف آقا، محترم، عزیز هستند و منافع متقابل بین دولت ها به وسيله همکاری دست مي آيد. سیاست ایران حفظ منافع دولت های طرف قرارداد است. ایران خواهان قدرت مند شدن تمام ملت هاست. اما آمریکا خواهان حفظ منافع ملی خود با سیاست(برد- باخت) است. برد به نفع آمريكا و باخت به ضرر دیگر كشورها. در سیاست استکباری آمریکا خودش سرمایه دار، آقا، محترم، عزیز است و طرف مقابل کارگر جيره خوار،محتاج سرمایه، نوکر ذلیل هست. سیاست آمریکا فقط با رقابت و منازعه شكل كرفته و تنها حافظ منافع خود است. آمریکا ملت های دیگر را قدرت مند نمی خواهد. تنها راه مهار جهان بيني و ايدئولوژي انقلاب اسلامي ايران، پديد آمدن يك جهان بيني و ايدئولوژي قوي تر، مبارزتر، انساني تر، منطقي تر، سالم تر، آرماني تر از انقلاب اسلامي ايران است. مسلم است بدون ياري يك معصوم پديد آمدن چنين انقلابي محال است. بعد از انقلاب اسلامی، ملت ایران می خواهد سلطه هيچ قدرت فرعوني و بشري را نپذيرد. مقاومت شجاعانه و استقلال طلبانه ملت ايران استكبار را بيچاره كرده است. جهان بيني و ایدئولوژی انقلاب اسلامي ایران اسلامي مصمم كرده است تا در میان مشکلات به اهداف اش برسد. ايستادگي اين سرو سرافراز ايران را به يك الگوي مناسب جهاني تبديل كرده است. ملت هاي تحت ستم عزت خود را در داشتن چنين جهان بيني مي دانند نه در جهان بيني و ایدئولوژی لیبیرال دمکراسی غربی، ملت هاي تحت ستم دنبال الگويي مي گردند كه به آن ها عزت و شرافت بدهد. ملت ها كمشده خود را در داشتن جهان بيني و ایدئولوژی استقلال طلبانه جستجو مي كند. محمد ابراهيم پاكروان ۱۳۹۰/۲/۲
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 9:16  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
گرامي داشت 9دي يا 13محرم ايران اسلامي در 13محرم سال1431 ه ق برابر با 9دي سال 1388 ه ش يكپارچه شاهد خروش ميليون ها انسان آزاده اي بود كه خشم و انزجار خود را از اهانت يزيديان زمان به سرور و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام ابراز كرده و خواستار برخورد قاطع نظام با سران و هتاكان حامي جريان آشوبگران روز عاشورا شدند. شايسته است حماسه آفريني مردم غيور در 9دي گرامي داشته شود. اصل اين است كه برخورد با آشوب گران از همان روز عاشورا شروع شد و در 13محرم مردم در سراسر كشور به خروش آمدند و كاري كردند كارستون. حق اين است گرامي داشت حماسه آفرينان دو روز بعد از عاشورا نبايد فراموش شود. مردم مسلمان و خداجو به خاطر توهيني كه در روز عاشورا به عزيزترين محبوبشان شده بود در 13 محرم وارد صحنه شدند و با شعارهاي كوبنده فتنه گران را از صحنه خارج كردند و حماسه بي نظير ديگر آفريدند: «ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند»، «مزدور آمريكايي، ما آمديم كجايي»، «حسين حسين شعار ماست، شهادت افتخارماست»، «مقتل خونين حسين، ضامن انقلاب است»، «وفادار امام و انقلابيم سر از فرمان رهبر برنداريم»، «مرگ بر ضد ولايت فقيه»، «جمهوري اسلامي شعار مسلمين است، جمهوري ايراني حرف منافقين است»، «جنايت يزيد تكرار شد ملت ما دوباره بيدار شد»، «به كوري منافق بسيجي بيدار است، براي هر بسيجي شهادت افتخار است»، «جسارت جسارت، نشانه حقارت»، «در ظهر عزا حرمت ارباب شكستند علمدار كجايي علمدار كجايي، اين فتنه گران راه عزاداري تو بستند علمدار كجايي»، و... اگر در هر سال 9دي گرامي داشته شود بعد از چند سال آن روز از ماه محرم و صفر بيرون مي آيد و قرابت عاشورا و روز حماسه برخورد شديد با فتنه گران از بين مي رود. پيشنهاد مي شود كه به جاي 9دي هرسال 13محرم هر سال گرامي داشته شود تا آن قرابت باقي بماند و شعور و شور حسيني براي عاشوراييان حفظ شود. محمد ابراهيم پاكروان ۱۳۸۹/۱۱/۱۰
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 13:32  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
انقلاب و انقلابي به شيوه امام خميني غوغا مي كند انقلاب اسلامي ايران بر عليه استكبار غوغا مي كند. آري هر انقلابي به شيوه امام خميني غوغا مي كند و مستكبران را رسواي تاريخ مي سازد. ديگر شيوه ها انقلابي در مقابل اين شيوه رنگ باخته اند، آن هم چه رنگ باختني. مستصعفين فقط با اين شيوه به حقوق خود مي رسند. تپش قلب امام خميني در سينه افراد انقلابي کار میکند. فرد انقلابي مانند رهبرش مثل بمب هوشمند مهار نشدني است. وقتي ضامن اين بمب از حركت مي ايستد كه همه ملت ها از يوق استكبار خارج شده باشند. بمب اتم ويرانگر جسم و اماكن است. مثل نيروهاي اهريمني يزيديان. اما بمب فرد انقلابي از جنس غيرت است و ايثار، و در نهايت نثار خون سرخي كه ويرانگر باطل و جهل و ناداني ملت هاست. مثل خون امام حسين(ع). وقتي باطل و جهل و ناداني از منطقه ای دور شود به جايش حق و علم و دانايي مي نشيند و انقلاب رهايي بخش حقيقي آغاز مي شود و انقلابي مثل انقلاب اسلامي ايران به وجود مي آيد كه در آن استكبار جايگاهي نخواهد داشت. چرا نابودي انقلاب اسلامي ايران الويت اول استكار است؟ چون به خوبي مي دانند كه اگر صداي بيدار باش انقلاب اسلامي ايران به گوش ملت ها برسد، قدرت استكباري خود را از دست خواهند داد. لپ كلام استكبار از اين همه هياهو، توطئه، تحريم، جنگ سخت، نرمعك و نرم بر عليه انقلاب اسلامي ايران، اين است:« انسان انقلابی به شيوه امام خميني نباشيد»، انقلابي به شيوه ديگر برايشان مهم نيست، زيرا طراحي ديگر انقلاب ها مستقيم يا غير مستقيم در دست سران استكبار است. وقتي سلسله عمليات براندازانه استكبار بر عليه انقلاب اسلامي پايان مي يابد كه ما از امام خميني جدا شويم. آن موقع پيام استكبار اين است:«تحريم ها پايان يافت. مي توانيد حكومت دمكراسي داشته باشيد. مي توانيد انقلاب(رفورم) كنيد و مهره ها را جابجا كنيد. خودمان هم تشويق و حمايت مي كنيم. مي توانيد انرژی هستهای داشته باشيد. حتی مي توانيد بمب اتم داشته باشيد.» مگر بعضي کشورها بمب اتمي ندارند. برای قدرت هاي استكباري اهمیتی ندارد كه ملتي بمب اتمي داشته باشد يا نداشته باشد. داشتن و نداشتن انرژی هستهای و بمب اتم حرف اصلی آنها نیست، حرف اصلي آن ها به انقلابي هاي ايران این است: تابع ما باشيد(گوسفند)، اگر درنده هستيد مثل ما به شکار آدم ها و ثروت ملتها بياييد(گرگ). آزادي خارج از حيطه ما ممنوع. به عبارت ساده تر: الويت اول شکار ما باشيد. الويت دوم با ما کاری نداشته باشيد. الويت سوم با شکارهای ما كاري نداشته باشيد. در يك كلام: «هر چه مي خواهيد باشيد، اما فقط انقلابی به روش امام خميني نباشيد!» محمد ابراهيم پاكروان ۱۳۸۹/۱۱/۱۴
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390ساعت 9:17  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
مهدي(عج) خواهد آمد نقدي بر فيلم «ظهور بسيار نزديك است» صهيونيسم براي رسيدن به اهداف اش سياست هايي را دنبال مي كند كه مغاير با اهداف شيعه است. صهيونيسم هر سياستي را كه در پيش گرفت ما نبايد سياست هاي مشابه آن را در پيش بگيريم. اگر با قوايد صهيونيسم مبارزه كنيم قطعا بازنده خواهيم بود. براي صهيونيسم مهم نيست كه حرف اش دورغ از آب درآيد، مهم اجراي سياست هاي كوتاه مدت با تبليغات پر سر و صداست. صهيونيسم براي پايان جهان تاريخ تعيين مي كند آن هم در چندين نوبت كه همگي دروغ از آب در آمده است و تاريخ 2012 هم همان سرنوشت را خواهد داشت. صهيونيسم هر بار عدم تحقق پيش بيني خود را به طريقي توجيح مي كند. ما شيعان نبايد در دام اعلام تعيين تاريخ براي ظهور آخرين منجي نجان دهنده جهان از ظلم و ستم استكبار بيافتيم. ارزش هاي شيعه كه حق مطلق است. ارزش هايي است كه ضمير تشنه همه انسان ها را سيراب مي كند. يكي از ارزش هاي شيعه منتظر ظهور منجي بودن است. شيعه فقط يقيين دارد كه مهدي خواهد آمد. از نظر شيعه هيچ تاريخي(مستقيم يا غير مستقيم) براي ظهور آخرين منجي معتبر نيست و نخواهد بود. ممكن است اين جمعه بيايد ممكن است در جمعه هاي ديگر بيايد. ممكن است مردم اين نسل شاهد ظهور آقا باشند، ممكن است چند نسل بعد هم شاهد ظهور نباشند. وقتي كسي بگويد پيرمردهاي اين نسل ظهور مهدي را مي بينند، قطعا تاريخ تقريبي تعيين كرده است. اگر پيرترين فرد را كه شاهد ظهور باشد 120 سال فرض كنيم و عمر او در حال حاضر 90 سال باشد يعني تا 30 سال ديگر مهدي ظهور خواهد كرد و اين اعلام از نظر شيعه درست نيست. تنها خداست كه از زمان ظهور آگاه است. آرزوي شيعه اين است كه زمان ظهور نزديك تر باشد و اين آرزو در دعاهايش آشكار است. فيلم «ظهور بسيار نزديك است» از آن جهت كه در مساله ظهور از سياست هاي صهيونيسم پيروي كرده و با معرفي مصداق و تعيين تاريخ بطور غير مستقيم مورد اشكال مي باشد. محمد ابراهيم پاكروان ۱۳۹۰/۲/۸
+ نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 13:34  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
بسمه تعالي «وحدت حوزه و دانشگاه » جامعه اسلامي ايران براي پيشرفت متعالي و جبران عقب ماندگي علمي خود نياز به يك اراده ملي و بسيج عمومي دارد كه با سرعت و دقت بيشتري نسبت به پيشرفت جهاني گام بردارد . يعني نبايد اعمال و رفتار ما در اين زمان حساس باعث شود كه بجاي پيشرفت با سرعت بالا ، از سطح پيشرفت جهاني، در جا زده و يا سال به سال عقب تر بمانيم. كليد اين پيشرفت متعالي را بايد مراكز علمي و پژوهشي كشور تهيه و قفل هاي بسته را باز كنند. باز شدن هر قفل بسته اي يكي از مشكلات اصلي كشور را حل و باز شدن قفل هاي بعدي را آسان مي نمايد. بزرگترين مراكز پژوهشي و علمي كشور عبارتند از حوزه و دانشگاه ، همكاري و هماهنگي آنها نقش تعين كننده در پيشرفت متعالي كشور دارد. حوزه در حل مشكلات معنوي ( اولويت اول ) و دانشگاه در حل مشكلات مادي (اولويت اول) در جامعه اسلامي ايفاي نقش مي كنند. به نظر من تنها راه وحدت بين حوزه و دانشگاه اين است كه اعتماد عميق بين اعضاي اين دو نهاد بوجود آيد، بطوري كه منجر به توليد محصولات قابل قبول براي ديگري باشد تا با اشتياق از نظرات هم استفاده كنند. محصول اصلي دانشگاه توليد علوم تجربي و فني و پرورش متخصص آن است بايد چنان منطقي باشد كه حوزهويان بدون كوچكترين شك و ترديد استقبال كنند. محصول حوزه ابلاغ پيام الهي است. بايد چنان متخصص باشند كه بتوانند اهداف پيام الهي (اهداف قرآن) را طوري اطلاع رساني كنند كه هم دانشگاهيان استقبال كنند وهم پيام رسان خوب الهي باشند دين و علم دو بال پيشرفت متعالي جامعه هستند كه با تكروي آنها ، عدم هماهنگي و همكاري آنها، جوامع زير قابل تصور است. 1 – قفط از تحاظ ديني پيشرفت كند و از نظر علمي عقب بماند: چنين جامعه اي در نهايت دچار شكست خواهد شد. چرا كه گسترش دين بدون توجه به علم باعث بوجود آمدن جامعه ايي مي شود كه مشكلات حل نشدني فراواني گريبان گير آن مي شود. ذات دين هم با چنين جامعه ايي مخالف است. بعضي از جوامع شرقي چنين اند. 2 – فقط از لحاظ علمي پيشرفت كند و از نظر ديني كمبود داشته باشد: در اين صورت نيز جامعه دچار شكست خواهد شد. چنين جامعه اي به خاطر كمبود معنويات دچار بحران مي شود. نمونه آن بعضي از جوامع غربي است كه يك طرفه رشد يافته اند. هر يك از جوامع فوق به علت عدم حضور ديگري مشكلات مخصوص به خود را دارد. 3 – نزاع هميشگي بين اين دو: در اين حالت هر كدام موجب ايستايي و ركود ديگري مي شود. هر دو حضور ضعيف در جامعه دارند. در نتيجه دو مركز تخريب شده وجود خواهند داشت. چنين جامعه اي بسوي پيشرفت حركت نمي كند كه هيچ ، بلكه پسروي هم مي نمايد. 4 – هماهنگي و همدلي: در چنين جامعه اي هر دو حضور پر رنگ و قوي دارند. يكي در تقويت ديگري مي كوشد و همديگر را تقويت مي نمايند. با كمك و ياري موجب رشد و شكوفايي ديگري مي شود. نقاط ضعف يكديگر را محترمانه حل مي نمايند. در اين حالت جامعه به سوي پيشرفت متعالي گام بر مي دارد و همه راضي خواهند بود. جامعه براي پيشرفت متعالي به محصولات هر دو نهاد نياز دارد. بايد چنان هماهنگ باشند كه ملت با جان و دل خريدار محصولات هر كدام از آنها باشند. يكي از بهترين راه توليد محصول مشترك اين است كه يكي قبل از ارسال محصول خود به بازار، اول هماهنگي لازم را در بين خودشان انجام بدهند و بعد در بين متخصصين طرف ديگر مطرح و مورد نقد و بررسي قرار بدهند. به عبارت ديگر، اول خودشان محاسن و معايب خروجي خود را مورد ارزيابي قرار دهند و معايب آن را به حداقل برسانند، بعد محصول را به متخصصين بال ديگر عرضه نماييد، تا عيوب احتمالي بر طرف شود. به عنوان مثال: اگر نظريه اي در دانشگاه مطرح و ارائه شد، اول خود به نقد آن بپرازند و خود رايك نقاد فرض كنند. و نظريه خود را با ديد انتقادي بررسي نمايند. اگر متوجه شدند كه قسمتي از آن ايراد دارد. خود برطرف كنند، حوزويان هم همچنين. در اين صورت نه خروجي حوزه با علوم دانشگاهي تضاد پيدا مي كند و نه خروجي دانشگاه با مسلمات ديني به تعارض كشيده مي شود. به نظرم چنان نباشد كه يكي خروجي ديگري را بعد از انتشار و جا افتادن مورد نقد قرار دهد و باعث موضع گيري متقابل شود . تا زماني كه محصولات هر دو مصرف داخلي (خود و طرفدارانش) دارد و براي ديگري قابل استفاده نيست. بحث وحدت حوزه و دانشگاه بي مورد است به عبارت ديگر تا زماني كه حوزه محصول خود راخود مصرف مي كند و محصولات دانشگاه را قبول ندارد و يا بالعكس، وحدتي حاصل نخواهد شد. در رابطه با وحدت حوزه ودانشگاه توجه به چند نكته اساسي ضروري مي باشد. نكته اول: اولين اقداماتي كه بايد انجام شود شناسايي محل هاي تفرقه و اختلاف است. با شناسايي آنها و جمع آوري روش هاي وحدت آفرين، بهترين و مناسب ترين راه حل را استخراج، انتخاب و اجرا كرد. نكته دوم: تدريس روحاني در دانشگاه و يا دكتر در حوزه مشكل را حل نمي كند چون اگر روحاني فقط مباني علم را مثل ديگر اساتيد براي دانشجويان بيان نماي. او هم مانند آنهاست با اين تفاوت كه لباس روحانيت را در تن دارد و دكتري كه از دانشگاه براي تدريس طلبه ها مي رود او يك روحاني است اما بدون لباس. آنچه مد نظر است توافق بين تئوريها و نظريه هاي مطرح در دو مركز است. تا زماني كه تئوريها و نظريه هاي يكي براي ديگري مورد پذيرش قرار نگيرد. وحدت ايجاد نمي شود. منظور از محصول مشترك تئوريها و نظريه هاي قابل جمع است كه مورد پذيرش هر دو مركز است. نكته سوم: چنين نيست كه بنام وحدت در كار هم دخالت كنند، و حوزه قسمتي از كار و مسئوليت دانشگاه را انجام بدهد. و دانشگاه كار حوزه را. بلكه بايد هر كدام وظايف خود را به نحو احسن انجام بدهند. اما خروجي آنها با هم هماهنگ باشد. براي اينكه حوزويان از نياز دانشگاهيان با خبر باشند بايد تحولات آن را مداوم پيگيري كنند و خروجي آنها را مورد نقد و بررسي قرار دهند و منتظر نباشند يا مساله به جاي باريك كشيده شود بعد وارد صحنه شدند و نداي والسلاما سر بدهند.دانشگاهيان نيز بايد مشكلات خود را عرضه نمايند وبالعكس.يعني يك رابطه دو طرفه ايجاد نمايند.در اين ميان هركدام به وظيفه خود به نحواحسن عمل نكرده باشد به همان اندازه فاصله ايجاد مي نمايد. آنچه قابل پيش بيني است اينكه: عده اي اندك و انگشت شمار در هر دو مركز وجود دارد كه از همكاري اين دو نهاد راضي نبوده و مشغول شيطنيت هستند و خواهند بود . از علما و دانشمندان هر دو نهاد انتظار مي رود كه فعاليت آنها را در مراحل اوليه بايكوت كنند، و با منطق جواب قانع كننده براي مخاطبان در جامعه تهيه نمايند و اطلاع رساني مناسب و به موقع انجام دهند تا توطئه گران نتوانند در جامعه براي خود پايگاهي دست و پا كنند. نه اينكه به خاطر هم صنف بودن فردي مورد پشتيباني و حمايت قرار گيرد، و منطق فداي صنفي گري شود.اگرخلاف فردي فقط به خاطرهم صنف بودن موردتاييدودفاع قرارگيرد،اين عمل ترويج عادات دوره جاهليت است وجامعه متمدن چنين داوري را نمي پسندد. اگر اين دو مركز بجاي تفاهم ، با هم به جدال بر خيزند. اولا مسير پيشرفت عوض مي شود بجاي رشد و شكوفايي كشور باعث اتلاف نيرو، سرمايه، زمان و غيره مي شود. به نظر مي رسد دشمن هم از اين عمل راضي است، زيرا به طور مستقيم يا غير مستقيم براي رو در رو قرار دادن اين دو تلاش مضاف مي نمايد. شهيد مفتح هم آيت اله بود و هم دكتر، او از نياز هر دو آگاه، به همين خاطر بازار مصرف محصولات حوزه را در دانشگاه و همچنين بازار مصرف توليدات دانشگاه را در حوزه به وجود آورد. يك رابطه دو طرفه طراحي نمود كه منجر به توليد نظراتي شد كه مورد قبول هر دو مركز بود. البته به صورت محدود و در حيطه كاري خود به عنوان نمونه موفق. در اين زمان حساس وظايف مسؤولان حوزه و دانشگاه اين است كه فعاليت خود را به تمام مراكز علمي و پژوهشي خود در سراسر كشور گسترش بدهند. يعني شهيد مفتح تبديل به مفتح هاي زنده شود. راهش پر رهرو باد. به اميد آن روز. والسلام محمد ابراهيم پاكروان 21/9/1382
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 11:28  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
حضرت محمد(ص) در بازگشت از آخرین حج خود همه مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در غدیر خم جمع کرد و در آنجا حضرت علی(ع) را بهعنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانب الله معرفی کرد. و فرمود: «هر آنکس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست.» به مناسبت سال روز غدیر خم، انتخاب حضرت علی(ع) توسط حضرت محمد، این روز مبارگ را به عموم مردم جهان مخصوصا مسلمانان تبریک عرض می نمایم. محمد ابراهیم پاکروان 89/ 9/ 3
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 12:2  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
«13 آبان روز ملي مبارزه با استكبار» 13 آبان در تاريخ انقلاب اسلامي ايران بسیار مهم است زیرا چنین روزی سه واقعه مهم اتفاق افتاده است. دو واقعه قبل از انقلاب و یک واقعه بعد ار انقلاب اسلامی. در 13 آبان 1343 امام خميني توسط مأموران حكومت شاه بازداشت و پس از انتقال از قم به تهران، به تركيه تبعيد شدند. جا دارد که این روز به اسم « روز مقاومت » هم نامیده شود. سيزدهم آبان 1357 و در روزهاي اوجگيري انقلاب اسلامي دهها نفر از دانشآموزان كه براي انجام تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران تجمع كرده بودند، هدف تيراندازي مأموران حكومت قرار گرفته و به شهادت رسيدند. از آن پس روز 13 آبان «روز دانشآموز» ناميده شد. سيزدهم آبان 1358 ساختمان سفارت امريكا در تهران توسط جمعي از دانشجويان معترض تصرف گرديد. مکانی که از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران تا زمان تسخير سفارت امريكا در تهران ديپلمات هاي امريكايي مستقر در لانه جاسوسی از هيچ تلاشي در جهت مقابله با نظام نو بنياد جمهوري اسلامي ايران فروگذار نميكردند. رد پاي استكبار جهاني در تبعيد امام در سال 43 ، در كشتار دانش آموزان و دانشجويان در سال 57 قابل مشاهده است که با تسخير سفارت آمريكا در سال 58 مهر بطلاني بود در جهت عدم دخالت و دست درازی هاي استكبار جهاني ميهن اسلامي مان. هر سه رويداد فوق در شكل دادن به حركت انقلاب اسلامي نقش خاصي ايفا كردند. هويت هر سه رخداد، مبارزه با استكبار و عوامل آن است و به همين دليل اين روز «روز ملي مبارزه با استكبار» ناميده ميشود. یاد و خاطره این روز را همگام با ملت همیشه در صحنه گرامی می داریم محمد ابراهیم پاکروان ۸۹/8/۱۳
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 9:22  توسط محمدابراهیم پاکروان
|
|